January 9, 2005

1ـ ساناز مدتها پیش گفته بود که دارند روی یک فرهنگنامه فمینیستی کار میکنند و امروز خبر داد که فرهنگنامه تکمیل شده است. این فرهنگنامه گرایشات  فمینیستی  را در سایت  انجمن بدون مرز قرار داده اند. بچه ها  دستتان درد نکند و جدا خسته نباشید.

2ـ این نوشته ناصر رحیم خانی در مورد رفراندوم را ، اگر آب دستتان است بزارید زمین و حتما بخوانید.
خوانش ِ خود ِ متن

3ـ 

لاله را در بچگی دیده بودم. در شهری در جنوب سوئد با مادرش زندگی میکرد . پدرش آقای پورکریم معلم نقاشی دخترم بود که متاسفانه در یک روز تابستانی در یکی از دریاچه های سوئد  غرق شد. از جزییات قضیه چیزی نمیدانم ، اما آقای پورکریم را خیلی دوست داشتم. از مبارزان قدیمی بود و نقاش بسیار خوبی بود. بعدها من و دخترم از آن شهر کوچ کردیم و از مردمی که در آن شهر با آنها سر و کار داشتم خبر زیادی در دست نداشتم. اما لاله را در یکی از فیلمهای سینمایی سوئد ، یالا یالا ،  که توسط یک فیلمساز مهاجرتبار  تهیه شده بود دیده بودم.

امروز که ویدئو موزیک لاله را در یکی از کانالهای تلویزیون سوئد دیدم از خوشحالی در پوست نمیگنجیدم. به راستی از موفقیت این دختر نازنین و جوان خوشحال شدم. لاله پورکریم یا لاله پ. به انگلیسی و سوئدی میخواند و شعرهایش را خودش مینویسد.کارش خوب است و  تا کنون خوب رفته است و امیدوارم هر چه بیشتر پیشرفت کند.  

سایت لاله متاسفانه فقط به زبان سوئدی است.در سایتش نوشته است که از 14 سالگی کار موزیک میکرده.  یکی از آهنگهای لاله را به اسم نامرئی Invisibel میتوانید در اینجا گوش کنید . ویدئو موزیک همین آهنگ را امروز در کانال Z در سوئد نشان دادند . موفق باشی دختر خوبم.

4ـ چند روز پیش تلفن همراهم زنگ زد. شماره ای که روی تلفن افتاده بود برایم نا آشنا بود. پسر جوانی بود و خودش را معرفی کرد و گفت که شماره تلفن مرا از یکی از آشنایان قدیمی من گرفته است . گفت که همجنسگراست و تازه به سوئد آمده و مشکل اقامتش حل شده است. گفت که در شهر کوچکی افتاده که ایرانیان آنجا او را به دلیل شیوه زندگی اش نمیپذیرند و برایش آزار دهنده است. ( از جزئیات چیزی نمیگویم ، قدری از آنچه نوشتم هم کمی با حقیقت متفاوت است و این تفاوت را به دلیل اینکه این دوست احیانا شناخته نشود نوشتم) خلاصه مشکل عمده اش این بود که به شهر بزرگتری باید برود. در استکهلم ما مشکل بزرگ مسکن داریم. اصلا خانه پیدا نمیشود و یا بسیار بسیار گران است و قدرت پرداخت کرایه خانه در حد بچه ها نیست. میدانم که برای کسانی که گرایشات جنسی متفاوت از عموم مردم دارند ، زندگی در شهرهای کوچک بسیار مشکل است. چه رسد که مهاجر هم باشی و جامعه ایرانی و برخوردش با مهاجران هم که معرف حضورتان هست . به او قول دادم که کاری برایش میکنم. خودم نمیدانستم چه کاری از من بر میآید اما نمیتوانستم به او قول ندهم. روحیه اش را بسیار بد دیدم. تلفن را که گذاشتم به خودم گفتم : حالا چه غلطی میخواهی بکنی زن؟
دیشب در مهمانی که بودم یک باره به دوستی که تولدش بود نگاه کردم و گفتم : تو هنوز   خودت تنهایی  در آپارتمانت زندگی میکنی ؟ خنده ای کرد و گفت : ها ؟ باز برایم خواب دیدی ؟ باز خندید و گفت : اگر موقت باشد اشکال ندارد. کی هست ؟ مسئله را برایش تعریف کردم. دوست دیگری هم بود و گفت تو دیدیش ؟ گفتم نه ، اما توانسته اعتماد مرا جلب کند. گفت : اگر تو به او اعتماد داری بگو بیاید. مشکلش را حل میکنیم . برایش جا گیر میاریم. پیش فلانی هم نشد بالاخره برایش جا گیر میاریم.یادم افتاد که او ارتباطهای گسترده ای دارد و این مسئله در قدرتش هست.  آنقدر خوشحال شدم که همانجا از جمع کنار رفتم و به او زنگ زدم و قضیه را برایش تعریف کردم. بسیار خوشحال شد. بهش گفتم که چه کند و چگونه تا با نقل مکانش موافقت کنند. و شاد و خندان نزد جمع برگشتم.
بیشتر از همه از دوستانم شاد بودم. دوستانی که اینهمه به من اعتماد داشته اند و هرگز اگر کمکی از آنها خواسته ام رویم را زمین ننداخته اند. راستی مگر همین ها بهانه های ساده خوشبختی نیست ؟

