آهای مردم..ما طلا گرفتیم. این فریاد گزارشگر تلویزیون سوئد وقتی که قایق سواران سوئدی از خط پایان رد شدند ، بود. دخترم گفت : این چرا داد می زنه. گفتم : خوب طلا بردن. گفت : ما هم سیتیزن سوئدیم . گفتم : اوهوم.
این چند روزه به وبلاگها سر زدم. همه جا صحبت از مدال رضا زاده بود. من پخش مستقیمش را دیدم. وقتی با لباس آبی اش که کلمات " یا ابا الفضل " رویش حک شده بود ، با شعار یا صاحب الزمان زیر وزنه رفت. و سفیر ایران پرچم تکان داد ،راستش هیچ ارق وطنپرستی در من جوشیده نشد. انگار برایم یک اندازه بی تفاوت شده. هیچ کدام از این طلا ها را متعلق به خودم نمی دانم. نه اینکه رضا زاده را اعوض الباله ( دیکته اش اینطوری بود ؟) حکومتی بدانم و یا دولتی بدانم یا زود مثل خیلی ها مارک اصلاح طلب و خاتمی چی ( راستی خاتمی که رفت چه کنیم ؟ بگیم موسوی چی ؟ زشت نیست ؟) بهش بچسبانم. نه. اما وزنه ای که با دست نداشتهً ابولفضل و با آویزان شدن به دامن امام زمان بالا برود و موجب بشکن زدن سفارتی ها شود. هوم... نیستم. نه اینکه بخواهم ورزشکار ایرانی را تحقیر کنم. نه. شرایط سخت زندگی آنها را در ایران می دانم و می دانم که برای ادامه ورزششان و راه یافتن به گروه اعزامی برای المپیک باید چه هفت خوانی را طی کنند. و به هیچ وجه هم نمی گویم که نروند و طلا نگیرند که احیانا تبلیغ جمهوری اسلامی نباشد. نه. اینها را نمیگویم ، همیشه هم کشورم را دوست داشتم و همیشه هم از هر چیز که نام کشورم را به نیکویی بر دهان ها بیندازد احساس سربلندی میکردم. اما آن روز در مقابل تلویزیون و در مقابل صحنه وزنه زدن رضا زاده، احساس بی وزنی مطلق میکردم.
پ.ن : ببینید دوستان. من به اعتقاد کسی توهین نکردم.در جملات خودم هیچ توهینی نمی بینم فقط بیان آنچه بود که دیدم. من احساس خودم را ( یا بی احساسی خودم را ) را در مورد این مدال گفتم. همانطور که در مقابل مدالهایی که سوئد آورد بی احساسم. من درد خودم را بیان کردم ، که وقتی که سفیر ریشوی جمهوری اسلامی را در حال تکان دادن پرچم دیدم ، برای این طلا احساسی در من باقی نماند. شاید غلط باشد ولی این احساس من بود. همانطور که قلبم درد می گیرد وقتی می بینم که ملتی را که شادی می کند در یک کفه ترازو قرار میدهند و شادی رهبر را در کفه دیگر. این احساس من است.به نظر شما غلط است ؟شاید باشد . اما به دفاع من از همجنسگرایان و یا هیچ مسئله دیگری ربط ندارد. برای من اعتقادات انسانها محترم است.( ضمن اینکه همجنسگرایی اعتقاد نیست) . و این مسئله به اعتقادات مذهبی ایشان ربطی ندارد.
پ.ن : این نوشته نبوی هم جالب است. فکر نکنم او هم قصد توهین به مقدسات داشته باشد. اهمیت نیایش و دعا در المپیک 2004
******** تازه واردها: دیلماج دختر همجنسگرا درخت کوچک مری مون آلبالوی ترش یه جایی یه دختری
|