July 20, 2006

*معلم يوگا در زمان ريلكس ( آخرين 15 دقيقه تمرين يوگا) ميگفت :
نفس عميق بكش ، ذهنت را از هر چه فكر هست پاك كن. اگر فكري بد و سمج به فكرت رسيد ، بايست و نگاهش كن. مثل آدمي كه در جايي از كنارت رد ميشود و با تو برخورد مهربانانه اي ندارد. نگاهش كن و  بگذار مثل يك تكه  ابر سياه كه چند دقيقه اي آسمان آبي ات را كدر ميكند بگذرد.

**با دخترم براي خوردن شام بيرون رفته بوديم. گفت : مامان فلاني از وقتي كه اون از خونه رفته خيلي ناراحت و تنها شده. دوستم همه اش نگران مامانشه . از من پرسيد حال تو چطور است و من گفتم كه مامان من اصلا اينطور نيست ، اينقدر برنامه داره كه اصلا نميشه گيرش آورد .
گفتم : اما تو كه هيچوقت احساس نميكني كه من وقتي لازم داري ، نباشم ؟ براي من تو هميشه ارجحيت داري و برنامه هاي ديگر را براي تو كنسل كرده ام و ميكنم.
گفت : نه بابا ، اينو ميدونم. من خيلي هم خوشحالم كه تو نميشيني خونه و غصه نميخوري از نبودن من.كه كارهاي خودت رو داري و دوستاي خودت را داري و كآري كه دوست داري ميكني . راستي تو نميتوني يه مقدار وقت براي مامان اين دوستم بگذاري ( من اون خانم را دورادور ميشناختم ) .
گفتم : مثلا چه جور وقتي منظورته ؟
گفت : به عنوان دوست ديگه . كه يه خورده كمتر غصه بخوره.
گفتم : من قبلا اين كار را كرده ام و ضررش را همه جانبه ديده ام. دوستي بايد از روي نياز متقابل و تفاهم آدمها باشه. به هيچ عنوان نبايد با كسي از سر ترحم دوست شد. دوستي يك موسسه خيريه نيست. اگر باشد هيچ فايده اي به حال هيچ كدام از طرفين ندارد. دوستي يك شيوه ي كسب انرژي است . ديدن دوستان به آدم انرژي ميدهد . اگر رابطه اي كه تو صحبتش را ميكني با آن خانم را داشته باشم ، اين رابطه صرفا انرژي ميگيرد . و براي آن خانم هم مفيد نيست. من پاي چنين دوستي هايي نميروم. تو خودت هم هرگز چنين نكن. من به تو ميگويم كه قبلا اين رابطه را با كسي داشته ام و ضربه بسيار هم خورده ام.  كار خير كردن با دوستي فرق دارد عزيزم.

***در جمع دوستان بوديم . يكي از زنان بلند شد كه برود. گفت كه دخترش خانه است و با وجود اينكه دخترك تقريبا بزرگ است ، عذاب وجدان راحتش نميگذارد. وقتي كه داشتيم از هم جدا ميشديم گفت : تو چطوري ؟ با رفتن دختري كنار آمدي ؟
گفتم : راستش همين الان كه تو گفتي ، يادم آمد كه من هميشه در طول تمام اين سالها نگراني و عذاب وجدان را داشتم. از وقتي دختري مستقل شده ، نگراني هايم به جاي خودش هست. اين نگراني هميشه با تو به عنوان مادر خواهد بود .اما ديگر عذاب وجدان ندارم.

****ديروز به عنوان روز مبارزه با هموفوبيا در ايران اعلام شده بود. متاسفانه حافظه ام ياري نكرد و به كل اين روز و نوشتن در باره آن را از ياد بردم. پيري و هزار....
البته بايد بگويم كه از ابتدا هم با اين روز و انتخابش چندان ميانه ي خوبي نداشتم.  الان هم باهاش مشكل دارم.يعني يه جواريي ... اما اين حرفا رو بگذارم براي بعد....

***** اگر نمیخواستی بهت تجاوز کنیم که ....

[ 13:55 | مهشيـد | 0 دنبالک | 7 ديدگاه ]


Powered by MT3.35