October 24, 2004

بحث رادیویی در مورد خشونت بر علیه زنان را ( همان که گفتم عصبانی بودم ) در این آدرس بشنوید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در سالن ورزش دو دختر جوان ایرانی در حال گفتگو با هم بودند. از دیسکو های ایرانی صحبت می کردند و پسر ها ایرانی ، از ایشان پرسیدم که دیسکوی ایرانی میروید یا نه. 
ـ خیلی کم. بیشتر ترجیح میدهیم دیسکوهای غیر ایرانی برویم. دیسکوی لاتین آمریکا و از این قبیل . دیسکوهای ایرانی آدم خیلی اذیت میشه.
ـ اذیت ، یعنی چه جور ؟
ـ پسر های ایرانی دیگه ... بند میکنند... ول نمیکنند... آدم یه شب اومده بیرون خوش باشه و برقصه . اونا انگار اومدن فقط بلند کنند...( خیلی از کلمات را به سوئدی میگفت ، من برایشان جانشین فارسی میزارم)
ـ کلا رابطه تون با پسرهای ایرانی چه طوره ؟ یعنی اگر بخواهید دوست پسر داشته باشید ترجیح میدهید ایرانی باشد یا خارجی ؟
ـ ایرانی ؟ عمرا نه. ایرانی نباشه.
ـ چرا ؟ مگه پسر های ایرانی چشونه ؟ 
ـ بابا دهن لقن. یا نه، دهن لق نه. اما همه ش میرن برای همه تعریف میکنند که فلانی با منه یا من با فلانی بودم و از این حرفها . خودشون با هزار نفر میرن و میان ، و فکر میکنند افتخاره ، ولی همچی که یه دختر باهاشونه و به هم میزنه ، دنیا رو پر میکنند که دختره همچی است و همچو است. برای آدم شایعه میسازند و اسم بد درست میکنند. 
ـ همه شون که نیستند .
ـ نمیگم همه شون. اما اکثرشون. و من از کجا بدونم کی اینطور است و کی نیست ؟ چطوری امتحان کنم و بفهمم؟ چند تا تجربه خیلی بد با پسر ایرانی کافی نیست که دور همه شون رو خط بکشیم ؟
ـ همه تون این تجربه های بد رو داشتید ؟هر دو تون ؟
ـ نه فقط هر دو مون ، دوستای دیگرمون هم. به همین علت از پسرهای ایرانی دوری میکنیم. هر چی میخوان بگن. بعدش هم ، دیدشون نسبت به دخترها خیلی عقب مانده است. خیلی . انگار که ملک شخصی میخرند. و یا فکر میکنند با فاحشه طرف هستند و همیشه با تقاضای جنسی شروع میکنند. اصلا آداب معاشرت با زن را بلد نیستند. نمیگم همشون. اما آنقدر هستند که به امتحانش نیارزد که یک خوب از توشون در بیاد.

