تصور کن که تمام کسانی که دوستشان داری ، تمام کسانی که موجودات قابل تامل در زندگیت بوده اند و کلیت تاریخ وجود تو و زندگی تو را تشکیل میدهند ، نه آنکه بمیرند ، و نه آنکه تو را ترک کنند. بلکه هیچگاه وجود نداشته اند. به راستی آیا روبرو شدن با چنین حقیقتی چه به روز تو خواهد آورد ؟ آیا زندگی ات به جهنم تبدیل نخواهد شد ؟ این اتفاقی بود که برای جان نش John Nash رخ داد . روزی متوجه شد که تمام افرادی که شخصیت های زندگی اش را تشکیل میدادند تنها در تفکر او زیست میکرده اند و زنده نیستند، هیچگاه واقعی نبودند. فیلم Beautiful Mind سرگذشت پروفسور جان نش ، مردی که در مبارزه بر علیه بیماری اش ، اسکیزوفرنی پیروز شد و توانست با قدرت منطق فوق العاده اش با تخیلات کنار آید و آنان را نادیده بگیرد. او که نابغه ریاضیات بود خود را دیوانه خطاب میکرد و با طنز مخصوص خود از بیماری اش در مقابل شاگردانش لطیفه میساخت. وقتی که پیام رسان جایزه نوبل در دانشگاه به نزد او آمد ، از یکی از شاگردانش می پرسد که آیا او هم میتواند توماس کینگ را ببیند یا اینکه کینگ تنها در تصور او ظاهر شده است. پرفسور جان نش که با همیاری و همکاری هم آلیشیا ، سرش توانست با بیماری اش کنار بیاید ، در سال 1994 موفق به دریافت جایزه نوبل در اقتصاد شد. نطق ویژه جایزه نوبل او نه به اقتصاد ربطی داشت و نه به ریاضیات. او گفت که بالاتر از تمام منطق موجود در جهان ، تنها عشق دلیل وجودی جهان است . امشب فیلم " ذهن زیبا " را برای دومین بار دیدم. صبر و تحمل آلیشیای جوان که عاشقانه جان را دوست میداد و در تمامی بحرانهای زندگی مشترکشان ، تصور مردی که زمانی عاشقش بود و جانشین کردن او با بیماری که امروز در مقابلش قرار داشت ، توانست انگیزه ادامه زندگی را به او منتقل کند. روزهایی که جان از دانشگاه ، گریان به خانه بازمیگشت و تمسخری را که از شاگردانش تحمل کرده است برای او بازگو میکرد و اعلام میکرد که قطع امید کرده است و زن با نوازش او را برای روزی دیگر به دانشگاه روانه میکرد. فیلم " ذهن زیبا " را اگر ندیده اید ببینید و اگر دیده اید برای چندمین بار ببینید. چرا که هر بار انگیزه زیستنی دیگرگونه را برایتان موجه میسازد. زندگی جان نش اثباتی دیگر است بر اینکه بدون مرز بودن توانایی های انسان. اثبات اینکه انسان با رشد خلاقیت ها و توانایی هایش قادر به همه چیز هست ، حتی فائق شدن بر بیماری ای چون اسکیزوفرنی.

راستش دیدن این فیلم ، برای من در چنین شبی کمک بزرگی بود. درست در زمانی که خسته و بسیار خسته شده بودم ، نمایش این فیلم در یکی از کانالهای تلویزیونی سوئد ، برای بار دیگر امید من را به انسان و توانایی های زیبای انسانی زنده کرد.
چه اهمیت دارد ، گاه اگر میروید ، قارچهای غربت.
|