May 26, 2006

قدیم ها یک وبلاگ بود به اسم توت فرنگی. که پورنوگرافی مستهجنی را به اسم خاطرات نویسی ، چه خاطرات صاحب وبلاگ و چه خاطراتی که برای او فرستاده میشد ، در وبلاگ خود منتشر میکرد. دیدی که در این خاطرات نسبت به زن ارائه میشد ، دیدی بیمار و زن ستیزانه بود. مسئله فقط ابژه بودن زن هم نبود. زن در این خاطرات به عنوان یک انسان تدائی نمیشد. و خاطرات نویس ، نگاهی انتقام جویانه نسبت به زنان را ارائه میکرد.
بارها در صحبت با دوستان گفتم که این بنده خدا بیمار است ، و این خاطرات چه آنها که با نام خودش منتشر میکند یا آنها که با نام دیگران ، ترشحات ذهن بیمار خودش است.
در آخرین نوشته ای که وبلاگ نویس توت فرنگی قبل از خداحافظی منتشر کرده بود ، به این مسئله اعتراف کرده بود و قالش را کند. جالب این بود که این وبلاگ یکی از پر خواننده ترین وبلاگها بود و بسیاری از آقایان در کامنت ها که سر به بیش از 200 و 300 میزد با هم دم میگرفتند : دارمت برو دارمت... به حسابی وصف العیش را نصف العیش میدانستند و خود را و نابسامانی های جنسی خود را در این نوشته ها باز شناسی میکردند و کیفشان کوک میشد.
آن روزها هم با اقدام برای بسته شدن توت فرنگی مخالفت کردم ( این پیشنهاد از طرف چند نفر شده بود ) این اندیشه ها اگر نوشته نشود ، ممکن است بسیار بدتر و خطرناکتر بیرون بریزد...

این روزها وبلاگ دیگری دارد جای توت فرنگی را میگیرد. وبلاگ خاطرات شما از ازدواج موقت ، که به اسم خاطرات دیگران نظرات مستهجنی را راجع به عشق و ازدواج و رابطه جنسی منتشر میکند ، در دیدگاه زن ستیزانه اش و خوار شماری زنان ، دست کمی از توت فرنگی ندارد.

در اینجا زن چهل ساله ، از دست رفته محسوب میشود، هفته ای یک بار می آید تا آقا احسانی صدقه ای به او بدهد و ثوابی بکند . دختر ی بیست و چند ساله ، 23 پارتنر جنسی عوض میکند ، ( بعد میگویند دختران در غرب که دوست پسر عوض میکنند اخلاقشان فاسد است ، والا من دختر بیست و چند ساله نمیشناسم که بیست و چند پارتنر جنسی عوض کرده باشد ) و دم به دقیقه سنت پیامبر را زنده میکند و ...
این همه برای جا انداختن این که این شیوه ی فحشا را نسبت به شیوه ی کلاسیک فحشا برتری بدهند و به دختران و زنان بیاموزند که میتوان هم اینطوری پولدار شد و هم نیازهای جنسی را تامین کرد.
تو میگویی تومیتو من میگویم توماتو ...
تو میگویی صیغه و من میگویم فحشا...
جالب این است که در خاطرات وقتی قصد توصیه به دختران را دارند ، پایان این راه ها همیشه با ازدواج است. یعنی که خیال نکنید که این مسائل موجب میشود که شما شانس ازدواج دائم را از دست بدهید.

چرا صیغه را فحشا میدانم ؟ و حتی بدتر از آن هم ؟
در صیغه زن نرخ دارد. بنده ی آقا شمای خانم را صیغه میکنم برای مدت فلان  به نرخ فلان ، قربت الالله . ( احتمالا یه همچی چیزی باید بخوانی تا فحشایت شرعی شود و سنت پیامبر و ثواب )
این نرخ توسط زن و مرد تایین میشود و به توافق میرسند. و بعد از مدت مورد توافق به زن پرداخت میشود. بدی اش نسبت به فحشا این است که در آن مدت مرد باز هم مالک زن محسوب میشود ، و زن حق شکستن قرارداد را به هیچ عنوان ندارد. یعنی در این ازدواج موقت ، بر عکس ازدواج دائم که زن طبق شرایط خاصی حقی برای طلاق دارد ، اصلا حق طلاق ندارد. این مسئله صیغه را نسبت به فحشا حتی منفی تر میکند. حقوق زن در فحشا باز هم بیشتر از صیغه است.

