November 21, 2004

جمعه شب 19 نوامبر  ، شاهرخ مشکین قلم به همراه گروه رقص نکیسا ، در تاتر جنوب واقع در استکهلم برنامه " عمر خیام" را به روی صحنه آورد. او به همراه 6 رقصنده گروه نکیسا در نزدیک به  یک ساعت و نیم برنامه با انبوهی از رنگ و شعر و موسیقی شادی و اندیشه آفرید .

شاهرخ زیباست. مردی است با چهره ای زیبا و بدنی زیبا که اندیشه را با این زیبایی ظاهر هماهنگ کرده است. شاهرخ رقصنده ای اندیشمند است. او را در کنفرانس بنیاد پژوهش در برلین دیدم و با هنرش آشنا شدم.در آنجا در دو کار سلو ، انتخاب زیبایی با توجه به جو حاکم بر کنفرانس کرده بود. شاهرخ در برلین با آهنگ محلی شیر علی مردون ، رقصی بسیار زیبا و مردانه را عرضه کرد. شاهرخ در آنجا با این انتخابش پارادکسی اندیشمند ایجاد کرد. مردی زیبا که زیبا میرقصد ، در کنفرانسی زنانه ، مردی که انگار آنجا بود تا ارزشهای انسانی مردانه را پاس دارد و از انسان مرد چهره ای متفاوت با چهره ای که در جامعه امروز معمول و مترادف شده است ( تیپ ماچو ) عرضه کند.

 اما یافتن جنسیت شاهرخ در رقصی که دیشب روی صحنه برد بسیار مشکل بود. برنامه رقص دیشب تقریبا فرا جنسیتی بود.

برنامه به دو اکت تقسیم شده بود . در اکت اول برای موسیقی برنامه از آلبوم " ترانه های خیام " شاملو با صدا و دکلمه شاملو و آهنگ فریدون شهبازیان که به نوعی موزیک آلترناتیو ایرانی را عرضه میکند ، استفاده شده بود. و موسیقی اکت دوم  یکی از آلبوم های شجریان بود با موسیقی ایرانی و ترانه های خیام .

شاهرخ که  با لباس های زیبا و رنگارنگ روی صحنه می آمد از جنس همه چیز بود.
در همراهی با ترانه :
ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست ، او از جنس ابر بود، که نرم و سبک به میان سبزه ای که بر خاک انسان روییده است پرواز میکرد و بر سرنوشت انسان میگریست.
در همراهی با ترانه : این غافله عمر عجب میگذرد ، او ساقی بود که به گذر عمر می نگریست و جام  پیش میکشید تا شبی را که باقی مانده به روشنا سر کند.

در ترجمه شاهرخ از عمر خیام ، با جنس انسان طرف هستی . انسانی که بیشتر زنانه است و بی توجه به جنسیت ظاهری خود ، زنانگی اش را کشف کرده است و بر میمنت این کشف خود را فراسوی هر جنسی قرار میدهد و با کشمکش همیشگی جنسیت انسان آشتی میکند.در این ترجمه مردانگی نیز وجود دارد و بر عکس همیشه ، به عنوان عنصری منفی معرفی نمیشود. بلکه به طور طبیعی در کنار و همراه زنانگی جلوه میکند.

نمایش دیشب همانطور که گفتم در دو اکت اجرا شد. استفاده از آلبوم " ترانه های خیام " شاملو، کاملا این اکت را به سمت شناخت شاملو از خیام سوق میدهد، در این بخش ، رقصها زمینی و مادی است. شاملو ، شاعری با دیدگاه های مدرنیستی که با استفاده از موسیقی متفاوت و مدرن  شهبازیان ، شاعری را ترجمه میکند که چندین قرن از حضورش در جامعه مدنی میگذرد. شاعری که تکفیر شد . شاعری که نه عارف بود و نه سوفی بود. مادی گرا و دانشمند بود و در تمام رباعیات خود اعتقاد خویش را  به ذرات گردنده را به خواننده منتقل  میکرد. در این اکت  صحنه ها بسیار قوی هستند. موسیقی پر قدرت شهبازیان در اینجا رقصی فریبنده را بر می انگیزد . اما مشکلی که رقصنده با این بخش از برنامه دارد ، کوتاه بودن ترانه ها و قسمت موسیقی این آلبوم شاملو است که بیشتر دکلمه است تا ترانه و موسیقی. این مسئله به طور مشخص امکانات  رقصنده را در عرضه هنرش ، رقص ، محدود تر میکند.

