August 5, 2004

**هميشه فكر مي كردم پستي انسانها حد و مرز دارد. مي دانيد منظورم انسانهاي معمولي است. از هيتلر و خميني و اين دار و دسته حرف نمي زنم. بلكه انسانهاي معمولي. انسانهايي مثل من و شما. همه قرار نيست خوب باشند ، خيلي ها بد هستند و خيلي ها هم خيلي بد. اما براي بدي و پستي حد و مرزي مي شناختم. كه گاهي مسائلي پيش مي آيد كه موجب مي شود در اين شيوه تفكر خودم تجديد نظر كنم.
اين روزها در راديوهاي ايراني ـ محلي  استكهلم غلغله اي جديد افتاده. من خودم متاسفانه ( يا خوشبختانه ) وقت و حوصله گوشكردن به اين راديوهاي گوناگون  را ندارم. يكي از دوستان خبر را تلفني به من گفت كه فكر كردم احتمالا مثل هميشه دارند راديو ها بزرگش مي كنند. وقتي ديروز در روزنامه هاي سوئد ماجرا را خواندم ديدم كه اين تو بميري از اون تو بميري ها نيست.
ماجرا اين است كه مردي كه خودش را دكتر صادقي معرفي ميكرد ، خود را كارمند سازمان ملل معرفي كرده و به پناهندگان قول داده كه در ازاي مبلغي بين 50 تا 100 هزار كرون برايشان پناهندگي در سوئد را جور مي كند. اينها پناهندگاني هستند كه اخراج گرفتند و در مستعصلي كامل به اين مرد رو آوردند و مورد اخاذي قرار گرفتند. شايعاتي بر سواستفاده هاي جنسي نيز علاوه بر سواستفاده هاي مالي در جريان است.
پناهندگان اخراجي جزو يكي از اقشار بسيار آسيب پذير جامعه سوئد هستند و من شخصا نمي فهمم كه چقدر انسان مي تواند رذل باشد كه بتواند از اين افراد اينچنين سو استفاده كند.
به طوري كه شنيده ام اين آقا در سميناري كه مدتي پيش در استكهلم برگزار شد تهت عنوان هويت ايراني هم سخنران بوده است ( نشان مي دهد براي سخنراني در اين جور مباحث به اطلاعات زيادي هم لازم نداريم. فقط حراف بودن كافيست) . ايشان از طرف يكي از راديو هاي محلي استكهلم كه متعلق به آقايي است كه قبلا چپ الهي بوده و الان شاه الهي است معرفي شده است. دست مريزاد.

**فعلا در زندانهاي سوئد يك سرگرمي جديد درست شده است. مسابقه اي بسيار سرگرم كننده به نام كي مي تونه در بره و بيشتر دوام بياره. اين مسابقه به اين شكل است كه چند تن از زندانيهاي دراز مدت جنايي فرار مي كنند و تمام پليس سوئد دنبالشون ميگرده و وقتي پيداشون كرد چند نفر ديگه فرار ميكنند. در اين بازي تمام ملت سوئد هم با دلهره و تشويش شركت مي كنند. هفته پيش يك دسته سه نفري فرار كرده بودند كه بعد از 4-5 روز دوباره دستگير شدند و ديشب هم يه دسته سه نفري ديگر فرار كردند. من در دهكوره اي در حومه استكهلم كار ميكنم. هفته پيش يكي از همكاران من كه زن مسني  است  و در همان دهكوره زندگي مي كند ،گفت كه شوهرش امشب خانه نيست و از ترس تومي اولسون ( يكي از فراريان كه به جرم قتل پليس در زندان بود ) مي ترسد شب در خانه تنها بماند. اينكه به فكرش برسد كه تومي اولسون كه در شهر ديگري فرار كرده  تمام سوئد را مي گذارد و شب مي آيد در خانه او اتراق مي كند به نظر من نبوغ زيادي مي خواست. احتمالا اين هفته هم از ترس اين سه نفر خواب به چشم نمي آورد.

**صدام حسين مايل است دوران زندانش را در سوئد بگذراند. ايشان زندانهاي سوئد را انساني و مطابق با قوانين حقوق بشر توصيف كرده اند و مايلند اينجا باشند. زندانهاي عراق يكي از مخوف ترين زندانهاي دنيا بود و شديدترين شكنجه ها به مخالفان رژيم صدام اعمال ميشد. ولي وقتي كه خود ايشان قرار است زنداني باشند ، كجا بهتر از سوئد كه در مقابل زندانها ديگر ، حتي آمريكا ، هتل است.
رئيس قسمت زندانها در سوئد گفته است كه او براي سوئد بسيار بزرگ است. ( به عبارتي لقمه اي است كه در گلوي ما گير مي كند) و سوئد نمي تواند او را بپذيرد.  چون بايد يك بخش مخصوص او بسازد. من فكر مي كنم زندانهاي سوئد با اين حفاظتي كه دارند و بخصوص بازي دزد و پليسي كه تازه راه انداختند همين صدام حسين را كم دارد و بس.

