January 7, 2005

امروز در سوئد كلم داگ است. ( كلم با كسره زير ك. با گل كلم اشتباه نشود) يعني روز مياني. پنج شنبه تعطيل بود و شنبه و يك شنبه هم تعطيل است و به اين ترتيب جمعه به عنوان روز مياني نيمه تعطيل ميشود. در كار ما كه معمولا اين روزها باز است بايد انتخاب كنيم. معمولا بچه ها انتخاب ميكنند كه اين روز را تعطيل باشند و 4 روز پشت سر هم به ايشان فرصت مسافرت يا استراحت كامل تر را ميدهد. من انتخاب كردم كه 4 شنبه را تعطيل باشم و امروز را كار كنم ، چون اولا بالاخره بايد يه نفر كار ميكرد و چرخهاي سوئد را به گردش در مي آورد :))) دوما امروز كار بسيار كم است و محيط كار بسيار آرام. حتي ميشود كمي ديرتر شروع كرد و روز آرامي داشت.
صبح كه به سر كار مي آمدم ، وقتي اتوبوس از مقابل كافه اي كوچك رد ميشد بلافاصله پياده شدم. فكر كردم يك ربعي به خودم استراحت ميدهم، به كافه رفتم و يك كافه اوله و كوريزانت سفارش دادم و پشت پنجره نشستم به قهوه خوردن . روزي كه به اين آرامي شروع شود نميتواند روز بدي باشد.

1.5ـ تا حالا شده صبح از خواب بلند بشويد و با نگاه كردن در آينه آه بلندي بكشيد ؟ موها همچي آويزان است و به هيچ صراطي هم مستقيم نيست ( بخصوص كه مثل مال من فرفري هم باشند :)) چهره خسته ات هم كار را بهتر نميكند. بايد سر كار هم بروي. گاه آرزو ميكنم كاش ميشد يه پاكتي چيزي روي سرم ميكشيدم و خودم را نميديدم. امروز از آن روزها بود. بالاخره يه شالگردن نازك باتيك را چند بار دور موهايم پيچاندم به طوري مقداري از موها بيرون قرار گرفت ، مثل مدل زنان آفريقايي ، سر كار كه آمدم يكي از مراجعان هميشگي ام كلي از اين مدل تعريف كرد و گفت خيلي قشنگ شده است. به او گفتم كه از قيافه هميشگي و يكنواختم خسته شده بودم ، و از او پرسيدم كه شما مردها خسته نميشويد. او گفت كه براي ما قيافه خودمان زياد اهميت ندارد، و با شيطنت خنديد و گفت : اما دلمان ميخواهد كه شما زنان هميشه زيبا باشيد. مثل الان.
خواستم اعتراضي بكنم اما ديدم لحنش بيشتر شيطنت در خود دارد تا كنايه و آزار. و به خود گفتم گاه ميشود فقط يك كامنت را به عنوان كمپليمانگ قبول كرد و گذشت.
اما راستي. نميدانم شما آقايان چه ميكنيد . شما كه هميشه موهاي كوتاه داريد( اگر ديگر مويي مانده باشد البته ) و نه دم اسبي ميكنيد نه دو گيسي ميكنيد. شما گاهي از قيافه خود خسته نميشويد ؟ و در اين صورت چه ميكنيد ؟

2 ـ عزيزمان زيتون آپديت كرد. خدا از سر تقصيراتش بگذرد كه اينقدر همه را نگران كرد. تو را جان مادرتان ( يا هر كي دوست داريد ) به سفارش هاله عمل كنيد تا اين مواقع اينقدر همه به هم نريزند و توي سرشان نزنند. اما خود ما هم بايد كمي خونسردتر عمل كنيم. بابا ملت كلي گرفتاري براشون پيش مياد و ميرن سفري چيزي. گناه اصلي از اوضاع مملكت است كه تا يكي مدتي غيبش ميزنه ، بدترين فكرها به كله ما مي افته.

3 ـ اگر خانه بودم حتما يه آهنگ برايتان اينجا آپ لود ميكردم. حالا باشه طلبتان.

