July 15, 2006

خوب اینم از این.

دیروز در میدان سرگل جمع شدیم. حدود 100 نفر بودیم ( حالا دوستان عصبانی نشوند. قصدم کوچک کردن یا بزرگ کردن حرکت نیست، به نظر من بیشتر از این نبودیم، اما اگر هم 150 نفر بودیم ، فرقی نمیکند. باز به نظر من همین هم بد نبود) برنامه ساعت ربع به پنج شروع شد و پنج و نیم تمام شد. حدود 15 نفر به دفتر حزب چپ در سولنا رفتند تا اعتصاب غذا کنند. دیروز اعتصاب غذا شروع شد و تا فردا بعد از ظهر ادامه دارد.
من در این اعتصاب غذا همراه نیستم. اعتصاب غذا یک حربه است ، ما این کار را قبلا انجام داده ایم. اعتصاب غذای بدون مدت برای جلب توجه مقامات بین المللی، آمبولانس و اینها هم خبر میشدند تا احیانا مسئله ای برای اعتصابیون پیش نیاید. حقا هم توجهات لازم جلب میشد.
اما وقتی ما یک زمان تعیین میکنیم ، که الان اعتصاب غذا را شروع میکنیم و پس فردا هم تمام میکنیم ، حد اکثرش این است که پلیس میگوید : خوب کمی وزن کم میکنند و طوری شان نمیشود.
من در اعتصاب غذای گنجی نیز به منظور همراهی و همبستگی  با بقیه وبلاگها یک روز اعتصاب غذا کردم ، اما امروز...
منظورم این است که ، اعتصاب غذا به مدت کم برای چه ؟ تحصن آیا همین نتیجه را نداشت ؟
خلاصه ... من در اعتصاب غذا شرکت نکردم و نمیکنم. روز به روز هم نگران تر به حرکتهای گنجی و برخوردهایی که با او میشود نگاه میکنم.
از طرفی ملت او را سوال باران میکنند، آنچنان که خمینی را میکردند. سوالاتی که انگار از رئیس دولت بعدی جواب میخواهند : نظرت راجع به پوشش زنان ، نظرت راجع به حقوق همجنسگرایان ، نظرت راجع به ....
چرا ؟ گنجی یک فرد است که فراخوانی برای یک حرکت داده است. قرار نیست رهبری جنبش انقلابی را به عهده بگیرد. من نمیفهمم اصلا به او چه ربطی دارد در مورد پوشش من نظر بدهد ؟ یا در مورد اینکه من با چه کسی و از چه جنسی همبستر میشوم نظر بدهد . اینها حقوق بدوی انسانها در یک جامعه دمکراتیک هستند. به کسی چه ربطی دارد ؟
از طرف دیگر میبنم که گنجی به این سوالها چنان جواب میدهد که انگار به او ربط هم دارد. آیا این سوالات برای او جزو حقوق اولیه انسانها به شمار نمی آید و باید در موردش حد و مرز وجود داشته باشد ؟ کل جوابگویی به این سوالات برای من زیر سوال است. آیا جواب این قبیل سوالات همین یک نکته کوچک نیست که در جامعه مدنی هیچ کسی حق تعیین تکلیف در روابط و انتخاب های شخصی برای کسی دیگر را در اختیار ندارد؟ پس این پرسش و پاسخ ها چیست ؟

از سوی دیگر ، بحث های سروش و کدیور و ... عمده هستند. دیسکورث اسلام دمکراسی و قرائت جدید اسلام ... سکولاریسم یعنی که اسلامت مال خودت و در خانه ات، اگر دلت میخواهد ، یک مسجد هم هست که بروی و در روز عاشورا خودت را تکه پاره کنی و سبک کنی و بیایی خانه. اما دمکراسی در اسلام دیگر چه صیغه ای است ؟مگر یک بار این کلاه سرمان نرفت ؟
 در جامعه ما همه  همدیگر را تحمل میکنیم و قوانین مدرن جامعه مدنی برقرار است. اسلام را هر جور قرائت کنی ، همین گندی ازش در می آید که در ایران در آمده. اسلام مثل بقیه ادیان ، قوانین مدنی خاص خود را دارد. نیاز ما در جامعه مدرن امروزی ، قوانین مدنی امروزی و مدرن  است که هر روز و هر ساعت با نیازهای بشری آپ دیت میشوند  . اگر تو مسلمانی و مایل به رعایت قوانین اسلام ، در خانه ات و در زندگی شخصی ات چنین کن. اما این قوانین در یک جامعه دمکراتیک حق قانونگذاری برای کسانی که آن را انتخاب نکرده اند ( یا کرده اند ) ندارند. قرائت قدیم  جدید  مسئله ی جامعه بشری را حل نمیکند. سکولاریسم یعنی دین را از جامعه و قوانین اجتماعی جدا کنیم و مسئله ای شخصی باشد.

من به برخورد های گنجی با نگرانی نگاه میکنم. ترسم این است که نیاز رهبر جوی ما دارد از او فرانکشتینی می سازد که در انتها ...

از سوی دیگر مساله لبنان و اسرائیل ، تهدید های اسرائیل نسبت به ایران....

بسیار نگرانم....

[ 13:15 | مهشيـد | 0 دنبالک | 16 ديدگاه ]


Powered by MT3.35