March 23, 2005

در نوشته قبلی ام اشاره ای به نوشته ابراهیم نبوی ، برف سفید کردم.
خود من هم نه تمام نوشته های نبوی را ، و نه این نوشته نبوی را به تمامی قبول دارم. خط راست دوم خردادی که نبوی معمولا در تمام نوشته هایش دنبال میکند مورد پذیرش من نیست. نظر مثبت من در مورد نوشته نبوی ، همان بود که نوشته بودم، که برای دگرگونی ایران ، البته دگرگونی نظام لازم است اما  به چیزی بیشتر از آن نیاز داریم و آن دگرگونی شیوه تفکر مردم است.

دوست خوبی ( که خوشبختانه از دوستان من در زندگی واقعی ای من هم هست ) یاد داشتی را به وسیله میل برای من فرستاد. من این نوشته را در كل قبول دارم و در جزئيات با آن تضاد دارم. . به همین دلیل تمامی آن را بجز اسم دوست که با اختصار آ.م تغییر داده ام برایتان در اینجا میگذارم :

مهشيد عزيز،

 

در آخرين نوشته ات در زنانه ها، "برف سياه" نبوى مورد توجه تو قرار گرفته. من نوشته مذكور را خوانده بودم و در حيرت بودم كه چرا هيچ كسى نقدى بر آن ننوشت. تصميم گرفتم در وبلاگ خودت اظهار نظرى بكنم، ولى فكر كردم باعث تغيير فضاى نوروزى متن ميشود و منصرف شدم. حيفم آمد به خودت ننويسم.

اگر چه نبوى گاهى طنز هاى قشنگى مينويسد ولى وابستگى فكرى عميق وى به "اصلاح طلبى ٢ خردادى" ، در اكثر نوشته هايش مانع شده كه به او سمپاتى داشته باشم و بر خلاف خرسندى كه بسيار كارهايش را دوست دارم، از جا انداختن موذيانه ديدگاههايش در خلال اين نوشته ها لجم ميگيرد.

 

شايد بدانى كه من از نگاههاى "چپ افراطى" دل خوشى ندارم ولى به همان اندازه و گاهى بيشتر، از "سوزنبابانان" خط عوض كن ٢ خردادى نيز كلافه ميشوم. من نيز اعتقاد دارم كه ما ايرانيان بايد ياد بگيريم كه در رفتار و كردار خود تغييرات ايجاد كنيم و آنها را موكول به "انقلابى ديگر" نكنيم. از همين رو با حملات "شيرين" و بيرحمانه ى افرادى همچون هادى خرسندى به هر "سنت" عقب مانده و كهنه لذت ميبرم و آنها را بسيار تاثير گذار ميدانم.

 

اما نبوى با نيت ضرورت "تغيير در تفكر و كردار" ايرانيان يك خط خاصى را در نوشته هايش از جمله در "برف سياه" دنبال ميكند. اجازه بده نگاهى به آن بيندازيم. وى ضمن حمله به دكتر مصدق و حزب توده و مردم، سعى ميكند نقش اصلى آمريكا و كاشانى مرتجع را در كودتا كمرنگ كند. وى با نگاه "مهربانانه" به رضا شاه و پسرش از اينكه خاندان پهلوى حداكثر هزار نفر را كشته از بزرگنمايى "اپوزيسيون" و مردم دلخور است. وى با دفاع از سركوب خرداد ٦٠ به بهانه اينكه "اگر حكومت انها را نميكشت، مجاهدين بيشتر ميكشتند" بيشرمى را به حد اعلا ميرساند. او حد اقل دو بار در ٢ نوشته با انتخاب "حلقه هاى ضعيف" چپ (حزب توده و كمونيسم كارگرى) سعى كرده كه نفرت خود را به "چپ" از هر نوعش را با كلمات "بيسواد" تخطئه كند. (او نميگويد كه رهبران فعلى ايشان در آن زمان -قبل از انقلاب- چه غلطى ميكردند) او از اينكه مردم "قهرمانانش" را فراموش نميكند ولى آنها را در كنار كسانى چون خودش كه ترجيح دادند كه با اظهار پشيمانى و "قبول تندروى" به كار و زندگى خارج از زندان ادامه دهد، در يك سبد نميگذارد، سخت خشمگين است. او به همه ميتازد ولى در عين نگاه مهربانانه به خاندان پهلوى و رفسنجانى، راجع به "نان به نرخ روز خوردن" دوستان "اصلاح طلبش" چون حجاريان و تاج زاده نه تنها خفقان ميگيرد بلكه انها را نيز در نوشته هاى ديگرش ميستايد. او راشدان را نيز كه از قماش خودش است، ميستايد. با الطافى كه به رفسنجانى نشان داده بايد منتظر بود كه اگر فضا اجازه دهد از "رياست جمهورى" او نيز دفاع کند. بگذار اقرار كنم، با تمام انتقادات جدى و اشكالاتى كه به چپ و مجاهدين در قبل از انقلاب و حال ميتوان داشت، ولى بنظرم حكومت گران ديروز كه اصلاح طلبان امروز هستند و از بانيان سركوب هاى سال هاى ٦٠ و ٦٧ بوده اند و آقاى نبوى نيز اگر از خودشان نبوده حامى جدى آنان بوده و هست، بقول خودت حق خوردن "گه زيادى" ندارند.

 

موفق باشى،

 

آ. م.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پانوشت .من حرف این عزیزم ، آ.م. را خیلی قبول دارم. فقط  ذکر یک نکته را ضروری میدانم. من به تغییر معتقدم. خودم دائما دارم تغییر میکنم و فکر میکنم این شانس را نباید از دیگران هم گرفت. من فکر میکنم حامیان حکومتگران دیروز و اصلاحطلبان امروز نیز این شانس را باید داشته باشند. شرط استفاده از این شانس  این است که صادق باشند و با گذشته خود برخورد کنند و  اگر امروز داد آزادی میزنند این خواست را فقط برای " جنس " خود نداشته باشند.

متاسفانه این آزادگی را در میان ایشان کم و نادر میبینم. شاید به همان ندرتی که در میان طیف اپوزیسیون یافت میشود.

برخورد با گذشته بسیار سخت است. برای همه سخت است. چند وقت پیش تر ها با یک اکثریتی هم کلام شده بودم. مثل همیشه گذر صحبتمان کشید به سیاست های غلط سازمان در آن زمان و به عنوان مثال همان شعار کذایی : سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید . در کمال تعجب دیدم که از این شعار دفاع میکند. دفاعش هم از صد تا بسیجی بدتر بود. چنین گفت : اگر سپاه نبود الان بچه تو میتوانست پدر عراقی داشته باشد.

برخورد با گذشته سخت است. برخورد با اشتباهات گذشته بسیار سخت است و  نیازمند صداقتی که در این سیاست مداران ( از چپ و راست و اصلاح طلب و سلطنت طلب و اکثریت و توده و مجاهد و ....) کمتر یافت میشود. به جایش الان 26 سال است که با اشتباهات دیگران و همدیگر برخورد میکنند. خوب این خودش راهی است. نه برای رسیدن به حقیقت ، بلکه برای وارونه جلوه دادن و فرار از آن .

آخ..باز هم سخن دراز شد و این زخم کهنه به خونابه باز شد.

آره..داشتم میگفتم.. سیستم تحلیل و فکری ، شیوه زندگی و تفکر ما نیاز به تغییری جدی و بنیادی دارد.

 

 

[ 6:42 | مهشيـد | 63 ديدگاه ]


Powered by MT3.35