July 29, 2004

از دوستان انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در پاریس میلی دریافت کردم که خبر برگزاری اکسیونی برای همبستگی با زندانیان سیاسی در ایران است. نام این اکسیون صد ساعت همبستگی است. میل را داون لاود کردم . شرح اکسیون را اینجا ببینید.


انتقاد از خود زورکی :

در سوئد چند وقت پیش عزیزان نویسنده ما از ایران سمیناری در رابطه با زن در ادبیات فارسی ایران داشتند. من گزارشی از این سمینار به سایت زنان ایران فرستادم. از اون گزارش های بزن و در رو بود. البته ما زدیم ولی نتوانستیم در برویم. آقای عابدینی و آقای آبکنار در برلین خفت مرا گرفتند و طبق یک سری عملیات گیس کشی ( گیس از من بود ، آقای عابدینی طفلک گیسی برایش نمانده است) از آنها اصرار و از من انکار که شرح واقعیت نکردم. ( انگار که قرار بود شرح واقعیت کنم، ملت چقدر توقع دارند ها ) خلاصه  حسابی دعوام کردند و موجب شد که من از خجالت خیس عرق شدم. و به هر چی جد و آباد خودم فحش دادم که دیگه من باشم گزارش ننویسم با این ملت قدر نشناس !!! البته از آنجا که من جد و آباد خودم را زیاد تحویل نگرفتم هیچوقت ، همان فردایش گزارش کنفرانس برلین ( آنکه در آن لخت شدند و رقصیدند نه ، آن یکی ) را نوشتم و فرستادم. بچه ها در آنجا گفتند که  خلاصه ای از گفتارشان را  برای من می فرستند و من آن را برای سایت بفرستم. من هم چنین می کنم و از بچه های سایت زنان ایران می خواهم که اگر امکانش بود آن را منتشر کنند ، از طرفی هم دیدم این طفلی ها مردند ، گناه دارند . و گفتم که در اینجا هم خلاصه نوشته شان را بگذارم .  آن را در این محل می توانید بخوانید. ببینید اصلا با گزارش من فرق می کند ؟ نه جان من ، حالا من کمی منفی تر به قضیه نگاه کردم .( خوب آخه مرد بودند بابا )  انصافه که یه مو تو سرم باقی نگذارن ؟
از شوخی گذشته به نظر من آقای عابدینی کار پر زحمت و بسیار دقیقی روی نوشته های زنان کرده بودند. که قابل تامل است. آنچه من با آن مشکل داشتم دید مردانه ایشان بود که همواره در نقد و بررسی که نسبت به نوشتار زنان داشتند به چشم می خورد. چون ایشان را انسان بسیار اندیشمندی دیدم ، امیدوار هستم که با برخوردی صحیح می توانند این دید را تغییر داده و همانگونه که خود از آن سخن می گفتند نوشتار زنان را با نگاهی تازه بررسی کنند.
( آقای عابدینی عزیز و بسیار عزیزم . باور کنید من شما را دوست دارم. ولی باور هم کنید که ادبیات زنان نمی تواند تا زمانی که زندگی زنانه ، شادی و نشاطی ندارد ، از طنز و شادی سخن بگوید. اگر ادبیات زنان در ایران به عنوان ادبیاتی پرخاشگر عرضه میشود به این دلیل است که در جامعه پرتنشی زندگی می کنیم و زنان در این جامعه حق پرخاش و اعتراض ندارند. اگر در ادبیات خود هم داد نزنند پس کجا ؟ در صحبتی که با هم داشتیم به شما گفتم ، اگر کسی را کتک بزنند ، معمولا داد می زند. ما معمولا به جای اینکه جلوی کتک را بگیریم به داد و فریاد اعتراض می کنیم. باید با هم در مقابل این تعارض به زنان بایستیم. من شما را نه در مقابل خودم که در کنار خودم می دانم. گیرم کمی باید همدیگر را بسابیم :))

لینک های اکسیون و خلاصه سخنرانی دوستان را در وبگردی های زنانه ام گذاشته ام که تا مدتی بماند .

 

[ 1:02 | مهشيـد | 16 ديدگاه ]


Powered by MT3.35