September 17, 2006

اینجور که پیداست جناح سرمایه در انتخابات  سوئد برنده میشود. این مسئله تنها حاکی از عملکرد بسیار بد  سوسیال دمکراسی در عرض 4 سال اخیر در سوئد است.
خبر های جدید تر را اضافه خواهم کرد.

پس نوشت: نتیجه انتخابات تقریبا قطعی شده : بلوک آبی یعنی بلوک بورژوازی دو حزب بزرگ یعنی حزب مدرات و مرکز با ازدیاد درصد آرا و حزب مردم  که به جاسوسی مزبورانه ای دست زده بود  و نیز حزب دمکرات مسیحی ها با افت آرا روبرو شدند. . حزب سوسیال دمکرات ها با نزدیک به 4.5 درصد افت آرا و حزب چپ بیش از سه درصد افت رای در دولت جدید نقش اپوزیسیون را بازی خواهند کرد.
حزب چپ با 5.8 درصد به مرز حداقل آراء ـ 4 درصد ـ برای حضور در پارلمان نزدیک میشود. از میان احزاب متحد بلوک سرخ تنها حزبی که درصد آراء اش نسبت به انتخابات 4 سال پیش افزوده شده است حزب سبزها است که تنها نیم درصد رای بیشتر کسب کرده است.

حزب ابتکار فمینیستی تنها یک درصد کل آرا را به خود اختصاص داد .
حزب نازیست ها ـ Sveriges demokraterna ـ دو درصد کل آرا را به خود اختصاص داد.

مرز حضور در پارلمان 4 درصد کل آرا و مرز دریافت کمک مالی دولتی برای کامپاین انتخاباتی 2.5 درصد کل آراء است.

امروز یکی از دوستان از احتمال تقلب در انتخابات سوئد از من پرسید. با کمال اطمینان میتوانم بگویم که اگر چند کشور در دنیا وجود داشته باشد که بتوانند ادعا کنند که هیچگونه تقلبی در انتخابات و شمارش آراء ایشان نمیشود ، یکی از آنها سوئد است. سوئد با سیستم دقیق گرفتن و شمارش آراء هیچ جایی برای تقلب در انتخابات را باقی نمیگذارد.

شکست بلوک سرخ در انتخابات از نظر من تنها به دلیل بی اعتمادی مردم به عملکرد بلوک سرخ  در سوئد بود.

