November 14, 2005

جنبش زنان ، پرچم  ِ جنبش ، و یا : خر  ِ ما از کرگی دم نداشت...

نوشته ی قبلی  در مورد کشف حجاب غوغایی را بر انگیخت که مرا متعجب  کرد. نمیدانم آیا این روزها زبانم الکن شده است و یا لطف خواننده ها کم شده است و یا هر دو که لحن ایرونیک ( فارسی اش طعنه آمیز معنی شده است ولی من این ترجمه را چندان درخور نمیدانم ) این نوشته تفهیم نشده است.

دوست عزیز ِ ما در وبلاگ خودش خواستار تایین رنگ پرچم جنبش زنان میشود و کشف حجاب را عمده ترین مبارزه زنان قرار داده است و بعد هم در نوشته هایش در کامنت ها اینطور میرساند که معتقد است اگر کشف حجاب در ایران انجام شود ، تمام مسائل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی حل میشود. خوب من اینطور فکر نمیکنم. ضمن اینکه فکر نمیکنم که وبلاگستان بتواند تایین کننده حرکات اجتماعی و شیوه های مبارزه در زندگی واقعی باشد. ضمن اینکه فکر میکنم که انسانهایی که مایل به پدید آوردن یک حرکت اجتماعی هستند ، باید خود هزینه ی آن را بپردازند و در پرداخت هزینه شریک باشند ، و بنابر این بر مبنای توانایی خود در مورد پرداخت هزینه ها و چگونگی آن تصمیم میگیرند.

اینکه من و چند وبلاگ نویس در خارج و یا داخل کشور بنشینیم و سر رنگ پرچم و یا محل تظاهرات و یا برداشتن و یا برنداشتن روسری بنویسیم  ، بحث بی موردی را آغاز کرده ایم . بی موردی اش به همان اندازه است که قضیه را برگردانیم و بر سر روسری سر کردن مردها و اینکه ایشان پرچم دست بگیرند بنویسیم و قلم فرسایی کنیم.

من به خودم این حق را نمیدهم که از مردانی که در روز 8 مارس در  ایران در تظاهرات شرکت میکنند ( اگر تظاهراتی باشد ) بخواهم که روسری بر سر کنند. به همان اندازه این حق را در مورد کسی که پیشنهاد کشف حجاب زنان را میدهد زیر سوال میبرم.

 ابزار مبارزه باید توسط مبارزین  انتخاب شود. و افراد تنها زمانی حق تایین ابزار مبارزه را دارند که خود در صف مبارزین قرار بگیرند. این صف به همراه نیاز دارد . نه به رهبر.

در مورد جنبش زنان و مردان درون جنبش نیز چیزی را باید بگویم. هر قدر هم که دنیای مردسالاری داشته باشیم و ستم پدرسالارانه بر زنان روزمره باشد و عادی تلقی شود ، هر قدر هم که تعداد مردانی  که در این جنبش شرکت میکنند کم باشد ، من  برای هیچ مردی که " مدافع جنبش زنان " باشد ، ارزشی بیشتر از زنی که " مدافع همین جنبش " باشد نمیشناسم. او را غنیمت نمیشمرم و اشتباهاتش را ناچیز تلقی نمیکنم. هر آنکس که در جنبش زنان پایی پیش میگذارد ، وجودش غنیمت است ، جنسیت او موجبات برتری او نیست.
جنبش زنان ، یک جنبش اجتماعی اپوزیسیون است. برابری همه جانبه ی  جنسیتی اگر یکی از مسائل اصلی  مردانی که از آزادی و برابری دم میزنند  نباشد ، تمام گفته های آنها را زیر سوال میبرد.
دفاع از جنبش زنان و مبارزات زنان از سوی مردان ، نه لطف است و نه جان فشانی . انجام یک وظیفه ی انسانی و اجتماعی است و  این مسئله هیچ امتیازی به مردان نمیدهد.
شخصا مردانی را که خواستار امتیاز فوق العاده ای به عنوان مدافع حقوق زنان میباشند ، از مردسالاران بدتر میدانم ، چرا که ایشان با استفاده از علم جدید ، تبعیضی نوین را ثبت میکنند. این همان ادامه ی تفکر مردسالاری است که به کلام نوین ملبس شده است. مردی که مفهوم برابری را بشناسد بدون منت و چشمداشت امتیازات فوق العاده  در صف تلاش برای دگرگونی قرار میگیرد. چرا که به خوبی میداند این دگرگونی ، اول از همه موقعیت اجتماعی او به عنوان یک انسان را بهبود خواهد بخشید.
چنین مردی از " حقوق زنان " دفاع نمیکند . او به عنوان یک " مدافع حقوق زنان " خودش را از آنها و دیگران یک سر و گردن بالاتر نمیداند و تمجید نمیطلبد ، او از حقوق خودش برای فاصله گرفتن از توحش ، برای رسیدن به منزلت انسان  دفاع میکند. این مسئله موجب افتخار او است نه موجب امتیاز او.

بارها دیده ام و شنیده ام که مردانی که خود را فمینیست میدانند از اینکه از طرف گروهی از زنان به آنان اهانت میشود شکایت میکنند. اما دلیل این شکایت را نمیفهمم.
جنبش زنان و مبارزه ی برابرحقوقی ، رقص روی گلها نیست. ما زنان فعال در جنبش از زمانی که تصمیم به حرکت گرفته ایم با اهانت مخالفان ، از مرد و زن ، روبرو شده ایم. از زنان بیشتر از مردان فحش خورده ایم. پس چرا برای مردان روبرو شدن با این نوع برخوردها عجیب است ؟ غیر از این است که دلایل فرودستی زنان برای ما شناخته شده نیست و نمیدانیم که زنان خود عاملان بازتولید اندیشه مردسالارنه هستند ؟ چرا آقایان فکر میکنند با قدم گذاشتنشان در این جنبش شاخه های گل و سرودهای ستایش از هر سو نثارشان میشود ؟ چرا انتظار عکس العملی متفاوت با آنچه ما با آن روبرو هستیم را دارید ؟
به دنیای ما خوش آمدید آقایان. ما در این دنیا  توهین میشنویم و تحقیر میشویم و میترسیم و میلرزیم و می ایستیم.

[ 23:54 | مهشيـد | 17 ديدگاه ]


Powered by MT3.35