March 25, 2006

در زنستان شماره 2 نوشته ای تحت عنوان هفت شین ازدواج خود نمایی میکند.

شماری از این شروط به نظر من بسیار غیر منصفانه است .
من هم میدانم که شرایط زندگی زنان در ایران شراط منصفانه و قابل تحملی نیست. اما با شروط غیر منصفانه و غیر قابل تحمل کردن زندگی برای شریک زندگی خود به انصاف در زندگی نمیرسیم.

شرط ششم و هفتم که در این شروط ذکر شده است ، حقیقتا مقابله به مثل در مقابل قوانین ضد زن است. آیا برای مقابله با قوانین ضد زن ، به قوانین ضد مرد نیاز داریم ؟

شرط ششم میگوید : 6. حق انتخاب مسكن و تعيين شهر يا محلي كه زندگي مشترك در آنجا ادامه پيدا كند با زوجه خواهد بود.
چرا ؟ مگر مرد هیچ حقی نباید در انتخاب مسکن و تعیین شهر ( تایین مگه با الف نبود ؟ :) یا محل زندگی ندارد ؟ این حق الان از زنان گرفته شده است . آیا برای احقاق حق زنان باید حقوق مردان را پایمال کرد ؟

شرط هفتم میگوید : . اگر در آينده زوجين داراي فرزند شدند و طلاق اتفاق افتاد حضانت فرزندان به عهده زوجه باشد و در صورت خروج از كشور نيازي به اذن پدر ندارند.
چرا ؟ آیا شما هم وظیفه ی زنان را بچه داری میدانید ؟ آیا مردان از عهده ی بچه داری بر نمی آیند ؟ چون طلاقی اتقاق افتاده است باید مرد از حقوق خود نسبت به کودکش محروم شود ؟ و شما این را به نفع زن و کودک میدانید ؟

فمینیسمی که من میشناسم ، خواستار برابر حقوقی زن و مرد است. یعنی نه فقط به حق زنان و مردان بلکه به سهم ایشان و وظایف ایشان در قبال خود ، یکدیگر و جامعه میپردازد.
مردان ، نه فقط حق ، که وظیفه دارند در زندگی کودکان خویش سهیم باشند. با خدشه دار کردن این حق ، تعهدی را که ایشان در قبال جامعه و خانواده دارند  نادیده میگیریم.

شرط هفتم همان مشکل همیشگی را مشخص میکند. نهادینه شدن نقش های زنانه و مردانه. این زن است که باید دارای  تمامی حقوق را در مورد کودکان  باشد . چرا که اوست که وظیفه ی اصلی تربیت و رشد کودک را بر عهده دارد.

این هر دو شرط بیان کننده ی یک مبرم دیگر اجتماعی نیز هستند :
جای حقوق بشر در ذهن و اندیشه ی ما کجاست ؟ اگر به برابری انسانها اعتقاد داریم ، چرا این برابری در کوچکترین نهاد اجتماعی نقش نداشته باشد ؟ چرا یکی تایین کننده ی محل زیست و همه چیزهای دیگر باشد ؟ اگر ذهنیت ما پذیرای اختصاص این حق به یک نفر است ، چه فرق میکند که جنسیت دارنده ی این حقوق چه باشد ؟ به زبان ساده تر ، این دو شرط با قوانین جمهوری اسلامی چه فرقی میکنند ؟ آیا به دلیل اینکه حق را از یک جنس میگیرد و به جنس دیگر اهدا میکند مترقی میشوند ؟ 

اندیشه ی مدرن ، بی حقوقی انسانها را تاب نمی آورد. اندیشه ی مدرن ، باید بتواند  شرایطی مساوی  زیستی  را برای شهروندان جامعه ی خود به وجود بیاورد . اندیشه ی مدرن برابری طلب است. نه برتری طلب.
من به عنوان یک فمینیست این انتقاد را به دوستان و همراهان خود در زنستان دارم. با درک تمام مشکلات زنان در ایران ، معتقدم که آنچه ما به عنوان مطالبات خود مطرح میکنیم ، میباید نشانگر  تفکر نوین باشد. تفکری که زن و مرد را در کنار هم و شهروندان برابر حقوق یک اجتماع انسانی میخواهد.

پس نوشت : این مصاحبه خیلی از انتقادات مرا جواب داده است

طبق صحبتی که الان با یک دوست داشتم این دو مورد انتقادم جواب داده شد

1ـ حق تایین مسکن نمیتواند مشترک باشد. به یکی از دو طرف میتواند واگذار شود. و به همین دلیل این شرط خواستار دادن این حق به زن شده است.
2ـ حضانت حق نیست. بلکه مسئولیت است و تنها به عهده ی مرد است. مسئولیت را نمیشود مشترک کرد .  حتی با مطرح شدن این شرط در ازدواج باز هم مسئله به عهده ی قانون است و تصمیم گیری با حضرت آخوند.

راستش برای خودم یک مسئله با این نوشته مشخص تر شد. و آن اینکه با وجودی که همیشه سعی میکنم نسبت به مسائل ایران و حرکت های بچه های داخل کشور منصف باشم ، اما باز هم دوری ام از ایران و تنش های داخلی ، مرا از خیلی مسائل بیخبر میگذارد . همان بهتر که همیشه سعی میکنم قضاوت نکنم. من قاضی خوبی نیستم.
چیزهایی که مطرح کردم مسائلی است که معتقدم بچه های داخل ایران نیز به آن اعتقاد دارند.
ای کاش گلویی برای خواندن داشتیم ، آنگاه زیباترین آوازها را میخواندیم...

پس نوشت : نوشته ای از مریم و توضیحاتی در همین رابطه

[ 9:24 | مهشيـد | 17 ديدگاه ]


Powered by MT3.35