قسمت دوم برنامه با یکی  از آلبوم های شجریان ادامه یافت ( بدون تنفسی در میان این دو قسمت) .این آلبوم اشعار خیام است و موسیقی اصیل ایرانی با اجرای شجریان. (متاسفانه این آلبوم را نشنیده بودم و دقیقا از نامش خبر ندارم ، اگر از دوستان کسی دستی برساند استقبال میکنم ) . در اینجا تماشاگر از ترجمه شاملو از خیام فاصله میگیرد. شجریان خود به عرفان علاقه دارد و من شخصا فرق چندانی در ترانه های او که بر اشعار مولوی بنا شده است با ترانه هایش بر اشعار حافظ هم نمیبنیم. و در اینجا هم با اشعار خیام ، جوی عرفانی بر ترانه ها و موسیقی حاکم است. و این تغییر جو از مادیگرایی به عرفانی و از مدرنیسم به سنت ، تماشاگر را دچار نوعی پریشانی متناقض میکند. تناقضی که رهایت نمیکند.

اما در کنار همه اینها . رقص زیبا و فریبنده این گروه و شاهرخ  شبی خاطره انگیز در ذهن تمامی کسانی که در آنجا حضور داشتند به وجود آورد. شاهرخ عزیز  و مهربان که با وجود یک ساعت و نیم رقصندگی پی در پی در روی صحنه باز در کافه تریای تاتر جنوب حاضر شد و طرفداران خود را در آغوش کشید ، چهره ای دیگر از هنرمند مدرن ایرانی را عرضه میکند. شاهرخ دیزاینر لباس های خودش و برنامه هایش است. بازیگر  تاتر است و رقصنده ای زبر دست. تلاش او برای عرضه رقص و بیش از آن رقص مردانه به عنوان هنری مدرن و زیبا شناسانه در میان ایرانیان و فرهنگ ایرانی بی نظیر است. فرهنگی که رقص مرد در آن معنایی ندارد و اگر هم مرد رقصنده باشد باید با خشونت و بدون ظرافت باشد. ( رقص چوبی ، رقص کردی ، رقص بلوچی  و دیگر رقصهای دسته جمعی که مردان در آن شرکت میکنند ، و یا آنکه تنها رقصندگان هستند) . شاهرخ چهره دیگری از رقص سماعی ( صوفی )  را نیز عرضه میکند.و با ظرافت خاصی که در حرکات بدنش دارد ، این رقص را به شکل بی بدیلی عرضه میکند.

به راستی چه خوب گفته بود آنکس که گفت : خوشبخت کسی است که رقص شاهرخ را ببیند. رقص این انسان زیبا ، که نه تنها صورتی  زیبا بلکه سیرتی زیبا نیز دارد ، به تمام معنی شادی و خوشبختی را به تماشاگر پیشکش میکند. و به راستی خوشبختی چیست ؟ مگر نه همان بهانه های کوچک و زیبایی برای شاد بودن ؟

از سایت شاهرخ دیدن کنید. در قسمت ویدئو میتوانید چند تا از کارهای شاهرخ را ببینید ( به راستی امیدوارم که در ایران قابل دیدن باشد ) و شما نیز از این شادی ای که این هنرمند بزرگ به انسانها عرضه میکند بهره بگیرید. ( دو تا از ویدئو ها به همین برنامه " عمر خیام " مربوط است.



 

[ 10:30 | مهشيـد | 22 ديدگاه ]


Powered by MT3.35