دیگر چیزی که حالم را به هم میزند در این وبلاگ ، این عبارت های ثواب و سنت پیامبر است.

مرد در خاطره اش مینویسد که به زنی 40 ساله صدقه میدهد و با او ثواب میکند ، زنش هم راضی است و تازه از این ثواب کلی هم وضعش خوب شده است.
زن مینویسد که خودش دیگر ثواب نمیکند اما شوهرش برای زنده کردن سنت پیامبر سالانه سه بار ثواب میکند.

دو مثال :

1ـ زن به شوهر : کجا بودی شب دیر اومدی ؟
شوهر : بابا رفته بودم سنت پیامبر را به جا بیارم و ثواب کنم دیگه  . مگر قرار نگذاشته بودیم ؟ وقتش بود.
زن : آخ الهی من فدای تو بشم که اینقدر مهربانی و به این زنان فیض میرسانی . اگر تو نباشی این پیامبر و سنتش بر باد میرن. بیا عزیزم بیا شانه هایت را بمالم که هر چی برکت این خونه است از همین ثواب های توست.

2 ـ شوهر به زن : عزیزم این بچه را نگه میداری ؟ فاطمه خانم اومده من برم سنت پیامبر را زنده کنم و ثوابی کنم ؟
زن : آره عزیز جان ، همچی وسط عملیات یاد ما هم باش و برای من هم دعا کن. دارم قرمه سبزی درست میکنم ، وقتی ثوابتون رو کردین بیاین بیرون شام دیگه تا اون موقع حاضره.
و زندگی اینطوری چقدر شیرین میشود ؟ گور بابای هر چی آدم ابله و دروغگو که بقیه را مثل خودش فرض میکند.

من مذهبی نیستم ، به هیچ مذهبی هم احترام نمیگذارم. چرا که در تمام مذاهب ارزشهای انسانی را حد اقل دیده ام. اما برای انسانها ارزش و احترام قائلم ، و اگر انسانی به مذهبی معتقد باشد برای آن انسان احترامی مساوی انسانهای دیگر قائلم.
اما آخر مسلمانان... این چیست که ثواب و سنت پیامبر مینامید که بالا و پایینش به شم...تان بسته است ؟  یعنی واقعا یک پیامبر بود و یک شم..ولش که اسم این شیوه فحشا سنت پیامبر نام گرفته است ؟ این پیامبر سنت دیگری نداشت ؟
 بابا اگر میخواهید بروید با کسی بخوابید ، خوب بروید بخوابید . دیگر از شمب...ان برای زنده کردن سنت پیامبرتان و ثواب کردن استفاده کردن به چه معنی است ؟ میخواهید با شم...تان  به بهشت نقب بزنید ؟ و با یک تیر دو نشان ؟ هم به فیضی برسید و هم به قول خودتان در بهشت برای خودتان آجر روی آجر بزارید و قصر آن دنیایتان را درست کنید ؟ یعنی برای توجیه یک رفع نیاز جنسی به این همه کلاه شرعی نیاز دارید ؟
در این دنیایی  که من در آن زندگی میکنم ، انسانها با هم آشنا میشوند و علاقه مند میشوند و با هم همبستر میشوند، یا ادامه میدهند و یا آنکه راهشان از هم جدا میشود. نه روی کسی منتی میگذارند و نه ادعای ثواب دارند و نه دم به دقه دست به آلت ، سنت پیامبرشان را زنده میکنند.
نیاز جنسی یکی از نیازهای انسانی است که بر آورده نشدنش ، عدم بالانس روحی و جسمی را به دنبال دارد.
جامعه ای که برای بر آورده کردن نیازهای شهروندانش ایشان را مجبور به دروغ و فریب میکند ، جامعه ی سالمی نیست.
برای سلامت جامعه و سلامت جسم و روح خودمان هم که شده ، این دروغ ها را ترویج ندهیم.

[ 13:40 | مهشيـد | 0 دنبالک | 19 ديدگاه ]


Powered by MT3.35