جان باطبی در خطر است. کاری کنیم...
پیشنهاد من به تظاهراتچی های استکهلم و دیگر کشورها این است که ننشینند برای خبر مرگ این عزیز و آنوقت در رادیوهای محلی دعوا راه بیاندازند و من اولم تو دومی در بیاورند و دعوت به تظاهرات کنند ( این ماجرایی بود که سر اکبر محمدی راه افتاد ) و هم اکنون که عزیز ِ ما زنده است تکانی بخورند.
پ.ن : ببخشید اگر لحنم تند است. مرده خوری هایی ( چقدر از این اصطلاح بیزارم ) که هفته های پیش در استکهلم بر سر تظاهرات مربوط به اکبر محمدی راه افتاد حالم را به هم زد. شرکت مردم البته نسبت به حرکت های استکهلم چشم گیر بود. مردم به دلیل خشم نسبت به حاکمیت جمع شده بودند . اما متاسفم که با شناختی از آقایان دارم این شرکت را به پای خود مینویسند ، احتمالا چند وقت دیگر در رابطه ای دیگر از بچه های کشورهای دیگر میشنوم که آقای فلان باز ادعا کرده که من قدرت بسیج 1000 نفر را دارم ( دفعه ی قبل که این ادعا را در رابطه با تظاهرات حمایت از جنبش دانشجویی از قول آقازاده شنیدم ، غم بزرگی بر دلم نشست. تعدادی بر آسفالت خیابانها افتادند که آقای فلان در نشست فلان بتواند برای خودش کسب اعتبار کند ...تغاری بشکند ..)
دلم خیلی گرفته است. تا این عزیز زنده است برایش کاری کنیم ...
|