May 24, 2006

در میان دو توحش

بیزارم از این بازی

________________________

از ايران اس ام اس داشتم حاكي بر شلوغ بودن كوي دانشگاه. اينكه از ديشب پليس و انصار ريختند كوي دانشگاه و حسابي به هم ريخته. خبر از شخص مطمئني است و ميدانم كه موثق است اما باز هم اگر كسي خبر يا لينكي داره بگه.

پ. ن . لينك از فواد

________________________

البته به كسي برنخورد ، به خدا من نه پان فارسيست هستم و نه پان چيز ديگري ، اصلا خودم هم فارس نيستم و به همه مليت ها هم احترام ميگذارم و همه زبان ها را زيبا ميدانم و كلا چند گونگي را براي غني شدن جامعه لازم ميدانم ( اينا همه يعني اين كه من كلا خيلي بچه خوبي هستم ) ، خلاصه باز ميگم به كسي برنخوره. اما اين همه ماجرا به خاطر يك كاريكاتور ؟ درخواست  اخراج كاريكاتوريست و توقيف روزنامه ؟ يه معذرت خواهي كافي نبود ؟
بعد مياييم و بابت ماجراي كاريكاتور هاي محمد داد و قال راه مي اندازيم كه اين كارها يعني چي ؟
باز هم به كسي برنخوره ..در اين كه كاريكاتور مزخرفي بود حرفي نيست. در اين كه هيچ مليتي نبايد به مليت و زبان ديگري در نوشته و حرف و زبان توهين كند حرفي نيست. اما با درخواست يه معذرت خواهي مسئله حل ميشد. نميشد ؟ يا حتما بايد كاريكاتوريست و سردبير روزنامه را از فلانش آويزان كنيم تا بگيم آدمهاي دمكراتي هستيم و خواستار برابري حقوق مليت ها ؟
من بي اختيار هر بار به ياد كاريكاتور هاي محمد مي افتم و و اينجا هم مثل آنجا از خودم ميپرسم : آيا اين جنجال ها لازم است ؟ با اين تفاوت كه در آنجا مستقيم حرفم را ميزدم و اينجا مجبورم هزار بار بگم كه من بچه خوبي هستم و ضد مليت ها نيستم.
اگر هم قصدمان اعتراض به ناديده گرفته شدن حقوق مليت هاست كه سالهاست توسط جمهوري اسلامي - در كنار ناديده گرفته شدن هر حق و حقوق ديگري - اعمال ميشود ، آيا اين راهش است ؟ 
دنياي غريبي است...

[ 6:25 | مهشيـد | 0 دنبالک | 7 ديدگاه ]


Powered by MT3.35