May 28, 2006

 دو شعر از هادی خرسندی

اگر حمله به ايران آورد بوش

اگر حمله به ايران آورد بوش
نماند بهر او شاخ و دم و گوش

کند برگشت با شاخ شکسته
دمش در گچ، دو گوشش باند بسته

تو که بر حمله ي او بسته اي دل
گمانم هستي از يک نکته غافل

سيا هرگز به فکر نفع ما نيست
وگر باشد، دگر اسمش سيا نيست

عزيز من! سيا در طول تاريخ
کجا ديکتاتوري را کرده توبيخ؟

رژيمي گر که مال ملّيون است
ز اعمال سيائي سرنگون است

ولي وقتي که شد جبار و خونخوار
سيا شد آن حکومت را نگهدار

بنابر اين مپنداري که شايد
سي آي آ. بهر تسکينت بيايد

که تا وقتي که شير نفت بازست
سيا از اين حکومت سرفرازست!

وليکن گر نداري دانش و هوش
بمان باقي به عشق حمله ي بوش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

يک نامه نوشته سگ زردي به شغالي

نامه سگ زرد

يک نامه نوشته سگ زردي به شغالي
گفته است برادر تو چرا زير سؤالي؟

دنيا همه از جور و جفاي تو بنالد
يک جاي جهان نيست تهي از نک و نالي

اطفال زمان را تو پدرسوخته، لولو
زائوي زمين را تو پدرسوخته، آلي

از صلح گريزاني و با جنگ رفيقي
از صبح الي شام به دنبال جدالي

با دست تو شد بي پر و بي بال کبوتر
وز همت تو جغد گرفته پر و بالي

در حبس تو هستند چه مردان و چه زنها
با جان و دل روشن و افکار زلالي

پستي و پليدي و طرفدار جنايت
حيوان جديدي، بشر رو به زوالي

چنگيز گر امروز نظاره گر ما بود
در قتل و جنايت به تو ميداد مدالي
***
وقتي پرزيدنت سگ زرد چنين گفت
پاسخ نگرفت از پرزيدنت شغالي

گفتند که او وقت اراجيف ندارد
هرچند خودش هست اراجيف خصالي

القصه چنين طعنه زده ديگ به ديگي
گفته است تو بيچاره چرا رنگ زغالي

در نامه خلاصه، کنه اي گفته به ساسي
کاي ساس تو از خون خلايق سرِ حالي!

آنکس که رکوردش زدن تيرخلاص است
گفته به رقيبش که پي قتل و قتالي
***
گفتم ز شغال و سگ و ترسم که برنجند
سگها و شغالان ز چنين ضربِ مثالي

گويم که بلانسبتِ سگها و شغالان
گر بردمشان قاطي اينگونه رجالي

هم معذرت از قاطر و گوساله و غيره
گر بر دلشان هست ز من رنج و ملالي
***
هادي! عصبي هستي و طنزت شده دشنام
خونسرد و قوي باش و برو راه کمالي

در رابطه با بازي ايام، نزن جا
هرچند نه روئين تن و نه رستم زالي

با همت مردم برهد مملکت از بند
گر صبر کني ششصد و هفتاد و سه سالي!

لس آنجلس – 24 ارديبشت 85

[ 17:37 | مهشيـد | 0 دنبالک | 3 ديدگاه ]


Powered by MT3.35