ها ها ها ... هي هي هي.. هو هو هو... خياط در كوزه افتاد... كيف كردم. جدي جدي كيف كردم. مهاجراني به جرم پرداخت نكردن مهريه همسرش به زندان افتاد. خوب زندان او با زندان زرافشان و باطبي ٍ ما خيلي فرق مي كند. اما باز هم با مزه بود. جالب مهريه خانم است : «طبق عقدنامه، مهريه من 2 هزار سكه طلا، يك ويلا در شمال شهر به مساحت 500 متر، حج تمتع، 14 مثقال طلا، 14 مثقال نقره، 14 مثقال ابريشم و 14 مثقال نمك و يك ديوان حافظ خطي و چند عدد تابلو بود و آقاي مهاجراني همه اينها را پذيرفته است ". به اين ديگه نمي گن ازدواج. اين يه سرمايه گذاري بسيار پر منفعت بود :))) كسي مي دونه اينا چند وقت زن و شوهر بودند ؟ آدم مي تونه حساب كن هر روز براي اين آقا چقدر خرج برداشته :)) الهي... همه اش 14 . به هواي چهارده معصوم. 2000 سي چيشونه نمي دونم. همه رو ول كن, اون 14 مثقال نمكش منو كوشته .. خانم جان من مي گم اون رو ببخش تا نمك گير نشي. ولي بامزه بود . كلي كيف كردم. راستي شنيده بودم كه دليل اصلي ممنوع الخروج بودن دكتر سروش هم اين بود كه مهريه زنش رو نداده بود. شايعه است يا حقيقت ؟ كسي خبر درستش را داره ؟

امروز در استكهلم پرايد افتتاح مي شود. پرايد را كه يادتونه ؟ فستيوال همجنسگرايان. و ديشب در مركز استكهلم ، دو همجنسگرا كه مورد ضرب و شتم راسيست ها قرار گرفتند روانه بيمارستان شدند. من فردا در محل فستيوال خواهم بود و برايتان يك گزارش مصور تهيه خواهم كرد. شنبه هم كه راهپيمايي است. امسال دوربينم هست و اميدوارم بتوانم عكس هاي خوب بگيرم.
|