April 30, 2005

گنجی و دیگر زندانیان سیاسی را آزاد کنید.

در طول یک هفته ای که این حرکت در وبلاگستان جریان دارد. هر بار که این وبلاگ آپدیت میشود ، جمله بالا در صدر قرار خواهد گرفت.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 امشب  در جلسه ای در استکهلم شرکت کرده بودم ، این جلسه با نام " زنان ، اپوزیسیون و نیروهای آلترناتیو " به دعوت گروهی به نام آپرین اجرا شد و سخنران این جلسه خانم شادی امین بود. 
ابدا قصد دادن گزارش از این جلسه را ندارم، چون برای این کار ، باید بتوان بی طرفی را حفظ کرد و من در جلسه ای که امشب صورت گرفت ، ابدا نمیتوانم بیطرف باشم.

اولین احساسی که در رابطه با این برنامه داشتم ، این بود که برنامه گذار ( یا گذاران ) قصدی مبنی بر به وجود آوردن دیالوگ در رابطه با دیدگاه های مختلف در مورد مشارکت و یا عدم مشارکت زنان در تشکلهای اپوزیسیون ، ندارد. اولین شرط در ایجاد دیالوگ ، تشکیل میزگرد با شرکت گرایش های مختلف در این زمینه است. حال آنکه دوست عزیزم شادی امین ، تنها بیان کننده یکی از این گرایش هاست که مشخصا با گرایش دوستان برنامه گذار هماهنگی کامل داشت.  سالهاست که  شنونده چنین برنامه هایی نیستم. اما این بار باز نام برنامه که در رابطه با زنان و اپوزیسیون و...، بود مرا به سالن سخنرانی کشاند. و باز همان که حس میکردم پیش آمد. دوستان برنامه گذار تنها قصد مطرح شدن یک نظر را داشتند ، و این کار را با دقت انجام میدادند. وقتی که یک ساعت تمام میکرفن در اختیار سخنران قرار بگیرد و یک سوال و جواب صورت بگیرد ( دقیقا چهار سوال که سه نفرشان با کل دیدگاههای سخنران مخالفتی نداشت) و بعد دوباره نیم ساعت تمام سخنران میکرفن را در دست بگیرد ،و وقتی که به تو که نظری مخالف را مطرح میکنی ، دائما ساعت و وقت گوشزد شود ،  تنها تو را از شرکت در جلسه ای  که نظرات را  کاملا یک طرفه نطرح میکند ،  پشیمان خواهد کرد و به تو این احساس را منتقل میکند که این برنامه و این جمع خواهان شنیدن نظرات متنوع در این جنبش نیست.

صحبت های شادی امین در زمینه مسائل زنان و نقش های جنسیتی ، تکرار مکررات چندین ساله در جنبش زنان بود و تنها شیرین سخنی شادی بود که این حرفها را برای هزارمین بار قابل شنیدن میکرد ، وگرنه حرف تازه ای در این رابطه زده نشد.

اما در زمینه مشارکت زنان در تشکلهای اپوزیسیون دوست عزیزم شادی امین ، با گشاده دستی خاص خودش  ، زنان را در مومنت 22 قرار داد. از یک سو زنان فمینیستی را که در اپوزیسیون سیاسی شرکت میکنند ، به عنوان نقابی بر چهره مردسالارانه ای که در این حرکت ها موجود است  ترسیم کرد ، و از سوی دیگر مطرح کرد که بدون مشارکت زنان ، این سازمانها و تشکل ها همچنان مردانه خواهند ماند.  از یک سو جنبش های فرهنگی زنان را در داخل کشور( که به عنوان فعالترین جنبشهای مردمی بر ضد جمهوری اسلامی  در ایران و جهان شناخته شده است  )  ، دست انداختن غریق به کاهی شناور ترسیم کرد ، و اعلام کرد که نه به کاه بلکه به طنابی مستحکم میباید دست بیاندازیم . و از سوی دیگر ، هیچ نشانه ای برای یافتن این طناب مستحکم سراغ نداشت.

نه!! انتقادی به برنامه دیروز در استکهلم ندارم. جمعی گرد آمدند تا با خودشان  و برای خودشان حرف بزنند. و احیانا چند تنی غیر "خودی " را نیز با نظرات خود آشنا کنند. از ساختار جلسه کاملا پیدا بود که قصدی برای ایجاد دیالوگ در بین نیست. و این جمع گرد نیامده بود تا به صحبت کسی "غیر خودی" گوش کند. پس هیچگونه زمینه ای برای انتقاد نیز وجود ندارد. تنها انتقاد را به خودم وارد میبینم که به عنوان یک منها در این جمع شرکت کردم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مسئله ای که شادی امین به آن در جلسه اشاره داشت ، اتفاق پارک لاله در 8 مارس در تهران بود. او گفت که به دعوت تریبون فمینیستی این تظاهرات قرار بود صورت بگیرد و بعد که اجازه میتینگ لغو شد ، دوستان تریبون جمع شدند تا صحبت کنند که اصلا بروند و یا نروند. و تعدادی معتقد بودند که اصلا نباید بروند و در میتینگ شرکت کنند ، حتی برای خبر دادن به مردم. از نظر من شادی این مسئله را در بیان عدم پیگیری و جدی نبودن مسئله برای دوستان دعوت کننده به میتینگ و احیانا ترسو بودن ایشان در مقابل مقامات انتظامی و کتک خوردن و باتوم خوردن را مطرح کرد.   من این جریان را جور دیگری شنیده ام اما چون در آنجا شرکت نداشتم ، نتوانستم دفاعی نیز در مقابل این ادعا ارائه دهم ،  از دوستانی که عضو تریبون فمینیستی هستند و یا در میتینگ 8 مارس شرکت داشتند خواهش میکنم که اگر مایلند توضیحی در این مورد بدهند.

 شادی امین  به این مسئله اشاره داشت که باتومی که ایشان از آن حرف میزنند ، همان باتومی است که ما در سالهای 57 تا 60 میخوردیم و نه بزرگتر است و نه سنگینتر و از این حرفها. اما هیچ حرفی از این امر نبود که حرف بر سر اندازه و شکل باتوم ها نیست. شاید کسی که امروز قصد مبارزه در هر امری در ایران را دارد ، " نخواهد " باتوم بخورد. و آیا شادی امین  این حق را برای او قائل است یا نه ؟یا کسی که میل ندارد باتوم بخورد و تمایلی برای انداختن خودش زیر باتوم و مشت ولگد برادران !!! انتظامی را ندارد   ، حق مبارزه هم  ندارد ؟ یعنی به زبان ساده تر ، آیا ما شیوه های مختلف مبارزه و حق انتخاب این شیوه ها توسط انسانها را به رسمیت میشناسیم و یا همه باید از همان شیوه دلپسند ما برای پیشبری مبارزه پیروی کنند ؟

[ 1:55 | مهشيـد | 23 ديدگاه ]


Powered by MT3.35