4 - شنيدم كه در بعضي از انواع پنگوئن ، پنگوئن نر از جوجه ها نگهداري ميكند. به ايشان غذا ميدهد و تر و خشكشان ميكند. در ميان بعضي ديگر از انواع حيوانات هم اين مسئله وجود دارد.
فكر ميكنم به اين ترتيب مسئله طبيعي بودن نگاهداري كودكان توسط مادران كه در همه جا يك امر بديهي است زير سوال ميرود. ضمن اينكه در جوامع متمدن تر بشري مسئله نگاهداري كودك با تقسيم كار روبروست و پدر و مادر هر دو اين وظيفه را به عهده دارند. اين مسئله بعد از سالها مبارزه زنان در جوامع بشري به وجود آمده. بعد از سالها تلاش براي زير سوال بردن نقش هاي سنتي مرد و زن. و بعد از اينكه بسياري از جوامع ظاهر  متمدني به خود گرفتند. اما انگار كه پنگوئن ها بدون هيچ ادعايي اين مراحل را طي كرده اند و به تمدن رسيده اند :))))

5 ـ نميدانم اين نوشته هاي نبوي با تيتر 40 سال بعد در همين روز را ميخوانيد يا نه. بعضي وقتا خيلي با مزه است. اينبار به اسم دادگاه لاهه و دماغ فرشته قاضي است ، براي فيلتر شده ها ميگذارمش در كامنت ها و و لينك آن هم اينجاست.

6 ـ يك پرسش فلسفي : وقتي آپ نميكني چرا پينگ ميكني ؟ مگه آزار داري آخه ؟

7 ـ يك كامنت  فلسفي :واي مردم از بيكاري ، تا من باشم روزهاي مياني را كار نگيرم.

8- يك توضيح فلسفي. از ابتداي اين نوشته تا همين جا دو ساعتي طول كشيده و اين قصه همچنان ادامه دارد.

9- نامه ابراهيم  نبوي :آقای خاتمی! هشدار می دهم! کسانی که اقرار گرفته شده اند بی پناه اند و هر بلایی که برسرشان بیاید مسوول مستقیمش قاضی مرتضوی است و هر کسی که می تواند جلوی این مردک روستایی را بگیرد و نمی گیرد.
 اين هم لينكش در كامنت ها

10 - اينهم نوشته نبوي در جواب آقاي جوادي.
اين مقاله واقعا خنده دار است . اينجا را بخوانيد : نوشته بودید دست و پا زدنهای سیدابراهیم نبوی بیهوده است، مگر من داشتم دست و پا می زدم؟ من یک کار در اینترنت دارم و آن اینکه از سفارت جمهوری اسلامی پول می گیرم و به نفع نظام و خاتمی تبلیغ می کنم و تا به حال هم موفق بوده ام، تعداد خوانندگان نوشته های من حداقل صدبرابر کل اعضای شماست و برای ادامه این وضع احتیاج به دست و پا زدن ندارم.
در پایان، من می دانم که برای اینکه مردم اسم شما را بشنوند و شما را بشناسند، این نامه را نوشتید تا من به شما جواب بدهم و شما خواننده پیدا کنید، من هم فقط همین یک بار را به شما فرصت می دهم و دیگر جواب تان را نمی دهم. تلاش کنید از فرصتی که به شما دادم نهایت استفاده را بکنید که دیگر خبری نیست.

اينم لينكش در كامنت ها
اي ددم واي. انگار دارم نبوييست ميشم.

11ـ يكي از دوستان گفت كه چرا اين لينك ها را در لينكدوني نميزارم. دليلش همينه . اين لينكها اكثرا فيلتر شده اند. و مجبورم يه جا جاشون بدم تا بچه ها بتونن بخونند. اونوقته كه ميزارم تو كامنت دوني و اينجا لينك ميدم و خلاصه...چه طوري بگم فلوني ، خودت بايد بدوني.( جدا اين بيكاري هم امروز مكافاتي شده )

12- همانطور كه يك پنجره در كامنت ها اعلام كرد و هاله هم قبلا از قول علي قديمي نوشته بود فيلترينگ وبلاگها در ايران بسيار شديد شده است. بعضي از دوستان كارتهاي فيلتر نشده را اعلام ميكنند ، قبلا از قول دوستي شنيدم كه اين كار صاحبان كمپاني هاي كوچك را كه فيلتر نميكنند تحت فشار ميگذارد كه آنها هم فيلترينگ را اعمال كنند.چاره اصلي فعلا استفاده از فيلتر شكن ها است و گرنه ديگر  نميدانم چاره چيست. اگر پيشنهادي داريد بگوييد.

[ 10:08 | مهشيـد | 25 ديدگاه ]


Powered by MT3.35