June 13, 2005

 وکیل خانواده قربانیان قتل های زنجیره ای در زندان و در شرف مرگ است.
قاتلان این قتل ها کاندیدای ریاست جمهوری میشوند.
این است زندگی...

چند روز پيش در جمعي بودم ، اين جمع عموما از انسانهاي فعال سياسي - اجتماعي تشكيل ميشد ، انسانهايي كه روياي دنيايي بهتر و ايراني آزاد را در سر دارند.
در اين جمع صحبت كوتاهي در رابطه با  ماراتن مرگ زرافشان كردم و خواستم كه اگر ممكن است حركتي صورت گيرد. يكي از  خانم هاي عزيز و قابل احترام گفت كه مگر فقط زرافشان  و گنجي زنداني هستند ؟ باطبي و...
من خطاب به ايشان گفتم كه باطبي و بقيه زندانيان نيز در اعتصاب غذا به سر ميبرند و ايشان متذكر شدند كه ميدانند.
ديگر سخني به ميان نيامد. از جمع عكس العملي سر نزد.و من كه با تعجب خود را در وسط چهارراهي حس كرده بودم كه از همه سو باد ميوزيد ، اصرار را بيفايده ديدم و سكوت كردم.

من زني هستم با شعوري متوسط ، و اي كاش اين خانم مهربان و يا كس ديگري از اين زنان فرهيخته اين زحمت را به خود ميداد كه مرا هم متوجه كند كه دفاع و پشتيباني از زرافشان چه سدي در مقابل دفاع ما از ديگر زندانيان سياسي به وجود مي آورد و چه تناقضي را در اعتقادات و آرمانهاي انسانگرايانه ما به وجود مي آورد.
روزگار غريبي است نازنين. سرد و غريب...

ماراتن مرگ زرافشان در اعتراض به خودكامگي هاي مقامات زندان و قدرتمردان رزيم  و در دفاع از حقوق انساني زنداني شروع شد. با تمام امكانات خود از زرافشان دفاع كنيم و نگذاريم اين انسان شريف كه تمام عمر خود را دفاع از  اهداف انساني مبارزه كرده است ، در  بي تفاوتي جانيان جمهوري اسلامي جان خود را از دست بدهد.

زرافشان: من سر مواضعم ايستاده ام. شما هم بايستيد

ما را به جاي زرافشان زنداني كنيد

حمايت از زرافشان

[ 23:52 | مهشيـد | 16 ديدگاه ]


Powered by MT3.35