قسمتی از فیلمی در باره فحشا در ایران ، این فیلم در تلویزیون هلند نمایش داده شده است ،فیلم به مدت 5 دقیقه است و به زبان سوئدی و فارسی است. در اینجا ببینید
پ . ن . این فیلم را ناهید پرشون ، ساخته است و دقیقا نمیدانم چرا تلویزیون سوئد آن را خریداری نکرده و تلویزیون هلند آن را خرید. زنی که مصاحبه میکند خود ناهید خانم است، توضیحاتی راجع به فیلم میدهد و اینکه در بعضی موارد مجبور شده بود از بچه هایی که در خانه ها بودند نگاه داری کند چرا که مادر معتاد است و در زمان مصرف مواد به شدت غایب میشد. متاسفانه این فیلم تنها 5 دقیقه از فیلم بلند است و من نمیتوانم دقیقا بدانم فیلم با چه موضعی تهیه شده است. فیلم قبلی مستندی که از ایران دیدم در باره سفر خودش و همسر سوئدی اش به ایران بود که چندان برایم جذاب نبود. اما این فیلم باید دیدنی باشد. امیدوارم به زودی قابل دسترسی شود.
نوشته سیما در باره فحشا را شدیدا توصیه میکنم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1ـ تلفن موبایم زنگ زد ، یکی از دوستان از آنسوی خط فریاد کشید : ـ مهـــــــــــــــــشید ... ـ چیه ، چرا داد میزنی ؟ ـ یه صفحه پیدا کردم تو اینترنت ، نویسنده اش فقط به تو فحش میده ، به تو و چند تای دیگه ولی بیشتر به تو ... ـ ها ها ها ..آره ، طفلک بدجوری داره مبارزه میکنه . ـ چی ؟ بابا میگم بهت فحش میده . ـ آره ، خودت رو اذیت نکن، طرف مریضه . ـ آخه خیلی فحش های بد میده . ـ خوب آخه خیلی مریضه . ـ خوب آخه چرا اینقدر فحش میده ؟ ـ هر چند وقت به چند وقت اینطوری میشه دیگه ، قرصاشو که نمیخوره اینطوری میشه . ـ ها ؟ قرصای چی ؟ چی هستند که نمیخوره اینطوری میشه ؟ ـ راستش از اونایی که نمیخوره زیاد خبری ندارم. ولی میدونم یه چیزی رو دائم میخوره که براش خیلی ضرر داره ، خیلی هم اذیتش میکنه ، اما همواره به خوردنش ادامه میده . ـ ها ؟ چی ، چی میخوره ؟ ـ گه زیادی ... ـ :)))) ـ حالا برو بعد از این نوشته انعکاسش رو ببین که چطور به هوا میپره ، ما اسم مستعار هم براش گذاشتیم ، بهش میگیم آمنه ترقه . ـ :)))))
2 ـ در گشت زدنم در وبلاگستان ، از قول نسرین ، یکی از رهگذران مهربان وبلاگستان ، که مورد عنایت!!! آمنه خانم قرار گرفته بود ، یکی از زیباترین برخوردهایی که میشود در رابطه با فحاشی های ایشان در وبلاگستان نوشت را دیدم. قسمتی از این نوشته را برایتان مینویسم : ... اما در مورد ؛ حقارت ؛ بايد بگم که حق با توست ! فحش خوردن از تو در اين وب لاگستان شده مثل زندان رفتن در جمهوری اسلامی که موجب کسب آبرو و اعتبار ميشه ! من يکی از کسانی بودم که در اين مدت از تو فحش نشنيده بودم و از اين بابت احساس ؛ حقارت ؛ عجيبی می کردم ٫ خوشحالم که اين برگه تاييد را به من هم دادی !:)