این نامه را پیش خورشید خانم دیدم. با متن نامه مخالفتی ندارم . و فکر میکنم خوب است در پخش این نامه به هم کمک کنیم. خورشید خانم اصراری هم روی خود نامه ندارد. میگوید که اگر کسی با واو و یا الفی که در اینجای نامه یا آن جای نامه قرار گرفته است ( معمولا اینطوری است دیگر ) مشکل داشت  ، خودتان یه نامه به همین مضمون بنویسید و پخش کنید. اگر صحیح میدانید در پخش این نامه و جمعی کردن این حرکت اقدام کنید. ( حالا لابد دو دسته میشیم و یه دسته موافق میشیم و یه دسته مخالف میشیم و می افتیم به جون هم. اما مسئله را ساده تر از این هم میشه حل کرد، اگر مخالف نوشته هستید اما فکر میکنید باید کاری در این مورد انجام داد ، خودتان یک نامه بنویسد و در پخش آن هم همکاری میکنیم. اگر کلا فکر میکنید این کارها فایده ندارد و اینها تا شب عید رفتنی هستند!!! که بحث دیگری است و امیدوارم در 

7ـ این هم نوشته ای از الهه مهر در مورد گرایشات مختلف جنسی و تغییر جنسیت.

شاید تو هم دلت می خواست غول باشی و دنیا را آتش بزنی . شاید ...

9ـ راستی دوستان. این را میخواستم مدتی پیش بنویسم ولی کار پیش آمد و نشد. دقیقا نمیدانم آیا همه ما از این مسئله باخبر هستیم که تلفن های موبایل میتواند به راحتی به عنوان یک شنود عمل کند؟ و مخابرات از طریق آن تمام گفته های شما را ضبط کند. منظورم فقط گفته های شما در خود تلفن نیست. بلکه حتی وقتی که تلفنی با کسی صحبت نمیکنید ، خود دستگاه تلفن به عنوان شنود میتواند عمل کند. حتی وقتی که خاموش است هم این عملکرد را دارد و مخابرات میتواند گفته های شما و همراهانتان در نزدیکیتان را استراق سمع کند. تا آنجا که شنیده ام تنها در صورت در آوردن باطری تلفن است که این عملکرد تلفن خنثی میشود.
دقیقا نمیدانم همه از این مسئله اطلاع داریم یا نه. احتمالا همه مطلع هستند. این البته در کشورهای اروپایی مسئله ای نیست. چون استراق سمع در اینجا غیر قانونی است و تنها با اجازه های مخصوص میسر است. ولی در ایران که خود میدانید وضعیت از چه قرار است. خلاصه مواظب باشید.

پ اینطور که به نظر میرسه این مسئله موبایل ها چندان صحت ندارد. بعد از اینکه این م.ن.سئله یک سری نظرهای مختلف را باعث شد من با چند نفر که در این زمینه اطلاع دارند بیشتر  صحبت کردم و نظرات خیلی متفاوت  است. با دوستی که قبلا از او سوال کرده بودم هم دوباره صحبت کردم ، او در جواب سوال من گفته بود که این مسئله کاملا عملی است، وقتی دوباره با او تماس گرفتم گفت که منظورش این است که چنین استفاده ای از تلفن موبایل کاملا عملی است ، اما باید تلفن دستکاری بشود. ضمن اینکه اضافه کرد که یکی از تلفن های اریکسون این مشکل را داشت که میشد از آن چنین استفاده ای بدون هیچ تغییری کرد که بعدا اریکسون آن را از بازار جمع کرد ، بدون اینکه دلیل اصل جمع شدن را کاملا اعلام کند. خلاصه فکر میکنم که در گفتن این مسئله عجله کردم و باید باز هم بیشتر در این مورد پرس و جو کنم.
اما قدر مسلم ردیابی تلفن ، کاملا میسر است .

[ 12:37 | مهشيـد | 28 ديدگاه ]


Powered by MT3.35