July 4, 2006

اول اینکه :

این وبلاگ محل گذر است. همه ی آنها هم که برای خواندن این وبلاگ می آیند با حسن نیت با نوشته ها و نویسنده برخورد نمیکنند ، این انتظار را هم ندارم.
چند روز پیش با آقایی از جمع دوستانم  صحبت میکردم که بسیار دوستش میدارم ، میگفت : وقتی مینویسی و دکمه ی بفرست را میزنی جهان را به چالش میگیری و خودت و اندیشه ات را مورد قضاوت قرار میدهی ، فرقی ندارد که 10 نفر بیایند و بخوانندت یا 10 هزار نفر ، مسئله این است که تو دکمه ی بفرست را زدی ، حق انتخابی روی خواننده هم نداری.

من خواستار این حق انتخاب هم نیستم. این حق من است که آنچه مایلم بنویسم و این حق شماست که مرا قضاوت کنید ، این قضاوت البته دوجانبه نیست. کسی می آید و میگوید فلان نوشته ضعیف است و یا نشانه ی بی سوادی است و .... من از سواد و معلومات این گونه منتقدین همواره  بیخبرم ، کسانی که انتقاد میکنند معمولا ناشناسی خود را حفظ میکنند. این حق را هم دارند.

و تعدادی هم عقده های درونی را که از من دارند در اینجا بر سرم خالی میکنند. تعدادی را میشناسم که فکر میکنند طلاق گرفتن یا شکایت کردن زنانشان از آنها تقصیر من است ( ضرب و شتمی را که در خانه دارند در این تصمیم کاملا بیربط میشمارند ) به یکباره من میشوم بدترین موجود دنیا و هر چی بنویسم بد است. یکی با شیرین عبادی بد است  و اگر شب آبگوشت بخورد و شکمش نفغ کند می آید اینجا و دو تا فحش به شیرین عبادی و چهار تا به من میدهد و در دل آخیشی میگوید و میرود با خیال راحت میخوابد.
کسانی هستند که اصلا نوشته ها را نمیخوانند  و فقط به زم خود یار !!! ( یار ؟؟) من میشوند.
کسانی هستند که نوشته ها را به خاطر آتو گرفتن میخوانند ( که ماشالا کم هم از اینها دست ملت نمیدهم ) و تا یکی گیر میارند تانگنت بوردشان به زحمت می افتد : آی مهشید ِ بی کلاس و بی سواد ـ .....

چیزی نیست... آدمها باید یک جایی فشار ها را تخلیه کنند تا به انفجار نرسند . آنجا که این تخلیه ها صورت نمیگیرد میبنی که یکی  تفنگ بر میدارد و میرود میزند 5 تا آدم را میکشد. یا باز میزند زن و بچه اش را ناکار میکند ...
من هر کدام از این فرمایشات  را میبنم ، به خودم میگویم : حداقل 5 نفر را از مرگ حتمی نجات دادی دختر  :)))
بگذریم که از همه خنده دار ترشان آنها هستند که می آیند و هر چه دهنشان هست بار آدم میکنند و وقتی کامنتشان را پاک میکنی ، می آیند و میگویند : آها...تو که ادعای دمکراسی داشتی ، این بود دمکرات بودنت؟
البته متوجه شده ام که دمکراسی از نظر ایشان یعنی فحش دادن . به خاطر همین هم معمولا خودشان با دمکراسی مخالفند ( یعنی بر طبق همان تفکرشان مایل نیستند که فحش بشنوند ) اما وقتی که تو ادعای دمکراسی داری ، دندت نرم باید فحش خورت هم ملس باشد.
برای این افراد باید خاطر نشان شوم که درک من از دمکراسی با شما کمی تا قسمتی تفاوت دارد و دقیقا به خاطر همین تفاوت نظری بین ماست که کامنت هایتان میرود توی سطل آشغال ( اگر حوصله کنم البته ، خیلی هایش را هم حالش نیست که زحمت دیلیتش را بکشم)  :))

بحث من سر اینها نیست. این ها کمی تا قسمتی بیان واضحات بود ، اما مسئله ای را میخواهم بیان کنم که اول از همه با آنها که برای تخلیه می آیند تکلیفم را روشن کنم :
 شیرین عبادی اگر نبود الان شما انقلاب کرده بودید ، و دولت سوسیالیستی تان یه 20 سالی بود که از عمرش میگذشت .
آگر گنجی نبود هم همینطور ، اصلا تمام این تاخیر شما برای انقلاب وجود این موجودات مزاحم است. اینها اصلا چوبهای لای چرخ مستحکم انقلاب شما هستند.

