
کاری که بچه ها پنجشنبه در پارک لاله انجام دادند( معرفی خود به عنوان اچ آی وی مثبت در تظاهرات ) کاری شجاعانه و منحصر به فرد است. شجاعانه است نه از این نظر که درگیری با پلیس ایجاد میکند یا اینکه حزب الهی ها بر سرشان میریزند و کتکشان بزنند ، نه . شجاعانه است از این نظر که وقتی چند سال پیش مشابه این کار را در سوئد کرده بودیم ، سوئدی که از نظر مسائل جنسی یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیا محسوب میشود ، سوئدی ها بر و بر نگاه میکردند و ایرانی ها روی برمیگرداند یا متلک میگفتند. و معمولا از ما میپرسیدند که چگونه دچار شده ایم.
شجاعانه است برای اینکه در این سوی دنیا هم هنوز وقتی در میان مردم از ایدز سخن میرود ، معمولا شیوه ی مبتلا شدن اهمیت بسزایی دارد ، بهترینش که از بیمار چهره قربانی و بیگناه ارائه میدهد ، انتقال خون است و بدترینش همجنسگرایی که در این صورت بیمار کاملا گناهکار و مقصر است. در میان این دو آلترناتیو آلترناتیو های اعتیاد و رابطه ی هترو سکسوئل در اینتروال قرار میگیرند. و همه ی اینها ( بجز انتقال خون ) نه از بیماری بلکه از بیمار چهره ای کریه نشان میدهد. چیزی بر خلاف اخلاقیات اجتماعی و در انتها نتیجه گیری این که این دردی نیست که " ما " به آن دچار شویم و صرفا " آنها " را مبتلا میکند ، " آنهایی " که در بیماریشان بی تقصیر نیستند و یا شاید به نوعی نیز استحقاق آن را دارند. عمل بچه ها شجاعانه بود به این دلیل که سعی کردند به ایدز چهره ای انسانی بدهند ، ایدز در روز پنج شنبه در پارک لاله شکل فرناز بود و شکل گلناز بود و شکل فواد بود . شکل اعضای مرکز فرهنگی زنان بود و شکل بچه های کانون هستیا بود . شبیه دانشجویانی بود که همیشه و همه جا در صف مقدم برای حقوق انسانی مبارزه میکنند.
ایدز شکل پریسا بود

که با پلاکادی که در دست داشت ، متلک ها را تحمل کرد . این حرکت ، حرکتی شجاعانه بود در جامعه ای که صحبت از بیماری های جنسی ، کندوم و هر چیزی که به قسمتهای پایینتر از کمربند مربوط شود شرم آور است و تحقیر شده ، در جنین سرزمینی از رابطه ی سالم و برابر جنسی صحبت کردن، پخش کاندوم و خواستار آموزش جنسی در سطح مدارس شدن ، شکستن تمام تابوهایی است که در جامعه قدر گذاشته میشوند.
ایدز در روز پنجشنبه در پارک دانشجو دیگر بیماری ای نبود که " آنها " به آن مبتلایند ، ایدز دردی بود که اجتماع را به خون ریزی واداشته و نیازمند چاره ای عاجل است. با یک حرکت ساده و زیبا ، روز پنجشنبه ، ایدز درد " ما " بود.
در بخشیدن این چهره ی انسانی به این بیماری هولناک ، انسانهایی سهم داشتند که دل در گروی دردهای انسانی بسته اند و به دنبال چاره هستند. زنان و مردانی که ارزشهای اجتماعی را به چالش میطلبند و طرق گفتن " نه " را تجربه میکنند.
خسته نباشید بچه ها ، دمتان و دلتان گرم.
|