ساعت سه صبح است و الان از بیرون رسیدم. تولد یکی از عزیزانم بود و بچه ها برایش در یکی از رستوران های ایرانی در استکهلم جشن گرفته بودند. رستوران منوی سابق و شمیران فعلی ( با حفظ تمام حقوق در صورت تغییر اسم در آینده ) البته جمع ما فقط حدود 10 نفر بود ولی رستوران بسیار شلوغ بود و بعد از ساعت 11 هم دیسکو موزیک بود و رقص. حالا این که آمدم اینجا تا برایتان بنویسم راجع به امشب و مهمانی نیست ، شب خیلی خوبی بود و جمع مهربانی ، بیشتر از این هم لازم نیست راجع به جمع صحبت کنم . مسئله همان دیسکو موزیک ایرانی بود. فکر میکنم جدا لازم دارم یه سفر تحقیقاتی به آمریکا بروم و ببینم این مملکت چه به روز فرهنگ گل و بلبل ما آورده. دی جی دیسکوتک رستوران منوی سابق و شمیران فعلی ( با حفظ تمام حقوق در صورت تغییر اسم در آینده ) تقریبا میشود گفت فقط از آهنگ های لس آنجلسی استفاده میکرد ، این شد که من در عمرم به اندازه امشب اینقدر ترانه بند تمبانی نشنیده بودم . چند تا از ترانه ها را به یاد سپردم :
تو یا قندی یا نباتی ، شکلاتی شکلاتی گروه کر هم تکرار میکنند : شکلاتی شکلاتی عسلی یا که شیرینی ، که اینقدر به دل میشینی
اون دختره که اینطوری دل میبره ، یا مدله یا مانکنه ، نگاش نکن مال منه ( حالا اصلا نمیدونه دختره کی هست و چی کاره است، اما روش برچسب " مال منه " رو چسبوند ) گروه کر هم دائم تکرار میکنند : یا مدله یا مانکنه . هم مدله هم مانکنه .
یکی از آهنگا برای یه دختری بود به اسم نازی جون. خود آهنگ یادم نیست ، اما خواننده آنقدر با ناله و سوزناک این اسم را تکرار میکرد : نـــــــــــــــــــــازی جـــــــــــــــــــــون ، که دل سنگ به حالش کباب میشد. خیلی دراماتیک بود.
این یکی دیگه جایزه داره : آی دلم، آی آی آی دلم، آی آی آی دلم ، وای دلم آی دلم ، آی آی آی دلم، آی آی آی دلم ، آی آی آی دلم ، وای دلم . ( یکی آقا رو برسونه به بیمارستانی ، جایی )
حالا همه یک طرف ، این گروه کر که در ترانه های ایرانی هی پامنبری میشود و شعر های بند تمبانی را تکرار میکند به قول تنکابنی حکم پرت کردن ماشین به ته دره در فیلم فارسی را دارد.
خلاصه. لازم شد یه سفر برم ببینم چی دارند به سر هنر و ادب پارسی میاد تو اون ینگه دنیا:))))
اما به غیر از همه اینها ، شب مهربانی داشتیم با دوستانی مهربان و یکرنگ. دوستم از این وبلاگ احتمالا اطلاعی ندارد. ( یا به خوبی میتواند به روی خودش نیاورد ) اما حقیقتا از اینکه متولد شده است خوشحالم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این نوشته ناصر رحیم خانی در مورد رفراندوم را ، اگر آب دستتان است بزارید زمین و حتما بخوانید. خوانش ِ خود ِ متن
|