**مرگ بر بوش مرگ بر بوش مرگ بر بوش بگو... ( با آهنگ بخوانيد لطفا )
مرگ بر كري مرگ بر كري مرگ بر كري ...هوم..نه .. به آهنگ نمي خوره. اين آقا نمي خواد اسمش  رو عوض كنه ؟ يعني ما بايد باز هم آهنگمون رو عوض كنيم ؟
چند روز پيش داشتم به شوي بزرگ انتخاباتي در آمريكا نگاه مي كردم. هيلاري كلينتون و عيال از كري حمايت كردند . و من هم نشسته بودم جلو تلويزيون و داشتم نگاه مي كردم. يك لحظه احساس كردم خوشحالم. خوشحالم از اين كه اين دو نفر در انتخابات طرف هم حزب خودشان را گرفتند و از او حمايت كردند و اين شانس برنده شدن او را بالا مي برد و احتمال جنگ آمريكا و ايران پايين مي آيد و ايران بمباران نمي شود.
از اين احساس آنچنان شرمنده شدم كه مي خواستم سرم را بكوبم به ديوار. شرمندگي نبود شايد كه به بيچارگي بيشتر شبيه بود. بيچارگي از اين كه مي داني كه "سرنوشت تو را بتي مي سازد كه ديگران مي پرستند. "

**ماجراي غده و اينا رو اينهمه جدي نگيرين بابا. جدا خيالي نيست. خودم فكر مي كنم دچار التهاب غده  تيروئيد شدم. ننوشتمش كه خودم را برايتان لوس كنم ( نه زياد ) بلكه بيشتر اين گفتار در باره روي سر ايستادن برايم جالب بود. اينجا خيلي موجب تعجب شده بود. خلاصه چيز خاصي نيست. مي دونم كه نيست. ( در ضمن ممنون از اينهمه همدليتون )

**در ميل يكي از دوستان ديدم كه نوشته بود كه  يارو ديگه تصميم گرفته به من  فحش نده. رفتم و ديدم راست مي گه . حالا نمي دونم كه به كل شفا پيدا كرده يا دوران نقاهت رو مي گذرونه . راستش زياد هم خوب نيست ها. وقتي كه اين يارو  بهم فحش نمي ده احساس بدي دارم. احساس مي كنم نكنه از من خوشش اومده و  اونوقت يه جورايي چندشم مي شه. هميشه گفتم كه اگر قرار باشه بين لكاته بودن  و اثيري بودن يكي را انتخاب كنم ، لكاته بودن را انتخاب مي كنم. به نظرم اين كه ما زنها را لكاته خطاب كنند هيچ وقت چيز بدي نبوده. و شخصا هيچ وقت مشكلي با اين برخورد نداشتم. اما حالا كه اين يارو ديگه شفا پيدا كرده و نمي خواد به من فحش بده... ممكنه دچار دپرشن بشم. :))) ( حالا فكر مي كنيد اين نوشته براي شروع يك دوره جديد فحاشي كافيه ؟ به اين ميگن كرم ريختن ها !!! )

پ. ن . قصد من انتقام گرفتن از يارو نيست. بلكه فقط اينه كه بفهمه كه با اين فحشهاش فقط خودش را خراب كرد. من هيچ طوريم نشد. هيچ احدي نيامد اينجا و بگه فلاني به تو گفت فلان و آيا تو فلان كاره هستي يا نه. يارو خانم . شما فقط موجبات دردسر خودتان را زياد مي كنيد. هي هم فكر نكنيد كه اگر  كسي در مقابل فحاشي شما سكوت مي كند و چيزي بهتان نمي گويد به اين دليل است كه از شما ترسيده يا عقب نشيني كرده يا كوتاه آمده. فقط به اين دليل است كه اهميت نمي دهد. وگرنه من همچنان بر سر حرفي كه زده بودم هستم. شما هم همچنان نياز داريد تغيير كنيد و گوش كنيد ببينيد چه مي گويند. نه اينكه ببينيد كي مي گويد و بپريد وسط و خودتان را تكه پاره كنيد ( واسه سلامتي تان هم ضرر داره به خدا :))

**هاله يه راه خوب براي جواب به متلك هاي مردها در ايران پيدا كرده. اينجا بخونيد . كسي چيز ديگري به نظرش مي رسه ؟ فكر كردم يه باند ضد متلك درست كنيم و جواب تمام متلك هايي را كه مي شنويم ( يا مي شنويد ) حاضر داشته باشيم. راستي يه سوال ديگه هم داشتم. اين هايي كه متلك مي گن از گفتن اين كلمات زشت و عبارات جنسي چه لذتي ميبرند ؟  آيا مي تونن يه توضيحي بدن ؟ بلاخره از اين همه وبلاگ نويس و وبلاگ خون مرد حتما كساني هستند كه در عمرشون متلك هم گفته باشند ديگه. نه ؟ مگه مي شه ؟ پس اين متلك ها رو كي مي گه ؟

پ. ن : آسيه هم در اين مورد نوشته.
 بچه ها  جدا بياييد و مقابله كنيم.

**تيم ايران هم كه باخت. حالا نمي دونم دقيقا به كي باخت و چه جوري باخت. نمي دونم اين گربه حالا چي داره بگه .

**** پ .ن :با كلي پارتي بازي ( دكتر آشناست ) جواب آزمايشم را الان گرفتم. همانطور كه در بالا هم گفتم التهاب و عفونت تيروئيد است. با دارو برطرف مي شود. ( هاله بيخود نمي گه كه بادمجون بم...)

[ 13:04 | مهشيـد | 36 ديدگاه ]


Powered by MT3.35