دیروز در فستیوال فیلم انجمن یاری در استکهلم سه فیلم بلند و چند فیلم کوتاه ایرانی نمایش داده شد ، فیلمهای بلند فیلم گیلانه ، ماهی ها عاشق میشوند و زن زیادی بودند. بعدا راجع به این فیلم مینویسم ، اما همین الان فقط این را بگویم که فیلم زن زیادی خانم تهمینه میلانی از نظر من مزخرفترین فیلمی است که از یک زن که اسم فمینیست روی خود گذاشته دیده ام. پیام فیلم تاییدی است بر قتل ناموسی و بازی های فیلم ، بخصوص هنرپیشه ی اول مرد ، دیالوگ ها و لوس بازی هایش ، بسیار ارزان و مردم پسند است که این فیلم را در حد یک فیلم آبگوشتی پایین می آورد. حالم به هم خورد. تنها فیلم بلندی که بسیار قوی و زیبا بود ، فیلم خانم رخشان بنی اعتماد ، گیلانه بود. موضوع و بازی ها حرف نداشت. فیلم ماهی ها عاشق میشوند هم فیلم عاطفی ای بود که مدرنیته را با سینمای فردین در هم آمیخته بود. سرگرم کننده بود اما بجز صحنه های زیبای شهر مادرزادی ام ، انزلی ،که دیگر حتی یک خیابانش را هم را باز نشناختم و غمگینم کرد ، چیز دیگری به من نداد.
نوشته ای مفصل تر در باره این فیلم خواهم نوشت. درباره این فیلم و گفت و گویی که با یکی از آقایان روشنفکر این شهر پس از فیلم داشتم. ایشان معتقد بود که مرد به دلیل بیولوژی اش هر چه را که از دستش میرود با زور باز میستاند. عقیده ای که من آن را از عقاید آخوندها که خشونت خانگی را تایید میکنند خطرناکتر میدانم. عقیده ای که معتقدم این آقای روشنفکر در آن تنها نیست. چرا که دیدم که بسیاری از مردان و زنان با رضایت از سینما خارج شدند.
این بود انشای من در باره روز شنبه را چگونه گذراندید.
|