وقتی که مسئله ژیلا را در این ور و آن ور شنیدم ، به نظرم به عقل جور در نمی آمد. سنگسار ، مجازات زنا است. و ژیلا زنا کار نبوده. ژیلا شوهر نداشته و کلا اینکه این دختر 13 ساله با چنین پرونده ای به سنگسار محکوم شود به عقل جور در نمیآمد. دیروز یکی از آشنایان میلی برای من و تعدادی دیگر زده بود و نوشته بود که مجازات ژیلا سنگسار نبوده و این مسئله بامبول حزبی هاست. و آنها این مسئله را باز وسیله ای برای تبلیغات حزب و سازمانهای مربوط به آن قرار دادند. اینکه ژیلا حکم زندانش قطعی است و نه حکم مرگش.
خوب در اینکه حزبی ها از هر چیزی برای تبلیغات برای خودشان استفاده میکنند شکی نیست. من بعد از این همه مدت و شناختی که در مسائل مختلف از ایشان پیدا کردم ، به این نمونه برخوردهای ایشان آشنا هستم. اما این را هم میدانم که این بامبول ایشان اگر هم تنها به قصد تبلیغات بود ، لا اقل باعث شد که مسئله ژیلا مطرح شود . گیرم که مسئله را بزرگتر از حد اصلی اش و غیر واقعی مطرح کردند. ( که واقعا هم گاهی این غیر واقعی مطرح کردن مسائل ، از بعد آنها کم میکند) اما مسئله اصلی را داریم فراموش میکنیم. و آن اینکه داریم به سادگی به زندانی بودن یک دختر نوجوان تن میدهیم. به همین ترتیب داریم به خیلی چیزها تن میدهیم. به مرگ گرفتند و ما به تب راضی هستیم. همینقدر که این دختر 13 ساله را نکشند ، راضی هستیم. و از اینکه این کودک را به زندان می افکنند ، به جای سنگسار که فکر میکردیم انتظارش را میکشد ، نفس راحتی میکشیم. مهم این نیست که حزبی ها چقدر می خواهند از این مسئله در جهت منافع تبلیغاتیشان استفاده کنند. به هر طریقی ( احتمالا به طریق اخباری که از شیرین عبادی درج شد ، همان خانمی که ایشان بر علیه اش امضا جمع میکردند ) خبر شدند که دخترکی به دلیل رابطه با برادرش و زایمان کودکش در زندان به سر میبرد. و حرکتی را شروع کردند. به هر حال خودش جای تامل دارد. هر چند که ایشان هم مسئله را فقط سنگسار گذاشتند ، انگار که اگر سنگسار و مرگ نباشد ، هر مجازات دیگری مورد قبول است. در صورتی که از ابتدا سنگسار مطرح نبوده است و شیرین عبادی خطر مجازات شدید برای این کودکان را پیشبینی میکرد.
خوب حزب و اینها را بگذاریم کنار . ما که خانم ریاضی نیستیم که بخواهیم در کنار این حرکت اسمی هم برای خودمان باقی بگذاریم. هاله خودمان و دیگر دوستان در همین جا ، بسیاری از حرکت های این وبلاگستان را سازمان داده و هیچ اسمی هم از خودش نگذاشته. بیاییم و به مجازات های شدیدی که در باره کودکان اجرا میکنند اعتراض کنیم. ژیلای 13 ساله نباید در سلولهای زندان جوانی اش را گم کند. بیاییم و به هر گونه مجازات ژیلا و ژیلا ها اعتراض کنیم. این کودکان باید در چتر محافظت جامعه قرار گیرند. به زنده ماندن این کودکان بسنده نکنیم. این کودکان باید حق داشته باشند کودک باشند و زندگی کنند.
برای دفاع از حق کودکان برای زندگی آزاد ، برای دفاع از حق کودکان در کودک بودن ، متحد و یکپارچه اعتراض کنیم.
|