بارها کامپیوترم هنگ کرده.
خبرنامه گویا قسمت مخصوص انتخابات را دائم ریفرش میکنم. و کامپیوتر دیگه تحملش تمام شده.
باورم نمیشود . احمدی نژاد در تهران اول است. به کل در تمام کشور هاشمی اول است اما تهران و احمدی نژاد ؟
این احمدی نژاد رو من یکی اصلا آدم حساب نمیکردم. حالا میگفتند در گوزبالاتپه رای آورده میگفتم باشه. اما تهران و احمدی نژاد ؟ همان احمدی نژادی که میگفت به سه فضای اجتماعی ، زنانه و مردانه و مشترک احتیاج داریم ؟ این در تهران رای می آورد ؟
شاید وقتش رسیده است که واقعی تر به ایران نگاه کنیم . ایران اینترنت نیست که نشسته ایم و میگوییم و خودمان را تایید میکنیم و از نتیجه گیری هایمان خوشمان می آید.
فاصله ها را کمتر کنیم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
الان دارم به رادیو همبستگی در استکهلم گوش میکنم. گزارش از تظاهرات مقابل سفارت ، تظاهرات نسبتا بزرگی بود ،بچه ها تخمین میزدند بین 200 تا 300 نفر شرکت کرده بودند. که نسبت به وضعیت کنونی و استکهلم خوب است.( من در این تظاهرات شرکت نکردم ) گزارش دیروز تهیه شده است. با آقایی مصاحبه میکند ، آقا میگوید : من در اینجا ایستاده ام ، در مقابلم شعار زنده باد سوسیالیسم می بینم......
به خبرنامه گویا نگاه میکنم. خبرگزاری مهر : احمدی نژاد نفر اول در تهران.
ما در کجای خاک جهان ایستاده ایم؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باز هم شاملو جانم ، به داد میرسد:
وطن کجاست که آواز ِ آشنای ِ تو چنین دور مینماید؟
امید کجاست
تا خود
جهان
به قرار
باز آید؟
هان، سنجیده باش
که نومیدان را معادی مقدر نیست!
معشوق در ذره ذره ِ جان ِ توست
که باور داشته ای،
و رستاخیز
در چشم انداز ِ همیشه یِ تو
به کار است.
در زیج ِ جست و جو
ایستاده ی ابدی باش
تا سفر ِ بی انجام ِ ستاره گان بر تو گذر کند.
که زمین
از اینگونه حقارت بار نمیماند
اگر آدمی به هنگام
دیده ی حیرت میگشود.
..........
معجزه کن ،معجزه کن
که معجزه
تنها
دست کار ِ توست
اگر دادگر باشی ،
که در این گستره
گرگان اند
مشتاق ِ بر دردیدن ِ بی دادگرانه ی ِ آن
که دریدن نمیتواند.ــ
و دادگری
معجزه ی ِ نهایی ست.
و کاش در این جهان
مردگان را
روزی ویژه بود.
تا چون از برابر ِ این همه اجساد گذر میکنیم
تنها دست مالی برابر ِ بینی نگیریم:
این پر آزار
گند ِ جهان نیست
تعفن بی داد است.
خطابه ِ آسان ، در امید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و در وبلاگشهر درد دیگری بر پاست ،موج دیگری شروع شده است. اگر دیروز تحریمی ها به رای دهندگان خائن و مزدور میگفتند . امروز موج وارونه شده است . چه شده ؟ روز انتقام است ؟
سهم من و تو در این میانه فقط یک برگ رای بود. استفاده و عدم استفاده از این برگ رای حق من و تو بود. حق یکدیگر را به رسمیت میشناسیم ؟
به روی هم شمشیر نکشیم ، درد ما ، ما نیستیم . موجب این درد در مقابل ما ایستاده. همدیگر را به باد دشنام نگیریم. درد ما مشترک است. به جای فریاد زدن بر سر یکدیگر ، درد را فریاد کنیم.
مانده نباشیم عزیزان...