خانم جان. ما هی می گیم نره ، تو می گی بدوش که . گرفتار شدیم ها. باشه ، ما هم می گوییم آزادی بیان در ایران وجود دارد. بخدا وجود دارد، به اروای خاک آقا وجود دارد. این آزادی بعد از بیان است که وجود ندارد. شما که جایزه بردی یه فکری هم به حال اینش می کنی ؟
در زمانی که دست اندر کاران خود رژیم به عنوان اپوزیسیون در مقابل آن می ایستند و آزادی گفتمان ندارند ، وقتی که همه در حکمت این شعر حافظ : چو پرده دار به شمشیر می زند همه را / کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند ، دیده اند که رژیم بچه های خودش را هم میخورد ، حرف زدن از وجود آزادی بیان به باطنی کور نیاز دارد. کاری که حتی دیگر خاتمی هم نمی کند. خانم عبادی در شرایطی این حرف را زده است که مردم ایران سعی در جلب نظر مقامات بین الملی به طرف یورش بزرگ ج.ا در جهت سلب هر چه بیشتر آزادی های اجتماعی در ایران دارند. در امتداد سخن ایشان احتمالا این سانسور اینترنت هم برای حفظ آزادی بیان است. و احتمالا بسته شدن سیستماتیک روزنامه ها در ایران هم تلاشهای دولت ج.ا در جهت حفظ آزادی بیان است.
خانم جان.. آخه اینقدر ما را خجالت نده. هی چشمک زن چپ رو می زنی می پیچی براست؟ حرمت اون چند هزار نفری را که به پیشوازت آمده بودند ، حرمت زهرا کاظمی ، حرمت ملتی که برای گفتن و گفتن و باز گفتن ، روزانه بهای سنگینی می پردازند ... در مصاحبه ها اعلام کرده بودی که یک مدافع حقوق بشر باید همیشه در اپوزیسیون بماند و هرگز وارد حکومت نشود. این ماندن در اپوزیسیون به معنی خلع سلاح اپوزیسیون که نیست خانم جان. شما" آفتاب را گذاشته اید و با اتکا به ساعت شماطه دار خودتان می خواهید ملت را متقاعد کنید که روز شده است ؟" وقتی تمام مراجع بین المللی در تمام دنیا با صدای بلند اعلام می کنند که در ایران حق آزادی بین وجود ندارد ( حالا انگار آزادی های دیگر وجود دارد ) وقتی ایران به عنوان بزرگترین زندان روزنامه نگاران شناخته می شود.آنوقت یک مدافع حقوق بشر و گیرنده جایزه صلح نوبل بیاد بگه ما در ایران آزادی بیان داریم.
راستی آیا این از خصوصیت های قدرت است که سوی چشم را ضعیف می کند و دیدن حقیقتی به این آشکاری را چنین مشکل می سازد ؟
|