اما حالا بزار بریم سر صحبت با دوستانی که با حسن نیت این وبلاگ را باز میکنند و نوشته ها را میخوانند:

ببینید ، من میدانم که همه کلی با همه مشکل داریم و همه سیاسی هستیم و همه با همه موضع داریم ، در استکهلم پارسال یک عده  برای زندانیان سیاسی اعتصاب غذا کردند ، همانموقع که جان گنجی درخطر بود ، ولی در محل تجمع عکس گنجی را نداشتند ( اقلا اول نگذاشتند ، نمیدانم تا به آخر بالاخره عکسش را گذاشته بودند یا نه )  ، اسمش را هم به زور در اعلامیه ها آوردند. تازه  آن موقعی بود که گنجی تمام چشمها را به سوی ایران جذب کرده بود و زندانی بود ، حالا که دیگر آزاد هم شده اصلا فکرش را هم نکردم با آن دوستان تماسی بگیرم ، اگر فحش نمیشنیدم حتما چند تا گوشه کنایه بهم میزدند.
با یکی هم که تماس گرفتم گفت که در حوزه حزب سوئدی خودش کار میکند ، یعنی بنده ول معطلم...
خلاصه... گفتم بیخود وقت خود و پول موبایل زنگ زدن را تلف نکنم و بیایم اینجا بنویسم :
نظرتان چیست که حرکتی در جهت جلب توجه مجامع بین المللی نسبت به آزادی زندانیان سیاسی در سوئد راه بیاندازیم. بله من هم میدانم که این حرکت به دعوت گنجی است. من هم تمام برخوردهای گنجی را قبول ندارم. اما این حرکت میتواند حرکتی جهانی باشد در جهتی که خواسته های همه ی ما ـ یعنی آزادی زندانیان سیاسی را ـ تامین کند.
خواسته این حرکت آزادی تمام زندانیان سیاسی درکل و بالاخص منصور اسانلو ـ به عنوان سمبل جنبش کارگری ـ جهانبگلو ـ به عنوان سمبل روشنفکران و آکادمسین ها ـ و موسوی خوئینی ـبه عنوان  سمبل جنبش دانشجویی ـ است.
این حرکتی است که به نظر من باید از آن حمایت کرد. بی توجه به آنکه نظرمان راجع به گنجی چه باشد ، این حرکت میتواند جنبه ی مثبتی در جلب  نظر جهانیان نسبت به زندانیان سیاسی در ایران داشته باشد.
لطفا همیاری کنید تا حرکتی را در سوئد سامان دهیم.... منتظر تماس شما ـ به هر طریق که مایلید ـ هستم.  ( منظورم این نیست که  اسم من به عنوان  رهبر یا موتور  این حرکت در سوئد باشد ها ، تو رو جان مادرتان کوتاه بیایید و این وصله ها را به من نچسبانید. منظورم این است بنشینیم و تصمیمی بگیریم ، با هم ، اگر خودم قادر به کاری بودم که اینطوری دست به دامن کسی نمیشدم )

این نوشته را هم در مورد گنجی در اینجا لینک میدهم ، همه ی حرفهایش را قبول ندارم همانطور که همه ی مواضع گنجی را هم قبول ندارم ، اما به حسن نیت آقای ایرج مصداقی باور دارم. ضمن اینکه معتقدم یک روز باید آقای گنجی هم به این سوالات و دیگر سوالات مردم جواب بدهد. نمیشود قتل عام زندانیان سیاسی را جنایت دانست و کسی را که زیر حکم این قتل عام را امضا کرده است ( شخص خمینی ) جنایتکار ندانست.

سوالاتي كه منيره برادران مطرح ميكند نيز خواندني است. فراموش نكنيم كه اينها ديالوگ هاي دمكراسي است. بايد بر سر اين موضوعات صحبت كنيم. بايد بحث كنيم تا بتوانيم از پس شب دراز و  شومي كه زندگي مان را در بر گرفته است بر آييم .بايد حرف بزنيم تا بتوانيم به نتيجه اي برسيم . اينها آغاز اين ديالوگ هاست.

این فراخوان را هم امضا کرده ام . با درخواست های من همخوانی داشت. شما هم اگر مایلید آن را امضا کنید :

 

 

فراخوان فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران

ما خواستار ازادی زندانیای سیاسی هستیم

ما خواستار آزادی فوری اسانلو، جهانبگلو و موسوی خوئینی و ديگر بازدشت شدگان دوره اخير هستيم

 

ما امضا کنندگان اين فراخوان نگرانی و اعتراض خود را به تداوم نقض حقوق بشر در ايران، سرکوب مخالفین سیاسی،  بازداشت و در بند کشيدن آنان، پپگرد فعالین نهاد های مدنی، حمله به تجمعات اعتراضی مردم اعلام مي کنيم.

ما بويژه خواستار  آزادی فوری و بدون قید و شرط آقایان منصور اسانلو رئیس هیات مدیره سندیکای شرکت واحد، رامین جهانبگلو  استاد دانشگاه و اندیشمند سرشناس کشورمان و آقای موسوی خوئینی از مدافعان حقوق و آزادی های سیاسی و مدنی و ديگر بازداشت شدگان دوره اخير هستیم.

ما ضمن استقبال از پیشنهاد آقای اکبر گنجی، اعلام می کنیم: در صورتی که به خواست آزادی فوری این افراد اقدام نشود، روز های جمعه، شنبه و یکشنبه ۲۳ ،۲۴ و ۲۵  تیر ماه برابر با ۱۴،۱۵و۱۶ ژوئیه را روز کارزار عمومی برای آزادی آنان اعلام نموده و از همه هموطنان در ایران و سراسر جهان می خواهیم که به هر طریق ممکن از اعتصاب غذا تا تجمع و تحصن و ... حمایت خود از این خواست همگانی را اعلام نمایند.

 

برای امضا از این آدرس استفاده کنید :

azady_zendanian_siasi@yahoo.de

[ 0:07 | مهشيـد | 14 ديدگاه ]


Powered by MT3.35