August 19, 2004

گاهی وقتا چیز زیادی لازم نیست تا طعم خوش بودن را حس کنی.
یک فنجان قهوه داغ ، یک برش پای میوه ، یک سی دی پلیر پرتابل و ملودرامای بوچلی ،  یک صندلی و یک میز پشت پنجره ای که بنشینی و به باران و   مردمی که از باران به این سو و آن سو پناه می برند نگاه کنی. 
چیز زیادی لازم نیست که بتوانی ضیافتی برای خودت به راه بیاندازی. 
و گاهی لازم است این ضیافت ها، و اینکه بدانی خودت تنها میهمان این ضیافتی .
در یک بعد از ظهر بارانی ، در استکهلم ، چیزی بیشتر از این لازم نیست ، وقتی که نم خیس ِ بودن به همراه باران بر صورتت می نشیند.

[ 22:26 | مهشيـد | 45 ديدگاه ]


Powered by MT3.35