March 19, 2005

بی‌عمر زنده‌ام  من و اين بس عجب مدار 
روز فراق را که نهد در شمار عمر؟ 
                              حافظ

دیروز با دیدن خبر آزادی موقت آرش سیگارچی نور امیدی در دلم تابید. نوری که در طول یک سال گذشته از دلم رخت بر بسته بود.

در سالی که گذشت ،بارها از بیرحمی و حتی گاه  پلیدی انسانها در عجب شدم .( شاید من همان احمقم که نمیخواهد به پلیدی عادت کند و همیشه از بیرحمی انسانها در شگفت میشود)
بارها دیدم که این تفکر که آزادی و آزادیخواهی برای بسیاری از ما تنها " آزادی من و همفکران من " معنی میدهد  ، کم رواج ندارد   ، و دیدم که این نوع آزادی همان است که در ایران به وفور یافت میشود. گیرم که " آن آزادیخواهان " از جنس " این آزادیخواهان " نیستند ، اما تفکر همان است.

اما در کنار آن شاهد زندگی واقعی بودم، زندگی واقعی که در وبلاگها منعکس میشد. در وبلاگهایی دور از هیاهوی حزب و دسته . در نوشته های همه آنها که دل در گرو آزادی ، آزادی نه برای من و تو که برای "ما" یی به وسعت تمام ایران ، بسته اند و چشم به فردایی روشنتر دوخته اند. چشم به روز و پنجره هاي باز و اجاقي که  بتوانیم در آن روزی تمام اشيا بيهوده را بسوزانیم .

مدتی پیش ، نوشته ای از نبوی را خواندم . برف سیاه ، با این محتوی  که برای به وجود آمدن تغییری در ایران تنها عوض شدن رژیم کافی نیست. بلکه سیستم تحلیل و فکری ، شیوه زندگی و تفکر ما نیاز به تغییری جدی و بنیادی دارد. میدانم که نوشته های نبوی برای خیلی ها که " مبارز " هستند ارزشی ندارد، و شاید به همین دلیل است که هیچ مشکلی هم با فحش دادن و کوبیدن مخالفان خود ندارند. و به نوعی همان راه رفته جمهوری اسلامی را به شیوه  خود و به نام آزادی خواهی ادامه میدهند.اما اگر شما در بین این "مبارزان" نیستید ، این نوشته را بخوانید.

در چند  سال گذشته تجربه های زیادی را از تلاش پشت سر گذاشتیم ، تجربه هایی از به ثمر رسیدن تلاش هایمان ، آزادی افسانه نوروزی ، تعلیق حکم کبری رحمانپور ، آزادی سینا مطلبی ، و .... و اکنون آزادی موقت آرش سیگارچی، که  البته هیچ کدام از چیزهایی را که در پاراگراف قبلی نوشته شد  تغییر نمیدهد . تنها این امید را در دل من زنده میکند که تلاش بی ثمر نیست و  نباید از تلاش باز نشست ، و نباید دلسرد شد.
و به دور از تمام روحهای پلیدی که دنیا را فراگرفته است ، و با  امید به  تلاش ، تلاش " ما " است که زمستون را سر میکنم ، خستگی ام را در میکنم و بهار را باور میکنم.

دو ترانه را ترانه های بهار میدانم این دو ترانه را با شما قسمت میکنم :

بهاران خجسته باد  و کودکانه

بهارتان خجسته باد

پ.ن. اینهم نوشته خودِ آرش بعد از آزادی موقتش در وبلاگ خودش

[ 7:54 | مهشيـد | 38 ديدگاه ]


Powered by MT3.35