سکت ها و فرقه های مختلف ، به طور معمول قائم به ذات هستند و بعد از مرگ رهبر ، سیر نزولی طی می کنند. پاره پاره می شوند و دچار زوال می شوند. پیرامون شخصی جمع می شوند که جذبه دارد ( کاریسماتیک است) و قادر است افرادرا حول مسئله خاصی متحد کند و این اتحاد را حفظ کند. اما سکت با مرگ یا کناره گیری "رهبر " دچار رکود می شود. جنگ قدرت در میان افرادی که رهبری را حق خود می دانند و هر چند به پای "رهبر " نمی رسیدند اما خود را از دیگر اعضا پایین تر نمی دانند ، بالا می گیرد. و تفرقه و انشعاب پیش می آید.
آنچه در حزب کمونست کارگری پیش آمد به نظر من این است و جز این نیست. منصور حکمت شخصیتی بسیار کاریسماتیک بود ( اینکه می گویم کاریسماتیک است دلیل تایید ایشان نیست ، مسعود رجوی هم کاریسماتیک است. هیتلر هم بود) و بعد از مرگ او جنگ قدرت بالا گرفت. افرادی که به ریسمان ایشان چنگ زده بودند و پراکنده نمی شدند توسط یکدیگر حذف شدند و کنار گذاشته شدند و به دنبال یک سری عملیات ناهماهنگ در گوشه کنار جهان ، هفته پیش انشعابیون اعلام تشکیل حزب جدید را کردند . حزب جدید با نام حزب کمونیست کارگری ـ حکمتیست ، شروع به کار کرد.
من در این مدت تعدادی از نوشته های دو گروه را خواندم و حرفهایشان را در رادیو ها و در اینترنت گوش کردم. از نظر من تنها جنگ قدرت است که به چشم می خورد. در این میانه چه افشاگری هایی نسبت به یکدیگر انجام میدهند و چگونه یکدیگر را به لجن میکشند. آقای مدرسی دو شب پیش از این در جلسه ای اینترنتی گفت که نوشته ها و مقالات چاپ شده در مجلات حزب خسته کننده و سطحی است . برنامه های تلویزیونی و رادیویی خسته کننده و یکنواخت و سطحی است. تحلیل ها سطحی است و بی پایه . ( من هم همیشه همین ها را می گفتم و متحمل فحش های حزبی ها میشدم ) . آقای مدرسی در شرایطی این رامی گوید که تا دو سه ماه پیش همیشه عکسش و مقاله اش در بالای سایت روزنه قرار داشت. به این ترتیب آقای مدرسی باید معتقد باشند که نوشته های خودشان و دوستانشان که به قول خودشان اکثریت کمیته مرکزی حزب بودند خسته کننده ، یک نواخت بی پایه و سطحی هستند ( در میان منشعبین به اسامی اکثر مقاله نویسان سایت روزنه بر می خوریم. مهرنوش موسوی. آذر مدرسی. اعظم کم گویان و .... ) چیزی که آقای مدرسی به آن توجه ندارند این است که این هم ایشان بودند که حزب را و نوشته ها و تحلیل هایش را تشکیل میدادند. خانم موسوی تا همین یک ماه پیش سردبیری یکی از نشریات سطحی و بی پایه و خسته کننده حزب را به عهده داشت که توسط کسی که به او لقب بیوه مائو داده اند ( خانم آذر ماجدی ، همسر منصور حکمت ،و از نظر من به حقیقت لقب برآزنده ای است) برکنار شد . جالب تر از همه این است که این دو گروه بر سر اینکه کدامشان بیشتر از منصور حکمت تبعیت می کند به جان هم افتاده اند. آقای سیاوش دانشور در برنامه رادیو ای قربان صدقه منصور حکمت می رود و دیگران را خارج از خط محسوب می کند و آقای ایرج فرزاد نیز همچنین. آقای دانشور در پاسخ گزارشگر رادیو همبستگی که میپرسد : شما چندان از لنینیسم نام نمی برید . می گوید : نه مثل توده ای ها که آموخته های لنین را بسیار بالا می بردند و مثل آخرین کلام با آن برخورد میکردند . در این موقع منتظر بودم آقای دانشور اضافه کند که ما این کار را با گفته های منصور حکمت می کنیم، که متاسفانه چنین صداقتی نداشتند. این همه ، زوال یکی از سکت های "سیاسی " ایران را به نمایش می گذارد. آنچه برای من روشن است این است که هر حرکتی که بر پایه نیازهای مردم پایه ریزی نشده باشد و رابطه نزدیکی با خواسته های مردم نداشته باشد و صرفا جنبه سکتاریستی داشته باشد دیر یا زود محکوم به زوال است .هر حرکتی که با خود محوری به تعریف از خود و حذف دیگران بپردازد ، محکوم به شکست است. حزبی ها در حرکت امسال خود حتی با سلطنت طلبان همصدا و همگام شدند ولی نخواستند در کنار دیگر مخالفان رادیکال قرار بگیرند. تمامی اینها را بجز پروسه زوال این فرقه ارزیابی نمیکنم. متاسفانه در آینده باید شاهد این باشیم که" تظاهرات های گسترده" این دوستان که با شرکت 10 تا 15 نفر تشکیل میشد ، به دو قسمت (و یا شاید در آینده بیشتر )تقسم شود و بیننده را در سر در گم کند که : پیدا کنید حکمتیست های راستین را. یادم می آید که در زمان انقلاب سازمانهای مختلف سیاسی همدیگر را به عدول از مارکسیسم و سوسیالیسم و کمونیسم متهم میکردند و خود را مارکسیست و سوسیالیست و کمونیست واقعی می خواندند. امروز، 25 سال بعد از آن تراژدی ، به قول مارکس تکرار تاریخ را به شکلی کمدی باید به نظاره بنشینیم. نوشته ها، مصاحبه ها و گفتار این دو گروه را در سایت هایشان می توانید بیابید. برای یافتن آنها اگر آدرس ندارید در گوگل می توانید سرچ کنید و این نمایش غم انگیز را به تماشا بایستید. ساده بگویم. حوصله لینک دادن به این جماعت را ندارم.
********* تازه واردها :
شبنم فکر حشیش سپید ، سیاه ، خاکستری
|