October 31, 2005

در ماهی که گذشت ، چند تن از نمایندگان  اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان در برلین نشستی با رضا پهلوی داشتند. ایشان  بعد از اینکه دیدند خیلی سه شده ، سعی کردند  مسئله را به عنوان حرکت فردی  برگزار کردند ، حتی یکی از ایشان آنقدر خودش خنگ تشریف دارد که در توضیحی در یک ای میل خصوصی به یکی از دوستان گفته بود : من داشتم در یکی از خیابانهای برلین میرفتم ، تصادفی رضا پهلوی را دیدم و رفتیم با هم غذا بخوریم....( خنده دار تر از همه این است که ایشان مقیم سوئد هم هستند و اصلا در برلین زندگی نمیکنند )
از این حرفهای چرند و توجیهات گزافه  که بگذریم  ، نشست برلین جایگاه اتحاد جمهوریخواهان را در میان جمهوریخواهان خارج از کشور مشخص تر میکند. ایشان که زمانی دست اتحاد به سوی اصلاح طلبان رژیم دراز میکردند ، امروز حتی حاضرند با کسانی که حتی جمهوری خواه نیز نیستند برای رسیدن به قدرت سازش کنند.
آقای بهزاد کریمی ، در مقاله ای در سایت اخبار روز درج شده است ، سعی دارند موضع گیری در مقابل این حرکت را از دیدگاه ایدئولوژیک نشان دهند و عنوان کنند که سیاست امروز نیازمند اتحاد و سازش است.
این آقا اما از اینکه کمی فسفر بسوزانند و سلولهای مغزشان را به کار بیاندازند و  بیاندیشند که از اتحاد با مشروطه خواهان و شاهپرستان چی عایدشان میشوند ، و این جواب را به ملت بدهند طفره میروند.
طرفداران رضا پهلوی و شاهدوستان و مشروطه خواهان ، همه شان را که روی هم بگذارید و پول بلیط همدیگر را هم که بدهند و در گوشه ای جمع شوند از 1000 نفر تجاوز نمیکنند. اگر نگاهی به اسم مبارک خویش هم میکردند ( اتحاد جمهوری خواهان ) میتوانستند کمی تا قسمتی حدس بزنند که حتی جمهوری اسلامی خواهان بیشتر از شاه خواهان میتوانند در این جمع بگنجند.
ایشان میگوید که این عمل کاری سیاسی است و نه ایدوئولوژیک . انگار آقای بهزاد کریمی به شدت اصرار دارد که به همه گان ثابت کند که سیاستی که ایشان میشناسد ، پدر و مادر ندارد و نه برای منافع ملت بلکه برای کسب قدرت خوش دست و پایی میزند.
شاید استقبال ناچیزی که آخرین نشست شما در آلمان داشت شما را به دست و پا انداخته تا برای یارگیری به دامان سلطنت آویزان شوید.
با یکی از دوستان در مورد این حرکت صحبت میکردم و او گفت که اینها با این کارشان بدهکار ملت میشوند. گفتم که اکثریت با همکاری هایی که با رژیم جمهوری اسلامی در گذشته و تا همین حالا داشته است به اندازه کافی بدهکار ملت بوده است. اما با پررویی تمام بر حضور سیاسی خود اصرار میکند. او گفت درست مثل این که یکی 100 میلیون کرون بدهکار باشد ، بعد برود 50 میلیون کرون هم قرض بگیرد ، و بگوید ما که نمیدیم ، کی به کیه...
متاسفم که بگویم این حرکت شما مرا به یاد سگ گرسنه ای می اندازد که برای هر کسی که استخوانی به سمتش بیاندازد دم تکان میدهد.
آقای کریمی ، خانم آزاد ، آقایان و خانمهای دیگر اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان که این حرکت را قبول دارید و یا قبول ندارید ولی همچنان منتظر معجزه ای در این سازمانها و احزاب نشسته اید . مواظب باشید که استخوان در گلویتان گیر نکند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آهان راستی، امتحانم رو هم دادم ، فکر میکنم زیاد بد نشد :))

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پس نوشت : الان دوباره نوشته رو خوندم و دیدم خیلی با عصبانیت نوشتم. نه اینکه قبولش ندارم ها ، ولی لحنم تند است.
آخه فکرش را بکن ، از جلسه امتحان برگردی و ببینی که این بهزاد قزمیت اینا رو نوشته . خوب عصبانی میشی دیگه.
به خدا دلم برای خودم سوخت که  در نشست پاریس که به نمایندگی از سازمانشون اومده بود و ناظر بود  باهاش سلام علیک هم کردم. هی به خودم گفتم بابا این اکثریتی ها ... ولی باز گفتم که باید متمدنانه رفتار کنی ، میخوان سر به راه بشن.
این بود ؟ ...

[ 21:55 | مهشيـد | 17 ديدگاه ]


Powered by MT3.35