شعر هادي خرسندي براي سيمين خانم به مناسبت تولد هشتاد سالگي و كانديداتوري جايزه نوبل ادبيات. (در همين پست هادي صحبتي هم راجع به گنجي كرده است كه خواندني است. ولي چون خودش گنجي بس داده ، ما هم فقط لينك ميديم :)
برسيم به مبارزه و به يکي از بزرگان مبارزه که تولد هشتادش را جشن ميگيريم، در روزهائي که براي جايزه ادبي نوبل هم معرفي شده.
ای نوبل ناگرفته سرور ما بی نوبل هم زیادی از سر ما ای تو در شعر، دختر سعدی ای تو در مهر، جای مادر ما غزل محکم مقاومتی ثبت با اشک و خون به دفتر ما این توئی با کلام دشمن سوز آخرین پاسدار سنگر ما توئی آموزگار آزادی درس داده به ثلث آخر ما تو به تهران و فرخی از یزد با لب دوخته سخنور ما گفته بودی « نگاه کن به شتر» تا تأسی کند به او خر ما غیر سیمین بهبهانی کیست دست مهرش به گونه تر ما های سیمین بهبهانی جان! ای بزرگ ِ بلند اختر ما از نوبل وز جوائز دیگر بی نیازی شما به باور ما گور بابای هرچه داور بد بهترین داور است داور ما جایزه ت را گرفته ای ، یعنی شعرهای تو گشته از بر ما به شما یحتمل نوبل ندهند برده آن را حریف دیگر ما این نوبل هم قواعدی دارد طبق تحقیق آقا اصغر ما منطقی نیست هم که ظرف سه سال دو نوبل روکند به کشور ما پس چه بهتر که قید آن بزنی لیک دادند اگر، چه بهتر ما ! سر تقسیم پول آن با من یا شما پیش میبری یا من!
|