امروز
من با حرکت های اعتراضی به کل موافقم. یعنی کلا همیشه آدم معترضی بودم.پزیسیونم هم همیشه تو اپوزیسیون است. اما تو رو خدا کارهای سخت سخت به آدم ندین . هی اسم وبلاگ عوض کن و هی بزار سر جاش . آخه اینم شد کار ؟ من در این اعتراض با اسم خودم شرکت میکنم. مگه زنانه ها چشه که اسم وبلاگم رو عوض کنم. اسم به این قشنگی ، فکر میکنید ساده بود انتخابش ؟ تازه مگه آقای درخشان زحمت عوض کردن اسم وبلاگم رو میکشه ؟ اصلا می دونه چقدر مکافات داره اسم وبلاگ رو از زنانه ها به امروز تغییر بدی ؟ حالا اگر اسم وبلاگم مثلا سردبیر خودم بود یه چیزی . مثل عقیده ام از بین چپ اندر چپ تا راست اندر راست تغییر میکرد. اما به این سادگی ها نیست که. تازشم. این تیتری که اون بالا نوشتم از تیتر وبلاگم درشت تره. همین جوری خوبه دیگه. ها ؟
لپ کلام. من با این حرکت اعلام همراهی و همبستگی و پیوستگی و وابستگی ( و دیگر اشکال بستگی ) می کنم. اما بزارین این دندون ما همین طوری کج بمونه ...
اینهم نوشته نبوی ، برای بچه های امروز
پ.ن . الان که این نوشته را نوشتم و پست کردم و رفتم وبلاگستان را سر کشیدم دیدم دعوای مفصلی به راه است. " امروز " بودن یا نبودن . مسئله این است. اما برای من مسئله این نیست. من با این حرکت همراهی میکنم چرا که این اصل را بنیاد فکری ام کرده ام که می گوید :من حاضرم جانم را بدهم تا تو که مخالف من هستی ، حرفت را بزنی. برای من فرقی نمی کند سایت " امروز " چه بوده و چه هست و نویسندگانش چه بوده اند و چه هستند. کسانی هستند که امروز صدایشان قرار است خفه شود. و من مخالف این خفه شدن صداها هستم. حتی اگر خود ایشان مخالف صدای من باشند. آری ، من حاضرم جانم را بدهم تا تو که مخالف من هستی ، حرفت را بزنی. این که تویی که مخالف من هستی هر گز چنین نکردی، نمی کنی و نخواهی کرد ، چیزی است که اصلا در این معنا نمیگنجد. این گفته، روح آزادی خواهی است. یک معامله دو طرفه نیست. اینکه تو برایم تب کن تا من برایت بمیرم در اینجا معنی ندارد.
من با این حرکت همراهم ( اسم وبلاگم را هم زورم می آید عوض کنم ) همین.
|