December 26, 2005

عرض نکردم ؟؟؟

و اما عبدالقادر بلوچ در وبلاگش طرح های جدیدی برای دوستان چلچراغی ترسیم کرده است که حالا که قصد بزرگداشت دارند ، فقط به بزرگان!!! و آنها که دستشان به جایی میرسد اکتفا نکنند.

عبدالقادر نوشته است :

نشریه چلچراغ یلدا را بهانه کرده و شب چله‌ای گذاشته و خاتمی را دعوت کرده و با دادن اسم مردی با عبای شکلاتی هوسی را برای خوردن او در آدمهای کم حافظه بیدار کرده.
دم نویسندگان و شعرا و خبرنگاران این نشریه گرم برای خودشان اصالت و رسالتی قائلند و بر آن اساس هم اقدام کرده‌اند. کاش نشریات دیگری هم می‌توانستند باشند و جلسات زیر را راه می‌انداختند:
- شب چله با زنی با دو چشم گریان به افتخار همسر پر رنج گنجی
- شب چله با خانواده‌ای با جگری پاره پاره به افتخار مادر و پدر محمدی‌ها
- شب چله با مردی با عمر بر باد رفته به افتخار امیر انتظام
- شب چله با مردی به رنگ اجحاف به افتخار ناصر زرافشان
لطفاً این لیست را تکمیل کنید حافظه‌ی مرا هم هوس شکلات از کار انداخته.

و من هم فکر کردم چند تایی به این لیست اضافه کنم
ـ شب چله با مردی که هر چه میکشد تقصیر خودش است، به افتخار اکبر گنجی که از جنس خاتمی نبود.
ـ شب چله با جوانی با موهای بلند به افتخار احمد باطبی و رنجهایش در زندان
ـ شب چله با چگونه با وبلاگ نویسی از زندان سر دربیاوریم و حکم دراز مدت بگیریم ، به افتخار مجتبی سمیعی نژاد 
ـ شب چله با اتوبوسی به نام مرگ به افتخار مسافران اتوبوسی که قرار بود به اعماق دره واژگون شود.
ـ شب چله با معجزه ی طناب ، به افتخار محمد مختاری ، محمد جعفر پوینده و تمامی قربانیان قتل های زنجیره ای که در دوران خاتمی عزیز پرونده شان به خاک خوردن مشغول شدن.

از آنجایی که از این گونه افتخارات در مملکت اسلامی کم نداریم ، و از آنجایی که شب یلدای کشور ما همچنان باقیست ، به دوستان چلچراغی پیشنهاد میکنم هر هفته یک شب چله راه بیاندازند چرا که افتخارات ما از حد بیرون است و خدای نکرده وقت کم می آید.

[ 9:07 | مهشيـد | 2 ديدگاه ]


Powered by MT3.35