تولرانس
ترجمه آن به فارسی معنی تحمل میدهد ؟ اما فکر میکنم تولرانس تحمل اجتماعی سیاسی است. یعنی تو اگر بنشینی توی خانه و کتک ها و تحقیر های شوهرت را تحمل کنی ، کسی نمیاد بهت بگه آفرین ، تولرانست بالاست. در مقابل ، تولرانس اجتماعی چیزی است که نیاز مبرم جامعه است و برای ساختن یک اجتماع غیر همگون ضروری است.
یکی از مسائل مهمی که ادیان و ایدئولوژی ها را زمینی میکند و در جامعه برای ایشان محلی از وجود باز میکند ، تولرانس بالای آنان است. تحمل مخالفان و دگر اندیشان ، تحمل شوخی و متلک های اجتماعی . تحمل حضور و ثابت بودن این حضور که همیشه هم با پیشواز روبرو نمیشود.
مهم این نیست که در جایگاه ضعف تولرانس بالایی داشته باشی. تولرانس آنجا خودش را نشان میدهد که در جایگاه ضعف و قدرت ، هر دو ، از امکان حذف مخالفانت استفاده نکنی.
بر همین مبنا ، سوسیالیزم دولتی هرگز تولرانس نداشته است.
بر همین مبنا ، اسلام هرگز دینی با تولرانس نبوده است. اسلام چه در مقام قدرت ، در ایران و افغانستان و دیگر کشورهای اسلامی ، و چه در مقام ضعف و در جایی که ایدئولوژی مسلط به جامعه نبوده است ، نشان داده است که از تولرانس بالایی در مقابل مخالفین برخوردار نیست. در حالی که اسلامیان در تمام دنیا مخالفان خود را با اعدام های دولتی و یا ترور های شخصی ( ترور لئو وان گوگ یکی از این ها بود ، در کشوری که اسلام در آنجا اصلا کاره ای نبود ) نابود میکنند ، به محض اینکه کسی یک خط به شوخی یا مخالفت در مورد اسلام یا پیغمبر آن و یا ائمه اطهار بزند ، از همه طرف مورد مواخذه قرار میگیرد که : به عقاید دیگران احترام بگذارید . راستی چرا ؟ چرا این احترام به عقاید دیگران باید صرفا از طرف غیر مسلمین باشد ؟ چرا مسلمانان نمی آموزند که به عقاید دیگران احترام بگذارند ؟ در جایی که مسلمان به خود حق میدهد که حتی لباس و پوشش و نحوه آرایش مو و صورت را برای زن و مرد تایین کند ، چگونه است که خواستار احترام به عقاید خودش میشود ؟
در سوئد ، مدتی پیش ، یک کشیش دلقک که بیشتر کارش شو بیزنس است ، در یکی از موعظه های خود ، اعلام کرد که بودا یک مرد چاق و بی مصرف است که زیر درخت نشست و پیروانش برایش غذا آوردند تا پروار شود. در هیچ کجای سوئد ، هیچ برخوردی از طرف بوداییان رخ نداد. هیچ بودایی فتوای مرگ " رونه " را صادر نکرد. هیچ تظاهراتی صورت نگرفت. او در ضمن اضافه کرد که محمد یک پدوفیل است. چه شد ؟ دنیا کن فیه کون شد ، تظاهرات های مسلمانان در مقابل کلیسای فیلادلفیا . شعارهای " قسم به خون شهدا ، رونه تو را میکشیم " ( حالا یه همچی چیزهایی ، به سوئدیش دیگه ) در مقابل مساجد و کلیسای جناب رونه ، تن او را میلرزاند. زن و بچه ی سابقش ( البته بچه اش کمافی ال بچه اش محسوب میشود ، منظور زن سابقش است ) موقتا به کشور دیگری فرار کردند . و خودش بارها در تلویزیون و روزنامه ها گه خوردم نامه نوشت. چرا ؟ سلمان رشدی در کتاب آیه های شیطانی اش ، فضایی را ترسیم میکند که میتواند به محمد و عایشه و ... نسبت داده شود. طنز بسیار زیبایی هم دارد و کتاب حقیقتا از نظر ادبی ، کتابی منحصر به فرد است. سلمان رشدی محکوم به مرگ میشود. مترجم کتابش در نروژ مورد حمله قرار میگیرد و چاپخانه ای که کتابش را منتشر کرده است منفجر میشود . چرا ؟ لئو وان گوگ ، با ساختن فیلمی که در آن زنی که کلام قرآن را بر تن برهنه اش دارد شلاق میخورد ، به اعدام محکوم میشود و حکم در خیابان اجرا میشود. چرا ؟ در ایران و دیگر کشورهای اسلامی ، هر روزه مخالفان و یا حتی کسانی که تن به قوانین اسلامی نمیدهند مورد آزار و شکنجه قرار میگیرند و یا اعدام میشوند. چرا ؟ در اواخر قرن 20 تا کنون که قرن 21 آغاز شده است. در تمام خشونت های مذهبی و ترورهای عقیدتی اسلام یکی از پاهای ثابت بوده است. چرا ؟ اسلام با کلام : لا اکراه فی الدین ، دین را به دیگران تحمیل میکند و با تولرانس صفر ، از دیگران احترام میطلبد. اسلام باید بتواند مانند هر دین و ایدئولوژی دیگری ، انتقاد بپذیرد ، منتقدین را به حال خود بگذارد و مورد طنز و شوخی قرار گیرد. جامعه سالم ، جامعه ای است که چند گونه گی در آن به تمام معنی وجود داشته باشد و رعایت شود. در جوامع آزاد اروپایی ، حتی راسیست ها هم حق وجود و ابراز وجود ( تظاهرات ) دارند. مسلم است که من نیازی نمیبینم که اندیشه راسیسم در چهاردیواری شخصی من ابراز وجود کند و مزاحم آرامش من شود ، اما بنا بر مخالفت من با ایشان ، رای به حذف ایشان نمیدهم. ( با وجود اینکه میدانم که ایشان اگر آب پیدا کنند شناگران ماهری میشوند و حق نفس از دیگران سلب میکنند ) در قرن 21 ، تنها ایده ها و عقیده هایی میتواند گسترش پیدا کنند که تحمیلی نباشند و از تولرانس بالایی برخوردار باشند. عقاید مخالفان را تاب آورند و انتقاد و طنز در مورد خویش را بپذیرند. دنیای مدرن جایی برای کوته فکری های عقیدتی باقی نمیگذارد.
|