آرزو بهم سیخ زد. راستم میگه .
مدتی است که وبلاگ گروهی زنانه ی گوسبندانه را راه انداختند ، ولی من لالمونی گرفته ام.
پنج نفر دختر خوب ، عمدتا بچه های اصفهان.آرزو و نفیسه و نوشی و غزل و شعله .
رفتم وبلاگشان را خواندم. و این نوشته اشکم را در آورد :
برای چیزهای کوچکی شاید از این وطن بروم.برای حس باد در میان موهایم وقتی در خیابان را می روم.برای کشیدن یک نخ سیگار در کافه ای خیابانی برای یک رقص کوتاه در جشنی همگانی برای پوشیدن یک لباس ورزشی و دویدن کنار رود برای ندیدن ماشینهایی با نوار سبز و چراغهای آبی و قرمز گردان برای ندیدن جمله :مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد برای نخواندن اخباری که نفرتم را بر می انگیزد........
نه به خاطر چیزهای بزرگ
به خاطر چیزهای کوچک
کوچک ترین چیزها...
|