يك ديالوگ كوتاه بين من و يك دوست : -آره ، فلاني گفت ديدي مهشيد چه خوب شده ؟ رنگ و رو پيدا كرده .. -ها ؟ مگه من بد بودم ؟ - بابا من نگفتم كه ، اون گفت . - آها !! - بعد من بهش گفتم صورتش رو نگاه ميكني كه يه خورده اين روزا آفتاب خورده و رنگ گرفته ؟ مايو كه ميپوشه هنوز تنش مثل شيربرنجه !!! - ها ؟ميگي من مثل شيربرنجم ؟ - بابا به تو كه نميگم كه ، به اون گفتم :)) - آها !!! :))
توضيح : من بچه انزلي ام ، كمخوني مزمني كه دارم هم مزيد بر علت شده . اما خودم هيچ مشكلي با رنگ سفيدم ندارم. خلاصه خودم را در آفتاب خفه نميكنم تا يكي بتواند برايم بخواند : تو خودت نقل و نباتي ، شكلاتي شكلاتي :))
توضيح 2:يك خورده كل كل به مناسبت گرمي هوا :)) اين پست را با وجود اينكه ميدانم خوراك نانا است اينجا ميگذاريم. نوش جانش.بگذار يك كم موضوع داشته باشد براي تقويت سلولهاي مغزش كه همينطور بي مصرف افتاده اند يك گوشه . موضوع جديد داشته باشد براي ساختار فحشهايش و اينقدر مثل اپوزيسيون ايران حرفهاي كهنه و تكراري نزند. هر چند كه بر قفسشان با حروف درشت نوشته شده بود "به حيوانات غذا ندهيد". اما من از بچگي هم حرف گوش كن نبودم. راستي الان داشتم فكر ميكردم...ميدانيد وجه تشابه نانا و خاتمي چيست ؟ هردويشان فقط حرف ميزنند ( چون ذاتا دختر با ادبي هستم نخواستم از كلمه ي زر استفاده كنم وگرنه كلمه اصلي اش همين بود :) حرفها توخالي و حتي تهديدها هم توخالي.( ما كه كلي منتظر شديم كه بياد و كاري كنه دودمان بر باد بره ، همه اش وعده ، همه اش وعيد ؟:) نميدانم با اينهمه تشابه فكري و عملي ، نانا چرا اينقدر از خاتمي بد ميگويد ؟ آيا مسئله همان قطب هاي همنام آهنرباست ؟اصلا چطوره اسمش را يه مدت بگذاريم نانا خاتمي ؟ موافقيد؟
|