
به جرات میتوانم بگویم که تا کنون سخنرانی ای تا به این حد همه جانبه و پر قدرت و کارشناسانه که نشانگر درایت و محیط بودن شخص به مسئله است از دریافت کنندگان جایزه صلح نشنیده بودم. خلاصه حسابی کیفور شدم. امیدوارم متن سخنرانی وانگاری ماتای در مراسم دریافت جایزه نوبل صلح در اسلو به فارسی منتشر شود. او در سخنرانی اش بخصوص به وضعیت زنان و دختران در کشورهای آفریقایی اشاره داشت و از اینکه درخت به عنوان سمبلی برای صلح و دمکراسی در کنیا شناخته میشود. ( جان من ، این زن زیبا نیست ؟ )
امروز در استکهلم هم جشن پخش جوایز نوبل برقرار بود. از صبح همکاران من داشتند با هم بحث میکردند که ملکه سیلویا و دخترانش چه خواهند پوشید و لباس امسال آنان چگونه خواهد بود. این مسئله تنها مسئله بحث همکاران من نبود که قسمت بسیار مهمی از بحث های تلویزیون در حول و حوش این مسئله گذشت. لباس ملکه سیلویا و پرنسس ویکتوریا در جشن نوبل همیشه بحث داغ رسانه های عمومی در سوئد و دیگر کشورها ست. مدل لباس ایشان و رنگ آن تا آخرین لحظه از تاپ سیکرت های سوئد است که افشا نمیشود ( شوخی نمیکنم. مسئله بسیار جدی است ) . یکی دیگر از تاپ سیکرت ها منوی غذای نوبل است که امسال رقمی در حدود پرسی 1200 کرون را به خود اختصاص داد ( با توجه به اینکه بیشتر از 1200 نفر مهمانان شام نوبل هستند، پیدا کنید پرتقال فروش را ) سالن بزرگ و بسیار بزرگ خانه شهر که گنجایش چنین جشنی را خواهد داشت با گلهایی که از ایتالیا آورده شده اند گلباران شده بود . و برایم زبیاتر از همه این بود که الفرید یلینک ، دریافت کننده جایزه ادبیات ، حاضر به شرکت در این سیرک اشرافی نشد. گفت سوسیال فوبی اش مانع از شرکتش در چنین جشنی است . و تمام امروز بحث در باره این بود که این مسئله را بهانه کرده است. ( اگه درست باشه که خیلی هم خوب کرد )
امروز که کارم زودتر تمام شد ، تصمیم گرفتم قبل از رفتن به سالن ورزش گشتی در شهر بزنم و به میدان میوه فروش ها بروم و مقداری خرمالو بخرم. اما چشمتان روز بد نبیند. در گذر از یکی از خیابان های اصلی شهر با ماشین نمره دیپلمات شاخ به شاخ شدم. هی واستادم اون بره و اون واستاد من برم. سر بلند کردم و از دیدن پرچم روی ماشین یکه خوردم. پرچم ایران بود. گفتم : سفارتی یه بد سفارتی. شما برین همون لیدینگ او در سفارتتان بچپین دیگه. اومدین شهر چه کنین ؟ وقتی به میدان میوه فروش ها رسیدم دیدم جا تر است و از میوه فروشها و هیاهویشان خبری نیست. میدان آب و جارو شده بود و طناب کشی شده بود و پر بود از ماشین های لیموزین و دیپلمات ها ی پرچم دار. بله درست حدس زدید. سفارتی های بد سفارتی هم اینجا بودند. ( دلم میخواد ببینم لباس زن سفیر چی بود :))))
خلاصه به خاطر این منو 1200 کرونی ، ما امروز خرمالو گیرمون نیومد.
|