July 29, 2005

سروده ای از ناظم حکمت ، 1948، با کمی دستکاری ( تغییر از اول شخص به سوم شخص )

سخن این است

 

در آستانه ی نور ایستاده است

دستانش گرسنه، دنیا زیبا

چشمانش همه ی درختان را نمی بیند

درختان زیبا، درختان سبز

جاده ای از آفتاب از میان تمشک ها می گذرد

او پشت پنجره ای در بیمارستان زندان

بوی دواها را نمی شنود

آلاله ها در شکوفه

و سخن این است:

                                            بحث بر سر زندانی شدن نیست

                                            سخن بر تسلیم نشدن است.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شیرین عبادی : فقط گنجی نیست  

...نهايت آن که، بياييد با هم، براي آزادي "همه" زندانيان سياسي و عقيدتي تلاش کنيم. آنها براي برخورداري از حداقل حقوق انساني خود، نيازمند "فراموش نشدن" هستند، و اين، اتفاقي است که اکنون، در مورد اکثر آنها افتاده است.

[ 6:36 | مهشيـد | 8 ديدگاه ]


Powered by MT3.35