من این حرفها را از زنان بزرگسال شنیده بودم. چه تجارب شخصی خودم و چه تجارب شخصی دوستانم با مردان ایرانی ، اکثرا تجاربی ناموفق بود. خوب میگذاریمش به حساب تربیت و یا فرهنگ جدا سازی ما و یا هزار درد دیگر که مملکت ما به آن دچار است،  اما وقتی که این دختر های جوان ، که نسل دوم مهاجران ایرانی در استکهلم بودند  اینچنین از نسل دوم پسران مهاجر ایرانی شاکیند . پسرانی که در اینجا و با این فرهنگ مختلط بزرگ شده و رشد کرده اند ، اما همچون پدرانشان با زنان برخورد میکنند ، پس مسئله خیلی پیچیده تر از حد تصور است. دیده ام و شنیده ام که پسران ایرانی در پشت سر دختری را فاحشه خطاب کرده اند و بد گفته اند. دیده ام و شنیده ام که این فرهنگ انگار نسل به نسل بازتولید میشود. و یا تاثیر دوستان مشترک و اشاعه فرهنگ از طریق جمع های دوستانه هست ؟ نمی دانم. آنچه میدانم و متاسفم میکند این است که تصور من که بودن و حضور در فرهنگی مدرن ، میتواند در شیوه نگاه مردان نسبت به زنان تغییر دهد ، چندان حقیقی نبوده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
"جنده "کلمه ای است که در فرهنگ عامیانه امروز برای تحقیر زنان بسیار از آن استفاده میشود. من در ایران این کلمه را بیشتر از لمپن ها میشنیدم و در سوئد این کلمه را از دهان کسانی که خودشان را " روشنفکر " و " شاعر " و " نویسنده " نامیده اند ، به دفعات شنیده ام. من به القابی که اینها به خودشان میدهند زیاد کاری ندارم. اگر طرف خودش را روشنفکر مینامد به نظر من" لمپن روشنفکر" است و اگر  شاعر مینامد ، "لمپن شاعر " ، لمپنی که شاخ و دم ندارد و چند مقاله یا حتی یکی دو کتاب که به لطف دوستان به چاپ میرسد هم بار لمپنی و یا بی پرینسیپی را از دوش کسی به زمین نمیگذارد.
مدتی پیش که شهرنوش پارسی پور و منیرو روانی پور و چهل تن اینجا بودند  ، سر میز شام با افراد مختلفی نشسته بودیم. این گونه قاطی شدن ها را زیاد خوش ندارم. آدم چندان حقی در انتخاب همصحبتانش ندارد و مجبور میشود هر کلامی را ،هر چند بی ارزش بشنود. اما گاهی تنها امکان بیشتر دیدن عزیزانی است که فرصت دیدنشان به دلیل دوری راه کم پیش می آید.

خلاصه با شهرنوش بحث سر کلمه "جنده " شد ، شهرنوش گفت که جنده در ابتدا در زبان فارسی به معنی خانم و بانو  به کار میرفته. و مدتها به همین عنوان ، یعنی " خانم " کاربرد داشته است.
آقای "روشنفکری " از آن سوی میز گفت : بعله خوب ، ما هنوز هم با همین معنا این کلمه را به کار میبریم .و چون فکر میکرد حرفش خیلی بامزه بود ، از حرف خودش خیلی خندید.

همان موقع به فکرم رسید : این آقا "مادر خانمش" را چه مینامد ؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با یکی از دوستان مرد چند وقت پیش در مورد رابطه مرد و زن صحبت میکردیم. به او گفتم که بسیاری از مردان ایرانی نسبت به این مسئله ضعف دارند. شیوه ارتباط گیری ، پیشبرد رابطه ، یا حتی رابطه جنسی را بلد نیستند. نیاموخته اند و نمیخواهند هم بپذیرند که در این امر ناتوان هستند و یا حد اقل ناتوانی هایی دارند. این امر البته همه گانی نیست ولی اکثریت دارد. او گفت : حرفت کاملا درست است. اما طوری صحبت میکنی که انگار زنان ایرانی در این مورد خبره هستند و همه فن حریف ، در حالی که اینچنین نیست. این نقطه ضعف زنان ایرانی هم هست. زن ایرانی هم در گرفتن ارتباط ناتوان است، بیشتر منتظر است تا انتخاب شود. خودش هرگز پا پیش نمیگذارد مبادا جواب رد بشنود ، و به این ترتیب هرگز از حق  انتخابش استفاده نمیکند. در مورد رابطه جنسی هم زن ایرانی بیشتر منفعل برخورد میکند، درست مثل خود انتخاب . همانگونه که در شروع رابطه به انتخاب شدن تن میدهد، در رختخواب هم طوری برخورد میکنند که انگار تسلیم شده اند. انگار از چیزی صرف نظر کرده اند و قربانی شده اند. انگار چیزی گران قیمت را از دست داده اند. شاید به همین دلیل است که همیشه به سکس به عنوان معامله ای نگاه میکنند. معامله ای که در آن بازنده اند و برای آنکه تبادل قوا کنند در قبالش باید چیزی بگیرند، چیزی که خود سکس نیست بلکه مثلا ازدواج است. یا تضمین رابطه ای ابدی . البته این همه گانی نیست، ولی اکثریت دارد.

نظر شما چیست ؟

 

[ 17:50 | مهشيـد | 87 ديدگاه ]


Powered by MT3.35