البته یه وقت سوء تفاهم نشه. اصلا منظورم این نیست که کسانی که مورد عنایت قرار نگرفتند ، جاسوس رژیم و یا مزدور و این حرفا هستند، احتمالا دلیل ساده تری دارد و آن اینکه هنوز نوبتشان نشده ، آخه خوب یه نفر مگه چقدر میتونه یک تنه مبارزه کنه . خوشبختانه هر کسی در این زندان بیاید و برود ، من اسمم از لیستش خط نمیخورد :))) یعنی ما داریم یه جورایی ملی کشی میکنیم :))))
3 ـ باد ما را با خود خواهد برد. شوخی نمیکنم ، کاملا جدی است. این روزها سوئد طوفان شده و کلی خسارت به بار آمده ، چندین نفر هم در اثر افتادن درخت روی وسایل نقلیه شان جان خود را از دست داده اند. کلی جنگل ، که ثروت طبیعی سوئد و منبع اقتصادی محسوب میشود از بین رفته. مدتها برق مناطق بسیار وسیعی کاملا قطع بود. قطع برق در اینجا به معنی قطع برق در ایران نیست، جدا از سردی خانه و نبودن امکان بهداشت و غیره ، یک چای یا قهوه خشک و خالی هم نمیتونی کوفت کنی، البته استکهلم در امان است. این اتفاقها بیشتر در جنوب سوئد افتاده .
4ـ بعد از جریان سونامی بد جوری در سوئد همه به جان هم افتادند. اول که وزیر امور خارجه مورد استیضاح قرار گرفت که درست شب بعد از فاجعه بلند شده رفته تاتر ، الان هم رو شده شاه سوئد یک روز و نیم از مسئله بی خبر بوده است. ( آخه وبلاگ نمیخونه ) نخست وزیر که مسئولیت اطلاع دادن به شاه را دارد ، ( خوب شاه مگه بیکاره که خودش بره اطلاع کسب کنه ؟ ) تقصیر را می اندازد به گردن وزارت امور خارجه و آنهم نه وزیر ، بلکه کارمندان آن. خلاصه ماجرای همیشگی نوکر من نوکری داشت است. آنچه در سوئد تمام جنگهای بر سر قدرت سیاستمدران را تحمل پذیر تر میکند همان دمکراسی سوئد است. اینکه سیاستمداران با شلختگی به آمال بشری و فجایع برخورد میکنند در همه دنیا پیش می آید، اما در سوئد به بحث های تلویزیونی و رادیویی و روزنامه ها کشیده میشود. البته اتفاق خاصی هم نمی افتد ، فقط گاف های بعدی اینها را کمرنگ میکند. هر چند که برای همین دمکراسی ، تاتر رفتن خانم فریوالد در روز فاجعه بیشتر قابل تامل است تا مهر سکوتی که او در مقابل جنایات آمریکا در عراق به لب زده است.
5 ـ یکی از نقاط مشترک چپ های سنتی با آخوندهای حاکم ، همان دیدگاهی است که در مورد مردم دارند ، این هر دو به و جوانان به چشم گوسفندانی نگاه میکنند که باید با چوب و تشر به راه راست هدایت شوند. اگر دیدگاه مذهبی دائما از گمراه شدن جوانان توسط "ضد انقلاب" و نا اهلان میترسد و میترساند ، دیدگاه چپ سنتی همواره از گمراه شدن جوانان توسط "ضد انقلاب " و نا اهلان میترسد و میترساند ، در هر دو این دیدگاه ها شعور انسانی و قدرت تشخیص او نادیده گرفته میشود و جنابان که معلمان و مشاوران ملت هستند قدرت تشخیص مصالح اجتماع و خوب از بد را دارند و دائما با هشدار ها و توپ و تشر ها و فحاشی و تحقیر ها و ضرب و شتم ها و شکنجه و اعدام ها ،( بر طبق امکانتشان :)) سعی در به راه راست هدایت کردن ملت دارند.
خوب ، با اینهمه مصلح که از چپ و راست دورمان ریخته ، خیال میکنید مگر من میتوانم از رفتن به راه کج خود داری کنم ؟ :))))
|