مصدق در استکهلم
 ناصر رحمانی نژاد در نقش دکتر محمد مصدق
فیلم نمایش مصدق ، دیروز در سالن Z در آ ب اف مرکزی، در 4 پرده اجرا شد. این برنامه از این رو فیلم ـ نمایش نام گرفته است که قسمتی از برنامه ، فیلم های تاریخی در رابطه با حضور سیاسی مصدق و آمدنش به مجلس و تشکیل دولت توسط او ، نهضت ملی نفت دادگاه لاهه و کودتای 28 مرداد و ... روی پرده بزرگی با کیفیت بسیار خوب نمایش داده میشد. و قسمت دیگر آن بازی ی بازیگران بر سن نمایش بود. بازی ناصر رحمانی نژاد در نقش مصدق خوب بود . دقیقا نمیدانم که مزه هایی که در دادگاه میپراند از نوشته های مربوط به دادگاه گرفته شده است یا نه. ( در جایی گفت که نصیری که دم نداشت بزارد روی کولش و از این قبیل ، که نمیدانم اینها کلام خود مصدق است یا اینکه در نمایش در دهان مصدق گذاشته شده است که فقط حکم خنداندن تماشاچی ها را داشته و نه غیر ) من توقع بازی بهتری از آقای آذرکلاه را داشتم که در نقش سرتیپ آزموده ، دادستان دادگاه نظامی ایفا نقش میکرد ،که ابدا برآورده نشد. بازیگر دیگری که مدت زیادی را روی صحنه میگذراند علی پورتاش بود که در نقش دکتر غلامحسین مصدق ، فرزند و پزشک او ایفای نقش میکرد. بازی آقای پورتاش بسیار بد بود. او با حالتی نزار و گریان و نالان از ابتدا تا انتهای نمایش صحنه را پر میکرد . در بسیاری از جاها گفتارهایش را فراموش میکرد و ...
موزیک صحنه کار همشهری ما ، آقای اسفندیار منفردزاده بود که چون برایشان احترام قائلم و فردا پس فردا چشممان در چشم هم می افتد و اگر حرفی بزنم ، احتمالا او هم به خیل کسانی که رو بر میگردانند خواهد پیوست ، بهتر است صدایم در نیاید :))))
به طور کلی نمایش خوبی بود. اما آقای علامه زاده با وجود اینکه زحمت بسیاری روی این نمایش کشیده بودند ، متاسفانه جای خالی بزرگی در مورد کودتای 28 مرداد باقی گذاشت . نقش دولت های خارجی و بخصوص آمریکا در کودتا تنها مورد اشاره قرار گرفت و به آن پرداخته نشد. این نمایش بیشتر جنبه برانگیختن امپاتی و سمپاتی با مصدق را داشت و نه کنکاش در تاریخ. اما مصدق نیازی به سمپاتی بیشتر ندارد. او از حد اکثر سمپاتی ایرانیان برخوردار است و با نامی بسیار نیک به تاریخ خونین کشور ما پیوسته است. آنچه ما به آن نیاز داریم گفتاری بی شاعبه و کنکاشی واقعی در تاریخ ماست که تکرار تاریخ را مانع شود.
هر چند این نوشته با قصدی انتقاد از تاتر شروع نشد . بیشترین قصدم معرفی کار بود و شاید خسته نباشید به بازیگران و کارگردان و سازنده موزیک. آقای علامه زاده با خوشرویی و گشاده دستی کار خود را عرضه میکند. چند ماه پیش در جایی او را دیده بودم و از او پرسیده بودم که پس این نمایش شما را ما کی و کجا ببینیم ، که به سرعت گفت : سالن بگیر بیام برایتان نشان بدم. و من با تعجب گفتم : من سالن بگیرم ؟ گفت : آره. هر کسی که میتواند امکانی به ما پیشنهاد کند ما استقبال میکنیم. در هر شهر و کشوری. که آنجا از دوست عزیزی که امکانات در اختیار دارد خواستم که دستی برساند و، که کارها جور شد و مصدق به استکهلم هم آمد. این برخورد آقای علامه زاده با برخوردهای معمول در این رابطه فرق دارد. معمولا گروه بازی ها در پشت این دعوت ها قرار دارد ، اما علامه زاده برای عرضه ی کارش و بزرگداشتن یاد و خاطره ی مصدق خود را وارد این بازی ها نکرده است و با روی باز از پیشنهادات استقبال میکند. (اما لطفا اگر مایل به دعوت او به کشور و شهرتان هستید ، سالن خوبی دست و پا کنید که هم بزرگ باشد و هم نور و صدای خوبی داشته باشد، دیروز سالن بزرگ تقریبا 400 نفری " زد " در استکهلم کاملا پر بود )
چند تکه هم به حزب توده و نقش آن در آن زمان کردند که من کیف کردم. اشاره شد به آنکه زمانی که جامعه به آرامش و حمایت از مصدق نیاز داشت ، حزبی ها اعضا را به خیابانها میکشاندند و اغتشاش میکردند و زمانی که لازم بود در حمایت از مصدق حرکتی از سوی حزب انجام بگیرد ، حزبی ها در خانه هایشان نشستند و منتظر شدند تا دستگیر شوند. در جایی قسمتی از " ماموریت برای وطنم " خوانده میشد که شاه گفته بود که مصدق از حزب توده به عنوان نردبان استفاده کرد . و مصدق گفت : عجب نردبان لقی . در جایی در دادگاه گفته شد که با تقاضای پروفسور رولان در دریافت وکالت مصدق به خاطر خارجی بودن او مخالفت شده است و مصدق گفت : خارجی بودن که عیب نیست. عامل خارجی بودن خطا است.
ای کاش تاتر کمی بیشتر به کنکاش در تاریخ و مهره های اصلی کودتا میپرداخت. که خوب... شاید وقتی دیگر.
 علی پورتاش در نقش دکتر غلامحسین مصدق و هومن آذرکلاه در نقش سرتیپ آزموده.
 حمید عبدالملکی در نقش رئیس دادگاه نظامی
 صحنه مصدق در بستر مرگ

اینهم آقای علامه زاده
_________________________________
جدیدترین انیمیشن برونو بوزتو به اسم آزادی
و کلیپی برای اعتراض به جنگ و درخواست بازگرداندن سربازان آمریکایی از عراق ، اینجا ببینید
|