نردبان فمینیسم
با دوستی که از ایران بود صحبت میکردم ، از وجود مردان جوان و فمینیست در ایران صحبت میکرد . مردان جوانی که آگاهی فمینیستی بالایی دارند اما اکتیویست نیستند.
قبلا هم البته در مورد نسل جوان مردان ایرانی روشنفکر شنیده بودم. این که این نسل ، کم و بیش ، قدم در جای پای پدرانش نمیگذارد و به مسائل دنیا انسانی برخورد میکند و افق دیدش بر خلاف نسل پدرانش از نوک دماغش بسیار فراتر رفته است.
به یاد مردان ایرانی " فمینیست " در سوئد افتادم . ما از نوع اکتیویستش را در اینجا داریم البته. آنها که مشت بر میزها میکوبند و فریاد من فمینیست هستم سر میدهند یا موهایشان را بلند میکنند و فکر میکنند خیلی بهشان می آید و با لبخندی که سعی میکنند سکسی هم باشد ، و نگاهی که سعی میکنند به نگاه تختخوابی مایکل بولتون بی شباهت نباشد ، میگویند که زن ور هستند. هم نسل های خودم هستند کم یا بیش ، نسلی که در معنی ، جایگاه پدران آن مردان جوان را به خود اختصاص داده است ، همانها که دماغهای بزرگشان که اگوی ایشان را حمل میکند ، افق دید را بر ایشان بسته است. یکی دوست دخترش را به ضرب کتک مجبور به سقط جنین کرده بود ( از مالکیت زن بر بدن خود به زور دگنگ دفاع میکرد ) یکی به خواهش دوست صمیمی خود ، دوست دختر او را جذب خود میکند ، تا دوست صمیمی اش که از دوست دخترش خسته بود ، با خیال راحت به سراغ زن دیگری برود. یکی با زنی همزیست است و همسرش به اضافه ی زنی دیگر همزمان از او آبستن بودند ( این آقا چون کار تولیدی چندانی نداشت ، انرژی اش را روی تولید مثل متمرکز کرده بود ) یکی زنش را با چاقو زده بود و بعدها در مورد نقش زنان در تحولات ایران سخنوری میکرد. آن دیگری ... آن دیگری...
اینها را که برای آن دوست ، البته با نام و نشانی گفتم : اِ فلانی که تئوری فمینیستی هم میده و کتاب هم نوشته ، اِ فلانی که کتاب فلان را هم ترجمه کرده ، در بحثهایمان از آن استفاده میکنیم ... مدتهاست در ایران نبوده ام و حضور نداشته ام و دقیقا نمیدانم که آن جا برخورد با مسئله زنان از سوی مردان چگونه است. اما اینجا مردانی که خود را فمینیست میخوانند ، در این مورد مینویسند و ترجمه و سخنرانی میکنند ( یعنی اکتیویست هستند ) ، از متحجر ترین مردان چندان کم نمی آورند.
فمینیسم برای آنها نردبانی است که از آن بالا بکشند و رویش بایستند و به سوی مردم ( آنها که نمیشناسندشان ) فریاد بزنند که : مرا نگاه کنید ، مرا که مدرن هستم و از آخرین تئوری های مدرن و پست مدرن مطلع هستم . آی ایهالناس مرا ببینید.
در عین حال اینجا مردانی داریم که ادعای فمینیستی شان گوش فلک و ورقهای کاغذ کتابها و جزوه ها و نشریات را پر نکرده است. اما مردان خوبی هستند. به زنان به عنوان همسانان خود احترام میگذارند و تعرضهای شخصی به حقوق همزیستان خود نمیکنند.
شاید اگر مردان از این نردبان برای بالا کشیدن خود استفاده نکنند ، به ضرر جنبش فمینیستی نباشد. مردانی که چنین میکنند معمولا چیزی در چنته ندارند و صرفا جاه طلبی هایشان ایشان را به سوی فمینیسم کشانده است. فمینیسم برایشان درونی نشده است که هیچ ، حتی حقوق بشر نیز درونی نیست و به زن به عنوان نیمی از بشریت نگاه نمیکنند. . به فمینیسم به عنوان یک شغل نگاه میکنند . از ساعت 8 صبح تا 5 بعد از ظهر یک فمینیست تمام عیارند و وقتی به خانه می آیند یک ASS HOLE به تمام معنی. اگر اینها برای مطرح شدن خود مشاغل پزشکی یا آرشیتکتی را انتخاب میکردند ، جایی برای گله نبود. میتوانی زیباترین خانه ها را بسازی و با رفیقت دوست دختر عوض کنی. یا میتوانی پزشک زبردستی باشی و دوست دخترت را هم کتک بزنی . اما آقایان، سعی کنید درک کنید، سعی کنید به ریشه ی کلماتی که از آن در سخنرانی ها و تزهایتان استفاده میکنید پی ببرید. فمینیست بودن با ASS HOLE بودن مترادف نیست. از نردبان فمینیسم پایین بیایید .
|