دو کلوم حرف حساب با بر و بچه های خودمان.
راستش خسته شدم از بس که دیروز و امروز وبلاگها را به روز کردم و حرفهای عجیب و غریب خواندم .
حرفهایی از این قبیل : (لینک نمیدهم چون برخوردم شخصی و با عزیزانی که گزارش دادند نیست )
زن در برابر زن ! زنان با باتوم زنان کتک خوردند. برخورد زنانه با مدافعان حقوق زنان ( این تیتر ازگل های بازتاب بود که ایرادی بهشان نمیشود گرفت، ماستی که ترشه از تاغارش پیداست ) زنان علیه زنان ! زنان در مقابل زنان !!! نزن زن !!! ( آخه چرا نزنه ؟بابا حقوق گرفته که بزنه )
این حرفها چیه ؟ این انتظارات از کجا بلند شده ؟ مگر فکر کردیم تربیت پلیس زن برای پخش کردن نقل و نبات است ؟ فکر کردیم که این فاطی کماندو ها که با این مارمولک بازی ها و ماشین بازی هایشان برای مبارزه با استکبار جهانی تربیت میشوند ؟ خوب پلیس زن را برای همین روزها تربیت میکنند دیگر. دیگر این زن در مقابل زن و زن بر علیه زن چه صیغه ایست ؟ مگر وقتی زبان اسانلو را بریدند جایی دیدید که بنویسند " مرد در مقابل مرد " . یا وقتی دانشجو ها را بازجویی میکنند و کتک میزنند ، کسی مینویسد " مرد در مقابل مرد " یا نکند به مردی بازجو و شکنجه گران پلیس شک دارید و به زن بودن این فاطمه کماندو ها نه ؟ مسئله چیست ؟ پلیس ، پلیس است و وظیفه اش در مملکت ما سرکوب است، جنسیتیش چه دخلی به کار و وظیفه اش دارد ؟او دارد انجام وظیفه میکند ، وظیفه اش سرکوب و خاموش کردن صدای مخالف است. چرا این مسئله اینقدر عجیب شده و ناباورانه به آن برخورد میکنیم ؟ میگویید " نزن زن " ، یعنی مرد بزند فرق میکند ؟ واقعا فکر میکنید منافع زنان به خاطر جنسیتشان یکی است ؟ یعنی منافع من و این فاطی کماندو و ژیلا بنی یعقوب و خواهر مادر خامنه ای یکی است ؟ چرا که همه زن هستیم ؟ این حرفها چیست که هی در وبلاگها تکرار میشود ؟
دیروز زن در مقابل زن نبود ، پلیس در مقابل زنان بود. زنان با باتوم زنان کتک نخوردند ، زنان با باتوم پلیس کتک خوردند. برخورد زنانه ای با مدافعان حقوق زنان صورت نگرفت ، برخورد خشونت آمیز و پلیسی با مدافع حقوق زنان صورت گرفت. زنان علیه زنان نبودند ، پلیس در مقابل زنان بود. و در انتها ..."نزن پلیس" ( البته اگر بشه به نیروی سرکوب این را اصولا گفت) ، به جای "نزن زن" باید قرار بگیرد.
برای زن بودن ، ابتدا باید انسان بود. کسی که با ایجاد ارعاب و وحشت و اعمال خشونت قصد در اعمال عقاید و نظرات خود دارد ، ابتدای کارش ویرانه است. انسانیت را زیر پا گذاشته . جنسیت او هیچ تاثیری در تصمیم و عمل او ندارد. در ایران من از دست زهرا خانم کتک خوردم. در همین وبلاگستان که داریم دمکراسی بازی میکنیم ، خود ِ من بزرگترین توهین ها و خشونت زبانی را از یک زن تحمل کرده ام. راستش را بخواهید ، در ایران سعی میکردم وقتی وارد مکان عمومی میشوم و کیفهایم را میگشتند ، اگر بازرس ها زن و مرد بودند ، خودم را در صف بازرس مرد قرار دهم ، معمولا چند نوار بهداشتی و یا لباس زیر زنانه ای که روی نشریات و کتابها در کیفم میگذاشتم ، موجب میشد که مردان رویشان را برگردانند و بگذارند رد شوم . در صورتی که زنان بازرس با سماجت تا فیها خالدون آدم را میگشتند و وظیفه شان را نکته سنجانه تر انجام میدادند. در زندانها زندانبانان زن و توابان زن مسئولیت شکنجه های روحی و جسمی زنان را به عهده داشتند. زندانیان میگفتند که در مورد اصول بهداشتی شان و دریافت وسایل بهداشت ، با مردان زندانبان بهتر میشد کنار آمد ، و زنان بسیار سنگدل تر برخورد میکردند. اینها همه نشانگر این است که زنان وقتی عامل سرکوب میشوند ، دست کمی از مردان ندارند ، نباید داشته باشند ، نباید توقع داشته باشیم که داشته باشند. این زنان خواسته های یکسانی با ما ندارند. لازمه ی آزادی ، آگاهی است. این زنان آگاهی لازم را برای همراهی با ما ندارند. یا امکان دریافت این آگاهی را نداشته اند ( مثل مردانی که این آگاهی را کسب نکرده اند ) و یا منافعشان این همراهی را ایجاب نمیکند.
دیروز در میدان هفت تیر ، مدافعان حقوق زنان توسط نیروی پلیس سرکوب شدند. حقیقت این است. جنسیت در این میان معنایی ندارد.
و بعد از همه ی اینها ، نوشته ی این دوست عزیز بسیار قابل تامل است:
یادم می آید که همکاران خانم ما در روزنامه ها خبرهای مربوط به زنان پلیس را همیشه با حس مثبتی منتشر می کردند وشاید آن را فرصتی برای حضور زنان در عرصه های اجتماعی می دیدند اما شاید تصور نمی کردند که قرار است از این هم جنسان خود کتک بخورند .
با قسمت بعدی حرفش اما موافق نیستم : احتمالا اگر زنان تلاش کنند و تعدادی از زنان را هم وزیر یا رییس جمهور کنند آن زنان بلای جان خودشان می شوند و بیشتراز مردان درباره حقوق آنان ظلم می کنند .
دولت ما ، قوانین ما ، برای دفاع از ملت و بهبود وضع مردم وجود ندارند و نوشته نشده اند. پلیس و نیروی انتظامی ، مجری قوانین است. وقتی قوانین برای سرکوب مردم نوشته شده اند ، پلیس وظیفه ای جز سرکوب ندارد. رئیس جمهور نیز عامل اجرای همین قوانین است. یک رئیس جمهور زن مسلما به اندازه ی یک رئیس جمهور مرد به زنان و مردم به طور کل ظلم خواهد کرد ، نه کمتر و نه بیشتر.
پس نوشت : سخنگوی قوه قضاییه میگوید که هیچ ضابطی حق ضرب و شتم دیگران را ندارد و به مسئله رسیدگی میکند. لطفا یکی این عکسهای آرش را از این فاطی تپلوی کماندو برساند به دست قوه قضاییه . قیافش هم خوب معلوم و تابلو... حالا فاطی کماندوهای دیگر هم حسابی خوش خدمتی کردند ولی مثل خاله سوسکه ها همه شبیه هم هستند. دیگر اینکه ...یکی نیست به اینها بگه اگر حق زدن ندارند ، باتوم برای چی دادید دستشان ، نکند قرار است به سخنگوی قوه قضاییه استعمال کنند ؟ نمیزارن آدم ساکت بمونه دیگه ...
|