کبری را نجات دهید
خوشه ، فوروم اجتماعی دانشجویان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خسته و سرگشته از گرفتاری های خانه و تعمیرات آن ، قهوه ای درست میکنم و به دوست جدیدی که کمکم میکند ( و چندان با روحیات من آشنا نیست ) می گویم بیا یه پاس بگیریم و قهوه و شیرینی بخوریم. آمد و خرت و پرت ها را کنار زد و جایی برای نشستن روی زمین باز کرد، کمی گپ زدیم و قهوه و شیرینی خوردیم. راجع به لوله کش و رنگ و کابینت ها و .... گفتیم. وقتی آمدیم بلند شویم با خنده گفتم : خدایا شکرت ، خدایا صد هزار مرتبه شکرت. او گفت : اما تو که گفته بودی به خدا اعتقاد نداری ، چرا اینقدر خدا را شکر میکنی ؟ گفتم : اِ ..یه نگاهی به دور و برت بنداز ، اگه اون آدم باشه این شکر ها از صد تا فحش خواهر مادر براش بدتره . :)))
|