February 21, 2006

امروز نوشته هاي شراگيم را ميخواندم. برخورد او را بسيار بهتر ، منطقي تر و مهربان تر از برخورد خودم ميدانم. به راحتي ميشود حال كسي را كه براي حالگيري و يا به قول خودش مگس پراني به سراغت مي آيد گرفت. اما اين كار تو را از آن كه هستي بسيار دور ميكند. نامهرباني ديگران نبايد موجب دور افتادن من از مهرباني شود.
برخوردهاي اين چند وقت با آرش موجب شده احساس بدي نسبت به خودم داشته باشم. احساسي نظير آنچه روزگاري برخورد با خانم نانا كه  به منزله كليد دار آشغالداني وبلاگستان ايفاي نقش ميكند ، برايم به وجود آورد و اين حق من نيست.
سعي ميكنم اخلاقم را خوب كنم.

پ. ن : اين را براي بازگشتن كسي و تبليغات حزبي  او در اين وبلاگ نمينويسم. از مبلغان حزبي همانقدر دوري ميكنم كه از مبلغان مذهبي ( اين كلمه مبلغ چرا اينقدر به نظرم غلط مياد ) . مسئله خودم هستم و نه كس ديگر. من بايد بهتر از اينها بدانم.
اشتباه نشود. اين متن معذرت خواهي از كسي نيست. من از خودم شاكيم و از خودم معذرت ميخواهم.

[ 9:00 | مهشيـد | 24 ديدگاه ]


Powered by MT3.35