در مورد حزب ابتکار فمینیستی باید یک مسئله را بگویم . خیلی از طرفداران این حزب ادعای عجیب و غریبی میکنند ، مثل ضد فمینیست بودن جامعه سیاسی سوئد و از این قبیل . خانمی ایرانی را میشناسم که ادعا کرده است عضو مخفی حزب ابتکار فمینیستی است و مدعی است که  این مسئله را از همکاران سوئدی اش مخفی نگاه داشته تا روابط سر کار را دوستانه حفظ کند. او حتی به امکان اخراج از کار هم اشاره کرده است.
این ادعا ها به نظر من فقط هوچی بازی های کوته نظرانه ای بیش نیست که شاید با عدم شناخت واقعی از جامعه سوئد توام است.  سوئد کشور ضد فمینیستی نیست و جامعه ی سیاسی سوئد ابدا جامعه ای ضد فمینیستی نیست . فمینیسم در سوئد به عنوان جنبشی فعال و پیشرو شناخته شده است. اما اینکه حزب ابتکار فمینیستی نمیتواند چندان موفقیتی داشته باشد به نظر من به چند مسئله ربط دارد :
1 ـ این حزب ، به شدت از الگوی سنتی احزاب ( که مردانه خوانده میشود ) یعنی الگوی رهبری هرمی پیروی میکند. این حزب بدون رهبرش ـ خانم گودرون شیمن ـ که اتفاقا ابدا هم به سازماندهی پارالل اعتقادی ندارد ، نابود و هیچ است. این حزب حزبی است که هم سر دارد و هم رهبر دارد. و ابدا به آرمان فمینیستی سازماندهی موازی پاینبد نیست.
2 ـ احزاب جدید در سوئد نه ممنوع هستند و نه مورد مخالفت قرار میگیرند. احزاب جدید باید حرف جدیدی برای گفتن داشته باشند. حزب ابتکار فمینیستی دو حرف جدید را در نشست سراسری خود مطرح کرد. این دو حرف اینها بودند :
ـ زنان باید بتوانند اسم مردانه داشته باشند. و بر عکس ( حالا این که سرنوشت ایشان با تغییر اسم ایشان از الیزابت به آندرش تغییر میکند یا نه ، من اطلاعی ندارم )
ـ زنانی که با مردان همبستر میشوند به جنسیت خود خیانت میکنند. که این مسئله با توجه به این که تقریبا 90درصد زنان جهان ـ منجمله خود رهبر حزب ـ دگرجنسگرا هستند ، و همین ها هستند که باید به این حزب رای بدهند ، حرف چندان سنجیده ای نبود .
دیگر حرفهای حزب ، مثل برابر حقوقی زنان و مردان و مبارزه با خشونت بر علیه زنان و ... تماما از برنامه ی حزب چپ سوئد است.
سوئد با فمینیسم غریبه نیست. اما حزب ابتکار فمینیستی عملکردی در جهت خلع سلاح فمینیسم و به تمسخر گرفتن اهداف آن را پیش رو گرفته است. فمینیسم که عقیده ای پیشرو و آوانگارد شمرده میشد متاسفانه بعد از بیانات دوستان عضو حزب در نشست سراسری شان به شکلی تمسخر آمیز در آمده است. خودم مجبورم هر بار که حرف از فمینیست بودن خودم میزنم ، بازگو کنم که عضو این حزب نیستم و فمینیسم برای من چیزی بیشتر از تغییر نامم از مهشید به محمد است و همجنسگرایی و دگرجنسگرایی زنان را مسئله ای بی ارتباط به احزاب سیاسی و ادعاهای آنها میدانم.  این انرژی اتلاف شده را شخصا مدیون  حزب ابتکار فمینیستی هستم که هر بار با ادعای فمینیسم ، مجبور به توضیح آن میشوم.
برخلاف دوستان عضو حزب ، من فکر نمیکنم که مردم بد فکر میکنند. من معتقدم که عضویت در یک حزب و سخنوری در نشست های سراسری با حضور وسایل ارتباط جمعی ، وظیفه ای سنگین را بر عهده ی سخنوران میگذارد که هر چرندی را به زبان نیاورند. امروز حزب ابتکار فمینیستی متاسفانه در سطح جامعه از عمل تهی و متصدی حرفهای بی منطق و صد تا یه غاز معرفی شده است و این نه به علت پیش داوری های جامعه ، که به دلیل عملکرد خود مسئولین این حزب جدید است.
در احزاب دیگر اگر سوئ تفاهمی بیان شود ، عذرخواهی شده و تصحیح میشود. در این حزب هرگز بابت این ادعا ها عذرخواهی نشد ، و صرفا گفته شد که این رسانه های عمومی بودند که صحبت ها را بد تعبیر کردند. درحالی که من خودم نشست را دنبال میکردم و این گفته ها را از قول پایه گذاران این حرکت شنیدم.
حزبی که با نام زنان تاسیس و اداره میشود باید حرفی از خواسته های زنان در سوئد و در سراسر دنیا را بیان کند. تنزل دادن خواسته های زنان به سلیقه های شخصی چند تن و مطرح کردن آن در نشست سراسری ، جدیت عملکرد  حزب تازه تاسیس را زیر سوال میبرد .
متاسفانه این حزب با صداقت با اشتباهات خود برخورد نکرده است . دلیل آن را من همان سیستم سنتی حزبی میدانم و نتیجه آن را من شخصا همین کمبود محبوبیت آن در جامعه میشناسم.

[ 20:21 | مهشيـد | 0 دنبالک | 4 ديدگاه ]


Powered by MT3.35