چند روز پیش برای دوستی میخواستم تفاوت لائیسیته و سکولاریسم را توضیح بدهم. همیشه توضیح این مسائل با نمونه ها آسانتر میشود و من سعی کردم نمونه ای برایش بیاورم. بعد از مدتی فکر و کلنجار با خودم بهترین نمونه را یافتم: آمریکا این کشور ِ امکانات ، این مهد دمکراسی، بهترین نمونه تفاوت سکولاریسم ( جدایی دین از دولت ) و لائیسیته ( جدایی دین از سیاست ) است. لایسیته به معنی خصوصی ساختن دین است. مفهوم اصلی آن این است که دین از تمامی ارکان دولتی ، از سیاست و آموزش حذف شود و هیچ نفوذی در آن نداشته باشد. آمریکا به عنوان کشوری که سکولاریسم در آن حکمفرماست ولی مذهب در سیاست و سیستم آموزشی نقش اصلی را دارد ، یکی از بهترین نمونه های زنده است که لازمه خصوصی سازی دین و عدم حضور و نفوذش در سیاست را مشخص میکند. آمریکا طبق آمار یکی از مذهبی ترین کشورهای موجود است. از هر ده نفر آمریکایی 9 نفر مذهبی هستند و تنها 4 درصد از شهروندان آمریکا خود را آتئیست می دانند. در این کشور هر اندیشه متفاوتی با برچسب ضد خدا بودن و ضد مسیح بودن و توطئه بر علیه امنیت کشور به تاریکی رانده میشود و آنچه دیده میشود تنها عربده های نفت خوارانی است که " خدا را در کنار خود دارند". نقش کلیسا در سیاست غیر قابل انکار است. کلیسا با ثروت بسیار زیادی که هر روزه به جیب خود سرازیر میکند از مالیات معاف است . جنگ با نام خدا و غارت ثروت های کشورهای فقیر با نام خدا ، حربه ای نیست که تنها در کشورهای جهان سوم به کار گرفته شود. ارتش آمریکا نیز در میان افرادی که امکانات تحصیلی محدودتری دارند به دنبال نفر میگردد و با نام خدا آنان را به جبهه های جنگ خدایگونه میفرستد تا سرزمینی را که خدا می پسندد از شر دشمنان او حفظ کنند. ارتش آمریکا سرودهای مخصوص خود را در تشویق جوانان به حمله به دشمن با نام خدا دارد. راستی چه فرق میکند ، با نام الله بجنگی یا با یاری God، چه تفاوتی در سینه زنی های مسلمانان با نوحه های کلیسایی که در آن آدمها از خود بیخود میشوند و به زمین می افتند وجود دارد؟ فردا مردم آمریکا به پای صندوق های رای میروند. تا از میان کری و بوش یکی را برگزینند. این انتخاب ، انتخاب یک رئیس دولت برای آمریکا نیست. انتخاب یک رئیس برای جهانی است که تنها یک ارباب دارد. بوش یا کری ، هر دو نمایندگی دو جناح امپریالیسم را به عهده دارند. جناحی که غیر انسانی میکشد و جناحی که با "شیوه های انسانی" میکشد. فردا سرنوشت جهان برای چهار سال تایین خواهد شد. جنگی دیگر در خاور میانه به بهانه اینکه خدا در کنار ماست، حمله به ایران . تکلیف همه اینها روشن خواهد شد. دنیا به طرز بیرحمانه ای زیر چکمه های مشتی جنایتکار در حال له شدن است. و من، فردا با نگرانی به نتیجه انتخابات اربابان دنیا نگاه خواهم کرد، با حماقتی که در خودم سراغ نداشته ام ، کری را به بوش ترجیح میدهم. چرا که نمیخواهم ، نمیخواهم ، نمیخواهم که بمبهای آمریکایی بر سر و روی مردم کشورم باریدن بگیرند.
بیایید با هم برای هزارمین بار به آهنگ جان لنون گوش کنیم. و بیانگاریم، جهانی را خالی از مذهب و مسلکی که مردن و کشتن را رسمیت میبخشد. و بیانگاریم که تمام مردم جهان بتوانند روزی در آرامش و صلح زندگی کنند.
Imagine Imagine there's no countries It isn't hard to do Nothing to kill or die for And no religion too. Imagine all the people Living life in peace.
You may say I'm a dreamer But I'm not the only one I hope someday you'll join us And the world will be as ONE."
" و من آن روز را انتظار میکشم، حتی زمانی که دیگر نباشم"
پ.ن. ترانه جدید امینم در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری ، را در اینجا بخوانید و گوش کنید
|