February 28, 2006

آیا این بیانیه بوی دلار نمیدهد ؟

آیا امضا کنندگان آن ، پیروان جنبش " بکش و امضای مرا هم زیر یه چیزی بگذار " ، بوی "دلارهایتان را به صندوق ما بریزید، شماره حساب بدم خدمتتون "  که از این بیانیه بلند میشود را استشمام نمیکنند ؟ آیا این آقایان و خانمها این نوشته ها را قبل از خواندن امضا میکنند یا بعد از انتشار میخوانند ؟  یا اصلا نمیخوانند تا یکی به ایشان زنگ بزند و بگوید : این چه گندی است که بالا آوردی حضرت  ؟؟؟
با تمام این آیا ها ، برایم سوالاتی در مورد کسانی که امضایشان را پس گرفته اند پیش می آید .
این آقا ... امضایش را بعد از انتشار ، به دلیل اینکه امضایش در کنار امضای سلطنت طلبان قرار گرفته بود پس گرفت. برایم بسیار تعجب آور است ، این آقا که به هر حال از جامعه شناسی چیزهایی میداند و در این رشته دکترا گرفته است ( و اینطور که معلوم است پس از این دیگر با اسم پرفسور امضا میکند چون میبیند دکتر زیاد شده )  با توجه به ادعایی که در سابقه مبارزاتی خود دارد ، یعنی نتوانسته بفهمد که چنین بیانیه ای را همانها که به حضور اسمشان اعتراض میکند و هم اندیشانشان مینویسند ؟ که حالا بعد از انتشار پس بگیرد ؟  یعنی اگر مثلا اسم چهار تا سلطنت طلب در این بیانیه نبود مشکلی برای این آقا وجود نداشت ؟ آیا این ادعا ی حضور سلطنت طلبان در این بیانیه ، برای بعضی ها تنها بهانه ای برای ماله کشیدن بر روی  حرکت های کور ایشان نیست ؟

خوب مسلم است که وقتی این آقا اینطوری امضا میکند و پس میگیرد ، این یکی آقا هم به او اعتراض کند و الی آخر .

اما ای کاش این آقای امضای کننده و پس گیرنده ، مثل خانم ملیحه محمدی یک بار ، یا اگر با یک بار متوجه موضوع نمیشوند ، دو بار ، قبل از امضا این بیانیه را که به زبان شیرین فارسی هم نوشته شده است میخواندند و این دردسرها را برای خودشان به وجود نمی آوردند.
من خط ملیحه ی محمدی را قبول نداشته و ندارم. بسیار هم با نظرات او در دفاع بی چون و چرا از اصلاحطلبان در ایران ، بخصوص خط خاتمی  مخالفم  و کنار نمی آیم.  اما او را زن با پرینسیپی میدانم ، کج نمیشود و مج نمیشود و شنل را با باد عوض نمیکند ، (مثل بعضی از آقایان).

و البته ملیحه محمدی تیتری هم ندارد. دکتر سوسیولوژی دانشگاه استکهلم نیست که به خود یک درجه ارتقاء دهد و با تیتر پروفسور امضا کند  . اما اینطور که معلوم است بیانیه ها را قبل از امضا به دقت میخواند.

نوشته ی ملیحه با تیتر نگاهی به بیانیه  در مورد بحران  اتمی ... بخوانید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این مدت که نبودم حسابی شهر را شلوغ کرده اند ، نوشته هایی در مورد همجنسگرایی ، له یا علیه آن از طرف ناصر و گلناز و علی قدیمی و  سینا و ... منتشر شده است.
باید بروم و تمام این ها را بخوانم و مفصل در موردش بنویسم. اما یک چیزی را همین جسته گریخته که خوانده ام باید اشاره کنم.

آقایان شما چند چیز را به شدت با یکدیگر قاطی پاتی میکنید. آیا وقتی از تجاوز دسته جمعی چندین مرد سیبل کلفت به دختربچه ای میخوانید یا میشنوید فریاد " یا محمدا این هتروسکسوئل ها را از فلانشان آویزان کنید " سر میدهید ؟  چرا وقتی میشنوید چند مرد به پسربچه ای تجاوز کرده اند آنها را همجنسگرا مینامید ؟

دوستان  عزیز آقای قدیمی و ناصر خالدیان ، راستی نمیدانم که آن دوست شما چگونه توانسته است بایستد و چنین عملی را شاهد شود و هیچ نکند و تنها بعد از آن با شما در میان بگذارد. نمیدانم که چگونه میتواند با خودش راحت باشد و زندگی اش را ادامه دهد ، اما فکر میکنید آن مردان اگر به جای پسر بچه ، دختر بچه ای را خریداری کرده بودند ، با او چنین نمیکردند ؟ واقعا چنین فکر میکنید ؟من اینطور فکر نمیکنم.  اینها همجنسگرا نیستند دوست عزیز. اینها حیوان هستند ، و آن فروشنده ی ان کودک نیز حیوانی به مراتب وحشی تر. مسائل را قاطی نکنید.

آمار نشان میدهد که اتفاقا تمام تجاوزهایی که از طرف مردان به پسر بچه ها  و حیوانات اعمال میشود از طرف مردان هتروسکسوئل ( دگرجنس گرا ) ـ همان که شما آن را طبیعی و عادی مینامید ـ  است. آمار نشان میدهد که مردان پدوفیل اکثرا همسر و فرزند دارند . آمار نشان میدهد که این مردان مردانی " طبیعی" هستند و نه مردان همجنسگرا و غیر طبیعی .
آقایان...برای همجنسگرا بودن ، ابتدا باید انسان بود. کسی که به انسانی ، بزرگسال یا کودک تجاوز میکند ، انسانیت وجودش زیر سوال است . نه همجنسگرا یا دگر جنسگرا بودنش.

 

 

[ 10:31 | مهشيـد | 0 دنبالک | 18 ديدگاه ]


Powered by MT3.35