امشب یه جک تازه شنیدم که هنوز هم دارم میخندم. ( یا گریه میکنم ؟ ) فکر کردم برایتان تعریف کنم ، کمی بی ادبی است ولی به با ادبی خودتان ببخشید . به هر حال ما از قبل گفتیم که اگر با جک بی ادبی مخالفید ، نخوانید.
یه آخوند مسئول اتوبان تهران کرج شد ( چرا شو از من نپرسید، من که ایشان را سر کار نگذاشتم ) و عوارض را به 1000 تومان ارتقاء داد. چند تا از کارگزارها آمدند و گفتند : حاج آقا نکنید. ملت ناراضی میشن . شلوغ میکنند ، انقلاب میشه ها . آخوند هم گفت : اگر شد میاریمش پایین . خلاصه عوارض بالا رفت ، ملت هم 1000تومان را میدادند و می آمدند و میرفتند و حرفی هم نمیزدند. آخوندک بعد از چند وقتی کارگزاران را جمع کرد و گفت این عوارض رو میبریم بالا میکنیم 2000 تومان. کارگزاران گفتند : نکنید آقا. ملت شلوغ میکنند ، انقلاب میشه ها . آخوندک هم گفت که حالا این کار را میکنیم ببینیم چی میشه ، اگر شلوغ شد ، کم میکنیم دیگر. خلاصه عوارض بالا رفت. ملت هی می آمدند و میرفتند و حرفی هم نمیزدند. آخوندک دوباره بعد از چند ماه همه را جمع کرد و گفت قرار را بر این میگذاریم که عوارض را میکنیم 2500 تومان و اضافه بر آن .... ( یه بلایی هم سر ملت می آوردند ، خودتان دیگه گوشی دستتان بیاید دیگر ) . همه گفتند : آقا ملت تحمل نمیکنند ، اینجا دیگه پای ناموس در میان است ، شلوغ میشه ، انقلاب میکنند. آخوندک هم با همان خونسردی گفت : حالا ببینیم چی پیش میاد، اگر طوری شد عوضش میکنیم. خلاصه یه چند روزی گذشت ، صف بلندی جلوی باجه های پرداخت تشکیل شد و ملت ریختند و شلوغ کردند. خبرنگاران که خبر شلوغی را شنیدند ، به محل رفتند و یکی از خبرنگاران در شلوغی رفت و از فردی پرسید : شما خواسته هایتان چیست ؟ ـ آقا آخه نگاه کنید چه مملکتی شده ، این مملکت است برای ما درست کردند ؟ شما که خودتان شاهد هستید ، این صف را میبینید ؟ دو نفر مامور گذاشتند و این همه آدم ، خوب چهار تا مامور اضافه کنند ، کار مردم را راه بیاندازند ، اینقدر معطل نشیم.
|