به بهانه ی جام جهانی فوتبال :))
شاهرخ عزيز ليستي از هموفوبهاي وبلاگشهر در دست تهيه دارد. اين ليست را به تدريج كامل ميكند. كساني كه مايلند ، لطفا بشتابند و خود را به شاهرخ معرفي كنند كه اسمشان را در ليست بگذارد. من شخصا فكر ميكنم دوست عزيزمان ناصر خالديان كمابيش سعي دارد كه سمت رياست اين تفكر ضد انساني را به خود اختصاص بدهند . شاهكارهايش يكي بعد از ديگري دارد دنياي مجازي را تسخير ميكند. در اين يكي نوشته اش هم قبلا از غم بزرگ از دست رفتن "مردانگي " خون گريه ميكرد.بالاخره بعضي ها مسئله اول شدن اينقدر برايشان مهم است كه ديگر موضوعش را چندان اهميت نميدهند.
احساس عجيبي هم دارم كه انگار بعضي از دوستان از رو دست هم مينويسند. يعني يكهو به خودشان ميگويند : بيايم و مثل فلاني قدري از عقده هاي ضد همجنسگرايانه ام را بيرون بريزيم تا دق نكنم :))) خلاصه دوستان كاملا موافق بوده ايد. بقيه هم بشتابند ..آقا اسمت ميره تو ليست :))
يك مسئله بامزه برايتان تعريف كنم. يك بار با يكي از آشنايان داشتيم قدم ميزديم. سر راهمان به يك ديسكو رستوران همجنسگرايان ( به اصطلاح گي بار ) رفتيم. كه اتفاقا آن شب تعداد دختران در آنجا بسيار كم بود. ولي مردان زيادي در آنجا بودند. من كه عين خيالم نبود و داشتم نوشيدني ام را مينوشيدم. او انگار رو سيخ نشسته ، هي اينور آن ور ميكرد. و بعد گفت بيا بريم از اينجا. بعدا متوجه شدم كه از اينكه به عنوان يك ابژه مورد نظاره قرار بگيرد چندان دلشاد نبوده. به هر حال براي او هميشه اين زنان بودند كه ابژه بودند و مورد نظارت قرار ميگرفتند.
|